برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1334 100 1

Lad

/ˈlæd/ /læd/

معنی: غلام، پسر بچه، جوانک
معانی دیگر: پسر، نوجوان، ریکا، کلوک، لند

بررسی کلمه Lad

اسم ( noun )
(1) تعریف: a boy or young man.
مترادف: boy, fellow
مشابه: adolescent, kid, youth

(2) تعریف: (informal) a familiar or affectionate term or form of address for a man.
مترادف: chap, fellow
مشابه: buddy, chum, guy, pal

- The men in my club are all good lads.
[ترجمه ترگمان] افراد باشگاه من بچه‌های خوبی هستند
[ترجمه گوگل] مردانی که در باشگاه حضور دارند، همه بچه های خوب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Lad در جمله های نمونه

1. the lad was afraid his father would find out
پسر بچه می‌ترسید که پدرش بفهمد

2. the lad was playing with the pistol but his father took the pop away from him
پسرک با تپانچه بازی می‌کرد ولی پدرش آن را از او گرفت.

3. a gawky lad
یک پسر بچه‌ی لق‌لقو

4. he was a lump of a lad
او پسر دکل و احمقی بود.

5. in order not to fall, the lad gripped the branch
پسرک به شاخه چسبید تا پایین نیافتد.

6. The little lad was a real handful. He was always up to mischief.
[ترجمه ترگمان]بچه کوچک یک مشت بچه واقعی بود همیشه شرارت می‌کرد
[ترجمه گوگل]پسر کوچولو یک انگیزه واقعی بود او همیشه به بدبختی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When I was a lad his age I would laugh at the strangest things.
[ترجمه ترگمان]وقتی بچه بودم به عجیب‌ترین چیزها می‌خندیدم
[ترجمه گوگل]هنگامی که من یک سنبله بودم، می توانستم با عجیب ترین چیزها خندیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He's a strapping lad — already bigger than his father.
...

مترادف Lad

غلام (اسم)
bondsman , peon , bondman , slave , bondservant , lad , serf , vassal , thrall , page , galley slave
پسر بچه (اسم)
youngster , lad , boy , loon , laddie , callant , page
جوانک (اسم)
youngster , chap , sprig , lad , callant , youngling

معنی عبارات مرتبط با Lad به فارسی

نردبان، وسیله پیشرفت یارسیدن به مقصود

معنی کلمه Lad به انگلیسی

lad
• young boy, male child; man; fellow
• a lad is a boy or young man; an informal word.
lad mag
• magazine for young men featuring sex and sports and other subjects which interest men
good lad
• well behaved boy
handsome lad
• good looking young man

Lad را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
پسرک، بچه جون
مهدی باقری
کسی که با اسب کارمیکنه
Stable lad, stable boy
The lads=بروبَچ
Lad culture= رفتارای مربوط به پسرای جوون، نوشیدن مشروب، رفیق بازی، رانندگی با سرعت زیاد، تماشای فوتبال و… (بار معنایی منفی)
Lass= دختر یا خانم جوان
کیمیا
پسر بچه ، جوانک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lad
کلمه : lad
املای فارسی : لند
اشتباه تایپی : مشی
عکس lad : در گوگل

آیا معنی Lad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )