برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1320 100 1

Likelihood

/ˈlaɪklihʊd/ /ˈlaɪklɪhʊd/

معنی: راست نمایی، امر محتمل
معانی دیگر: احتمال، شوایی، شایدی، شایدی there is little likelihood of rain احتمال باران کم است in all likelihood به احتمال زیاد

بررسی کلمه Likelihood

اسم ( noun )
(1) تعریف: the state or degree of being likely; probability; chance.
مشابه: capability, chance, probability

- With the likelihood of a thunderstorm tonight, the game will probably be canceled.
[ترجمه ترگمان] با احتمال یک طوفان، بازی احتمالا لغو میشه
[ترجمه گوگل] با احتمال امیدواری به رعد و برق، بازی احتمالا لغو خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The likelihood of winning the lottery is very slim.
[ترجمه ترگمان] احتمال برنده شدن لاتاری بسیار کم است
[ترجمه گوگل] احتمال پیروزی در قرعه کشی بسیار باریک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- What is the likelihood of getting a job in your field once you graduate?
[ترجمه ترگمان] زمانی که فارغ‌التحصیل شده‌اید این احتمال پیدا کردن شغل در حوزه کاری شما چیست؟
[ترجمه گوگل] پس از فارغ التحصیلی، احتمال گرفتن کار در رشته خود چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a probable thin ...

واژه Likelihood در جمله های نمونه

1. in all likelihood
به احتمال زیاد

2. there is little likelihood of rain
احتمال باران کم است.

3. the degree of proposition likelihood
درجه‌ی درست نمایی گزاره

4. The laser guidance system dramatically increases the likelihood that the missile will strike home.
[ترجمه ترگمان]سیستم هدایت لیزری به طور چشمگیری احتمال حمله موشکی را افزایش می‌دهد
[ترجمه گوگل]سیستم هدایت لیزری به طور قابل توجهی افزایش احتمال موشک به خانه را می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Using a seatbelt will reduce the likelihood of serious injury in a car accident.
[ترجمه ترگمان]استفاده از کمربند ایمنی احتمال آسیب جدی در یک تصادف اتومبیل را کاهش می‌دهد
[ترجمه گوگل]با استفاده از یک کمربند ایمنی، احتمال آسیب جدی در یک تصادف اتومبیل کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There's every likelihood that she'll be able to help us.
[ترجمه ترگمان]هر احتمالی که بتونه به ما کمک کنه وجود داره
[ترجمه گوگل]هر احتمالي وجود دارد که او بتواند به ما کمک کند
[ترجمه ...

مترادف Likelihood

راست نمایی (اسم)
likelihood , verisimilitude
امر محتمل (اسم)
likelihood

معنی عبارات مرتبط با Likelihood به فارسی

به احتمال زیاد

معنی Likelihood در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] درست نمایی ، ضریب احتمال نظری
[زمین شناسی] درست نمایی
[صنعت] احتمال، امکان، شانس، راست نمایی
[ریاضیات] احتمال ضعیف، درست نمایی، شانس، بخت، راستنمایی
[آمار] درستنمایی
[آمار] تغییریافتگی درستنمایی
[صنعت] تابع درست نمایی
[ریاضیات] تابع درست نمایی، تابع بخت
[آمار] تابع درستنمایی
[ریاضیات] تابع درستنمایی نمونه
[آمار] نقشه درستنمایی
[ریاضیات] درستنمایی نمونه
[آمار] اصل درستنمایی
[ریاضیات] احتمال درستنمایی
[ریاضیات] نسبت درستنمایی
[ریاضیات] آمار نسبت درستنمایی
[ریاضیات] آزمون نسبت درستنمایی
[ریاضیات] درجه ی درست نمایی گزاره
...

معنی کلمه Likelihood به انگلیسی

likelihood
• probability, chance, feasibility, possibility
• the likelihood of something happening is the fact that it is likely to happen.
little likelihood
• not much chance, not likely

Likelihood را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MOHAMMAD
معیار درست نمایی (در مباحث آشکار سازی سیگنال راداری)
حسین
درستنمایی
ebi
محتمل‌نمایی
علی اصغر سلحشور
راستی آزمایی
F.G
احتمال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی likelihood
کلمه : likelihood
املای فارسی : لیکلیهود
اشتباه تایپی : مهنثمهاخخی
عکس likelihood : در گوگل

آیا معنی Likelihood مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )