انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1022 100 1

Lease

تلفظ lease
تلفظ lease به آمریکایی/ˈliːs/ تلفظ lease به انگلیسی/liːs/

معنی: مرتع، کرایه، اجاره، اجاره نامه، اجاره دهی، اجاره دادن، کرایه کردن، اجاره کردن
معانی دیگر: (خانه و غیره) اجاره، سلاک، مدت اجاره، کرایه کردن یا دادن، اجاره کردن یا دادن، ملک اجاره ای (استیجاری)

بررسی کلمه Lease

اسم ( noun )
عبارات: a new lease on life
(1) تعریف: a contract or agreement for the occupancy or use of one party's property by another for a specified period of time and in exchange for monetary or other compensation; rental agreement.
مشابه: charter, concession, contract, franchise, license

(2) تعریف: the period of time such a contract is in effect.
مشابه: bit, term

- a one-year lease
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه اجاره یک ساله
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سال اجاره نامه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: leases, leasing, leased
(1) تعریف: to contract for the use or occupation of (one's property) for a specified period of time and usu. in return for rent or other compensation; let or rent.
مترادف: let, rent
مشابه: hack, hire, sublease, sublet

(2) تعریف: to take possession of or occupy by lease.
مترادف: let, rent, tenant
مشابه: charter, hire, occupy, sublease, sublet

- The tenants wanted to lease the house until May.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مستاجران تا ماه می خواستن خونه رو اجاره کنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مستاجران می خواستند تا ماه مه خانه را اجاره کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: leasable (adj.)
• : تعریف: to rent a property by the terms of a lease.
مترادف: let, tenant
مشابه: rent, room

واژه Lease در جمله های نمونه

1. interim lease
ترجمه اجاره‌ی موقت

2. the lease ends at the end of the month
ترجمه اجاره آخر ماه پایان می‌یابد.

3. the lease expired
ترجمه مدت اجاره تمام شد.

4. the lease expires next month
ترجمه ماه آینده مدت اجاره سر می‌آید.

5. your lease is over
ترجمه اجاره‌ی شما سر آمده است.

6. new lease on life
ترجمه عمر دوباره،فرصت تازه

7. a two-year lease
ترجمه اجاره‌ی دوساله

8. some farmers lease their land from the owner
ترجمه برخی کشاورزان زمین خود را از مالک اجاره می‌کنند.

9. the surrender of the lease to the landlord before its expiration
ترجمه واگذاری اجاره نامه به مالک پیش از سرآمدن آن

10. upon the expiry of the lease contract
ترجمه در سررسید قرارداد اجاره

11. He took up a 10 year lease on the house at Rossie Priory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون یه اجاره ۱۰ ساله رو تو خونه دیر صهیون گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک اجاره 10 ساله را در خانه در Rossie Priory برگزار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Under the terms of the lease, you have to pay maintenance charges.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با شرایط اجاره، شما باید هزینه‌های نگهداری و نگهداری را بپردازید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحت شرایط اجاره نامه، شما باید هزینه های تعمیر و نگهداری را پرداخت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The lease on the flat expired on June 14th.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجاره آپارتمان در روز ۱۴ ژوئن به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجاره آپارتمان در 14 ژوئن منقضی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Our lease on the house expires next month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجاره‌نامه ما ماه بعد از این خونه تموم میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجاره ما در خانه منقضی می شود ماه بعد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They lease the site from the council.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اونا محل انجمن رو اجاره کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها سایت را از شورای اجاره می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Lease

مرتع (اسم)
grassland , cattle run , pasturage , pastureland , lea , lease
کرایه (اسم)
portage , meed , fare , freight , freightage , lease , hire , rent
اجاره (اسم)
lease , hire , rent
اجاره نامه (اسم)
lease , rental
اجاره دهی (اسم)
let , lease
اجاره دادن (فعل)
let , lease , rent
کرایه کردن (فعل)
lease , hire , rent
اجاره کردن (فعل)
fee , lease , rent , tenant

معنی عبارات مرتبط با Lease به فارسی

(قراری که طبق آن یک شرکت یا غیره برای به دست آوردن نقدینه ملکی را می فروشد و اجاره می کند) اجاره پس از فروش (sale and lease-back هم می گویند)
(جنگ دوم جهانی) کمک های نظامی و خوراکی و غیره ی امریکا به متفقین، (به متفقین) کمک کردن، وام واجاره، بصورت وام واجاره دادن
دوباره اجاره کردن (رجوع شود به: lease بعلاوه‌ی re-)

معنی Lease در دیکشنری تخصصی

lease
[کامپیوتر] کرایه .
[زمین شناسی] امتیاز، اجازه نامه
[حقوق] اجاره دادن، اجاره کردن، اجاره، مدت اجاره، اجاره نامه، مورد اجاره
[نساجی] چپ راست چله - اجاره - کرایه
[ریاضیات] اجاره
[نساجی] میله چپ راست چله
[نساجی] شانه چپ راست گیری چله
[نساجی] میله چپ راست - میله تقسیم کننده
[نساجی] نخ قیطان چپ راست گرفتن چله
[حسابداری] مدت اجاره( بلند مدت)
[عمران و معماری] نرخ قراردادی آب
[حسابداری] اجاره سرمایه ای
[حسابداری] اجاره سرمایه ای
[نساجی] چپ و راست سر چله
[حسابداری] نرخ ضمنی بهره در قرارداداجاره بلند مدت
[حسابداری] اجاره عملیاتی
[کامپیوتر] توافقنامه ای که بوسیله آن یک شرکت مستقل تجهیراتی را از سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه می دهد .

معنی کلمه Lease به انگلیسی

lease
• contract which gives another the right to use or inhabit a property for a period of time in exchange for rent; period of time during which a lease is valid; property which is contracted to another
• rent out property for a specified period of time, let; possess or occupy under the terms of a lease
• a lease is a legal agreement under which someone pays money to use a building or piece of land for a period of time.
• if you lease property from someone or if they lease it to you, they allow you to use it in return for money.
• if someone who seemed to be weak or failing has a new lease of life, they are now more lively or successful.
lease obligation
• promise to rent a property
by lease
• according to a lease
deed of lease
• document or certificate of rental
on lease
• rented, leased
perpetual lease
• renting of land for a very long period of time
put out to lease
• offer for lease, offer for rent

Lease را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Lease

سجاد پیشنماززاده ١٥:٥٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٥
A new lease on life
تغییر یا تعمیر چیزی بطوری که مجددا قابل استفاده باشد
|

مقداد سلمانپور ١١:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٠٥
قرارداد اجاره که طبق آن زمین را برای عملیات نفتی اجاره میدهند.
محل، منطقه یا سایت انجام فعالیتهای نفتی.
|

پیشنهاد شما درباره معنی Lease



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

منصور رخشانی > بازیگر رزمی کار فیلم معبدشائولین
منصور رخشانی > امیدوار کردن
منصور رخشانی > دیوی در شاهنامه که با رستم جنگید
منصور رخشانی > نیم تنه آستین
ah.banaei@hotmail > faster parent
مریم عبادتیان > Queens peace
وانیا > لغزید
محدثه فرومدی > dendritic

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی lease
کلمه : lease
املای فارسی : لیس
اشتباه تایپی : مثشسث
عکس lease : در گوگل


آیا معنی Lease مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )