برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1156 100 1

legging

/ˈleɡɪŋ/ /ˈleɡɪŋ/

معنی: زنگار، مچ پیچ، مچ پاپوش
معانی دیگر: پا پیچ، زنگال، ساق پیچ، ساق پوش

بررسی کلمه legging

اسم ( noun )
• : تعریف: (often pl.) a covering of canvas, leather, or the like for the lower leg or sometimes the whole leg.

واژه legging در جمله های نمونه

1. A horse stumbles that has four legs.
[ترجمه ترگمان]یک اسب سکندری می‌خورد که چهار پا دارد
[ترجمه گوگل]اسب سوار است که دارای چهار پا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To travel through the world it is necessary to have the mouth of hog, the legs of a stag, the eyes of a falcon, the ears of an ass, shoulders of a camel, and the face of an ape, and overplus, a satchel full of money and patience.
[ترجمه ترگمان]برای سفر در دنیا لازم است که دهانه خوک، پاها یک گوزن، چشم یک شاهین، چشم یک شاهین، و صورت یک میمون و یک کیف پر از پول و شکیبایی یک کیف پر از پول باشد
[ترجمه گوگل]برای مسافرت از طریق جهان، لازم است که دهان خوک، پاهای گوزن، چشمهای یک سوسن، گوشهای یک الاغ، شانه شتر و صورت یک مگس، و بیش از حد، یک صندل پر از پول و صبر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Old use and wont legs about the fire.
[ترجمه ترگمان]از آن استفاده می‌کنم و به آتش نزدیک می‌شوم
[ترجمه گوگل]استفاده قدیمی و پاهای غیر معمول در مورد آتش سوزی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My legs were tired after so much walking.
...

مترادف legging

زنگار (اسم)
blight , rust , patina , legging , verdigris , galligaskins , patine
مچ پیچ (اسم)
legging , puttee
مچ پاپوش (اسم)
legging

معنی کلمه legging به انگلیسی

legging
• protective leg covering which extends from the ankle to the knee

legging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

honey
جوراب شلواری
سید علی موسوی اناری
به نوعی میشه همون ساپورت خودمون فرضش کرد!
جوراب شلواری میشه tightsنه legging!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی legging
کلمه : legging
املای فارسی : لگینگ
اشتباه تایپی : مثللهدل
عکس legging : در گوگل

آیا معنی legging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )