برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1325 100 1

lexicon

/ˈleksɪˌkɑːn/ /ˈleksɪkən/

معنی: فرهنگ، واژه نامه، قاموس، کتاب لغت، لغت نامه، دیکسیونر
معانی دیگر: سابقه، تاریخ، فهرست اعمال یا رویدادها، واژه نامه (به ویژه فرهنگ یک زبان باستانی)، ویژه واژگان (لغت های رشته یا علم بخصوص)، فهرست واژه های دانش بخصوص

بررسی کلمه lexicon

اسم ( noun )
(1) تعریف: a dictionary or other inclusive listing of words.
مشابه: catalogue, compilation, dictionary, glossary, index, inventory, thesaurus, vocabulary, wordbook

- The anthropologist studied the tribe's language and set out to compile a lexicon.
[ترجمه ترگمان] انسان‌شناس، زبان قبیله را مطالعه کرد و برای گردآوری یک واژه‌نامه دست‌به‌کار شد
[ترجمه گوگل] انسان شناس، زبان قبیله را مطالعه کرده و برای تدوین یک واژگانی طراحی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the set of terms used by an individual, a particular group, or a profession; vocabulary.
مترادف: cant, nomenclature, terminology, vocabulary

- Words often take on an entirely unique meaning in the lexicon of a particular field or profession.
[ترجمه ترگمان] کلمات اغلب یک معنی کاملا منحصر به فرد را در واژه‌نامه یک رشته یا حرفه خاص به خود می‌گیرند
[ترجمه گوگل] واژه ها اغلب به معنای کاملا منحصر به فرد در لغت نامه یک رشته خاص یا حرفه ای می پردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه lexicon در جمله های نمونه

1. a notable event in the lexicon of terrorism
یک رویداد در خور توجه در تاریخ تروریسم

2. Chocolate equals sin in most people's lexicon.
[ترجمه ترگمان]شکلات در اکثر واژگان مردم برابر گناه است
[ترجمه گوگل]شکلات در بسیاری از واژگان مردم همسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the lexicon of the avant-garde art world, Meurent could not have figured as an artist.
[ترجمه ترگمان]در فرهنگ جهان هنر آوانگارد، meurent نتوانست به عنوان یک هنرمند شناخته شود
[ترجمه گوگل]مورنت در واژگانی از دنیای هنر آوانگارد نمی توانست به عنوان هنرمند شناخته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There will also be few omissions from the lexicon.
[ترجمه ترگمان]همچنین کمی omissions از این واژه‌نامه وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین چند نکته از واژگانی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Synonymy is a relation that structures the lexicon of a language into sets of words sharing a meaning.
[ترجمه ...

مترادف lexicon

فرهنگ (اسم)
civilization , culture , dictionary , lexicon
واژه نامه (اسم)
dictionary , lexicon , glossary , wordbook
قاموس (اسم)
dictionary , lexicon , thesaurus
کتاب لغت (اسم)
dictionary , lexicon , wordbook
لغت نامه (اسم)
lexicon , word hoard
دیکسیونر (اسم)
lexicon

معنی lexicon در دیکشنری تخصصی

lexicon
[کامپیوتر] لغت نامه .

معنی کلمه lexicon به انگلیسی

lexicon
• dictionary; vocabulary used in a particular profession, terminology; total number of morphemes within a language
• if you talk about a particular lexicon, you are referring to all the acceptable ideas or principles associated with a particular group or organization.
• a lexicon is an alphabetical list of words of a language or of a particular subject.
• a lexicon is also a dictionary, especially of a very old language such as greek or hebrew; an old-fashioned use.
lexicon of radicals
• dictionary including words organized according to their roots and origins

lexicon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
لغات، گروه لغات
فرهاد سليمان‌نژاد
ادبيات (مثلا: در ادبيات سياسي فلان حزب يا گروه)
آرین تیمورخانی
Dictionary

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lexicon
کلمه : lexicon
املای فارسی : لخیکن
اشتباه تایپی : مثطهزخد
عکس lexicon : در گوگل

آیا معنی lexicon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )