برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1327 100 1

Linguistic

/lɪŋˈɡwɪstɪk/ /lɪŋˈɡwɪstɪk/

معنی: وابسته به زبانشناسی
معانی دیگر: وابسته به زبان، لسانی

بررسی کلمه Linguistic

صفت ( adjective )
مشتقات: linguistically (adv.)
• : تعریف: of or pertaining to language or linguistics.

- Studying their dialect, she gathered as much linguistic information as possible, particularly with regard to grammatical rules and the articulation of sounds.
[ترجمه ترگمان] او با مطالعه لهجه آن‌ها، اطلاعات زبانی بیشتری را به خصوص با توجه به قوانین دستوری و بیان اصوات مورد مطالعه قرار داد
[ترجمه گوگل] به زبان گویش خود، با توجه به قوانین دستوری و تفسیر صداها، به همان اندازه اطلاعات زبانشناسی را جمعآوری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Linguistic در جمله های نمونه

1. As a songwriter, he combined great linguistic felicity with an ear for a tune.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک آهنگساز، felicity زبانی عالی را با یک گوش برای یک آهنگ ترکیب کرد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک ترانه سرا، ترکیبی از زبان شناسی بزرگ با گوش برای لحن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Keep the conversation off linguistic matters.
[ترجمه ترگمان]مکالمه را خاموش نگه دارید
[ترجمه گوگل]مکالمه را از مسائل زبانی حفظ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm particularly interested in the linguistic development of young children.
[ترجمه ترگمان]من به طور خاص به رشد زبانی بچه‌های کوچک علاقمند هستم
[ترجمه گوگل]من به ویژه در توسعه زبانی کودکان جوان علاقمند هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Spanish liberals sought to create linguistic as well as administrative uniformity.
[ترجمه ترگمان]لیبرال‌ها خواستار ایجاد زبان‌شناسی و همچنین یکپارچگی اجرایی بودند
[ترجمه گوگل]لیبرالهای اسپانیا به دنبال ایجاد یکنواختی زبانشناختی و ...

مترادف Linguistic

وابسته به زبانشناسی (صفت)
linguistic

معنی عبارات مرتبط با Linguistic به فارسی

اطلس زبان شناسی (نقشه ای که گسترش زبان های مختلف را نشان می دهد)
(زبان شناسی) صورت زبانی، شکل زبانی
جغرافیای زبان شناسی، جغرافیای زبانی
(زبان اصلی و همه ی گویش هایی که از آن مشتق شده اند) خانواده ی زبانی، زبان پایه

معنی کلمه Linguistic به انگلیسی

linguistic
• of language; of linguistics, of the scientific study of language
• linguistics is the study of the way in which language works.
• linguistic abilities or ideas relate to language.
linguistic atlas
• atlas that shows the distribution of unique linguistic features; set of maps that show dialects
linguistic editing
• editing of language
linguistic geography
• study of regional distribution of speech forms and dialects
linguistic phenomenon
• occurrence in linguistics
linguistic research
• study of languages

Linguistic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سلطانی
وابسته به زبان شناسی
ebi
زبانی ، زبان‌شناختی
afsaneh
کلامی
ناهید.ی
About language
حسین ک
linguistic variables : متغیر های قابل سنجش
یوسف صابری
زبان شناختی
ز.ب
زبان‌شناسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی linguistic
کلمه : linguistic
املای فارسی : لینگویستیک
اشتباه تایپی : مهدلعهسفهز
عکس linguistic : در گوگل

آیا معنی Linguistic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )