برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1344 100 1

just in time

واژه just in time در جمله های نمونه

1. I got home just in time - it's starting to rain.
[ترجمه ترگمان]درست به موقع رسیدم خونه - داره بارون میاد
[ترجمه گوگل]من فقط در زمان به خانه رسیدم - شروع به باران می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mercifully, I managed to stop the car just in time.
[ترجمه ترگمان]خدا را شکر، من درست بموقع اتومبیل را متوقف کردم
[ترجمه گوگل]با مهربانی، من توانستم ماشین را فقط در زمان متوقف کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The taxi skidded to a halt just in time.
[ترجمه ترگمان]تاکسی به موقع متوقف شد
[ترجمه گوگل]تاکسی فقط به موقع متوقف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I arrived just in time for my flight to London.
[ترجمه ترگمان]من درست بموقع رسیدم به مقصد لندن
[ترجمه گوگل]برای پرواز من به لندن به موقع وارد شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی just in time در دیکشنری تخصصی

just in time
[برق و الکترونیک] درست سروقت اصطلاحی در تولید برای شیوه ی کار سازندگان طرف قرار داد به گونه ای که محصولات ( قطعات ) خود را درست در زمان مشخص و قبل از رفتن به خط تولید در اختیار کارخانه قرار دهند تا موجودی همواره در کمترین سطح باشد.
[صنعت] درست به موقع ، تولید به هنگام ، تولید به موقع - سیستمی برای تولید و تحویل واحدهای مورد نیاز، در زمان مورد نیاز و به مقادیر مورد نیاز. عناصر کلیدی در به هنگام بودن عبارتند از حرکت،بیرون کشیدن ، کار استاندارد (با موجودی های استاندارد حین فرآیند) و زمان تکت

معنی کلمه just in time به انگلیسی

just in time
• jit, right before time is up, right before it would be too late (internet chat slang)

just in time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد لواسانی
تولیدبه هنگام
وحيده
به موقع
زهرا
سربزنگاه
محمد
دقیقه نود..
لحظه آخر .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی just in time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )