برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

lead to

معنی lead to در دیکشنری تخصصی

lead to
[ریاضیات] منتهی شدن، بدست دادن

lead to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

nima
begin a process thay cuases sth to happen
ساناز غلامپور
منجر شدن
.سمانه
دلیل چیزی بودن_ باعث شدن
Alireza
result in
cause
mohammad💲
begin a process that causes sth to happen
Roz
انجامیدن به
Jonaidi
منجر شدن
Syn. bring about, end in , result in
Matin
منجر شدن به، منتهی شدن به
زینب
جمله نمونه:
The discovery of oil led to the development of a city here
M
منجر شدن
Result in
محدثه فرومدی
سوق دادن به، راندن به، موجب شدن، سبب شدن، هدایت کردن به، واداشتن به
Adeleh😇
موجب شدن،سبب شدن
Adeleh😇
موجب شدن،سبب شدن
Elina
Cause or have sth as a result. Often sth bad
علی فرهادی
منتهی شدن یا منجر شدن به یک نتیجه مشخص،ختم شدن به...،
this road leads to a village.
این جاده به یک روستا ختم میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی lead to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )