برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1358 100 1

keep up

/kip ʌp/ /kiːp ʌp/

1- بالا نگهداشتن، از افتادن جلوگیری کردن 2- ادامه دادن 3- پابه پای کسی یا چیزی رفتن، عقب نیافتادن

واژه keep up در جمله های نمونه

1. Hurry up, or you won't keep up with them.
[ترجمه سبا] عجله کن ، وگر نه از آن ها عقب می مانی
|
[ترجمه ترگمان]عجله کن، وگرنه با آن‌ها نخواهی ماند
[ترجمه گوگل]عجله کنید، یا با آنها همخوانی نداشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I cn't keep up with the new songs.
[ترجمه سبا] من با آهنگ های جدید حال نمی کنم .
|
[ترجمه علی] من در جریان آهنگ های جدید نیستم و اخبار آنها را پیگیری نمی کنم
|
[ترجمه آرش پیوندی] نمی‌تونم آهنگ‌های جدید رو دنبال کنم.|
...

معنی عبارات مرتبط با keep up به فارسی

صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتن، وانمود کردن، ظواهر را حفظ کردن
چشم و هم چشمی کردن
زبان فرانسه راهمانقدرکه میدانیدنگاه دارید که فراموش نشود

معنی کلمه keep up به انگلیسی

keep up
• continue, persist, maintain one style of working; preserve, maintain
keep up appearances
• maintain the illusion that all is well (financially, emotionally, etc.), pretend that everything is fine
keep up the good work
• continue doing a good job
keep up with the joneses
• try to maintain the same standard of living as someone else (i.e. a peer or neighbor)
keep up with the times
• keep pace with what is happening in one's day and age

keep up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza Elahi
همراه شدن
محمد خ1
to be able to understand or deal with something that is happening or changing very fast
لیلی
مسابقه دادن
Samin
Make something remain at a high level.
a.r
to physically hold or maintain something in an upright position or at a certain level

to maintain or adhere to an agreement

to maintain something to an expected or acceptable level

to continue doing something in the way one has been doing it
to move or progress at the same rate as others
to be just as productive as someone or something

to stay informed about something or in touch with someone with following the latest developments or communicating regularly

بیدار نگه داشتن
to prevent someone from sleeping with making noise, distracting them, etc -in this usage, a noun or pronoun is often used between "keep" and "up
shiva_sisi‌
پابه پای کسی یا چیزی رفتن، عقب نیافتادن،مسابقه دادن،بالا نگه داشتن،از افتادن چیزی جلوگیری کردن
مسعود طلایی
ادامه دادن
عاطفه موسوی
پایبند بودن به
Sahar
مطلع شدن
به روز شدن یا ماندن
حسام
هم لِوِل نگه داشتن، همتراز نگه داشتن، هم سطح نگه داشتن،به سطحی رساندن
🐾 مهدی صباغ
خود را به روز نگه داشتن
عقب نماندن از دیگران
خود را پا به پای دیگران کشاندن
هم تراز کردن خود با دیگران
رامین نعیمی
تحمل کردن
عباس نعمتی فر
در سطح بالا نگهداشتن
The high cost of raw materials is keeping prices up.
NATO kept up the pressure on the Serbs to get out of Kosovo.
NeginNk
How is the chair keeping her up?
چجوری صندلی نگهش داشته(تونسته وزنشو تحمل کنه)
پویا محمودی
بروز بودن
بروز ماندن
سميرا مدرسي
كنار آمدن با چيزي
Sahar martinez
تو دست و پای کسی پیچیدن
Is she keep you up? = اون توی دست و پات میپیچه؟
کیوان نیک نژاد
در جریان قرار گرفتن:Keep up on international affairs آگاه به روابط جهانی*ادامه بدون توقف:Rain kept up all night بارون تمام شب بی وقفه بارید*متوجه شدی، گرفتی؟ shes not my girlfriend, keep up او دوست دخترم نیست، گرفتی!! *تشویق(در حالت شاد) ، با همین فرمون برو!! :Your doing very wel, keep it upکارت خوب بود، آفرین با همین فرمون برونش!! *توقف یا تکرار(در حالت بیان اخطار) *عالی، حرف نداره(در حالت بیان تعریف و تمجید).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی keep up
کلمه : keep up
املای فارسی : کیپ آاپ
اشتباه تایپی : نثثح عح
عکس keep up : در گوگل

آیا معنی keep up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )