برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

labrador

/ˈlæbrəˌdɔːr/ /ˈlæbrədɔː/

لابرادور (بخشی از استان نیوفوندلاند - کانادا)، آبخست سان (شبیه جزیره ی) لابرادور (بخشی از شرق کانادا که میان خلیج هودسن و اقیانوس اطلس قرار دارد)

بررسی کلمه labrador

اسم ( noun )
(1) تعریف: a very large peninsula in eastern Canada that contains portions of the province of Quebec as well as the continental region of the province of Newfoundland and Labrador.

(2) تعریف: the part of the Canadian province of Newfoundland and Labrador that is on the mainland.

(3) تعریف: shortened form of Labrador retriever.

واژه labrador در جمله های نمونه

1. Phil took the labrador home and is weaning him off milk on to meat.
[ترجمه ترگمان]فیل خانه labrador را گرفت و از شیر گرفته تا گوشت شیر گرفت
[ترجمه گوگل]فیل خانه لابرادور را گرفت و از شیر به گوشت برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She is a golden labrador to Hillary Clinton's rottweiler.
[ترجمه ترگمان]او یک labrador طلایی به نام هیلاری کلینتون است
[ترجمه گوگل]او یک لندرور طلایی برای روت ویلر هیلاری کلینتون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. With a sudden bark the Labrador pulled free of Robbie's too-gentle grip and in one bound made the towpath.
[ترجمه ترگمان]با یک پارس ناگهانی، لابرادور عاری از too بود و در یک طرف the را درست کرده بود
[ترجمه گوگل]لابرادور با یک پوست ناگهانی از دست رفته دست و پا زدن راب بیرون کشید و در یک محدوده جاده دوچرخه سوار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Labrador growled softly in his throat and she put a restraining hand on his collar, glad of his company.
[ترجمه ترگمان]میمون به نرمی در گلویش غرید و ...

معنی عبارات مرتبط با labrador به فارسی

آبگشت لابرادور، جریان لابرادور (جریان آبهای قطبی که از جزیره ی بافین به سوی جنوب روان است و به گلف استریم یا stream gulf ملحق می شود)
(سگ) بازآور لابرادور، لابرادور رتریور (سگ میانه اندام و کوتاه موی و معمولا سیاه یا قهوه ای یکدست که برای بازآوری شکار تربیت می شود)

معنی کلمه labrador به انگلیسی

labrador
• peninsula in northeastern north america which contains the canadian province newfoundland and borders the province of quebec; labrador retriever, breed of dog
labrador tea
• evergreen shrub of northern north america with bell-shaped flowers and fragrant leaves (in canada its leaves are used for making tea)

labrador را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
نوعی سگ
میثم علیزاده
سگ لبردُر( سگی که معمولا برای شکار استفاده میشه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی labrador
کلمه : labrador
املای فارسی : لابرادور
اشتباه تایپی : مشذقشیخق
عکس labrador : در گوگل

آیا معنی labrador مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )