انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 945 100 1

Level headed

تلفظ level headed
تلفظ level headed به آمریکایی تلفظ level headed به انگلیسی

معنی کلمه Level headed به انگلیسی

level headed
• if you are level-headed, you act calmly in difficult situations.

Level headed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Level headed

م جهانگیر ١٩:٣٩ - ١٣٩٦/٠٦/٠٣
متین و موقر - معقول

Self-composed and sensible
|

Yasin ١٦:٤٥ - ١٣٩٦/١٢/١٣
آدم منطقی
Self, composed and sensible
|

ميترا ١٢:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥
خونسرد، آرام، معتدل، متعادل
|

رسول حسین بگی ٠٩:١٨ - ١٣٩٧/١٠/١٠
معقول، منطقی
|

مبینا . ز . گ. ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/١١/١٨
زمین( منظور جایی که شیعی روی آن قرار بگیرد( مثل سطح))
|

zahra ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/٠٢
منطقی
|

ساغر ١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
Level-headed
منطقی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Level headed



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید > آچمز
رضاخانی > substituted
منصورامامی.کردستان.سقز > تیام
تارا > یامین
نوال > آچمز
امیرحسین خفن زاده > dance on piano keyboard
AFSANE > گنگ
نازنین > god bless you

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی Level headed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )