انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1078 100 1

lexicon

تلفظ lexicon
تلفظ lexicon به آمریکایی/ˈleksɪˌkɑːn/ تلفظ lexicon به انگلیسی/ˈleksɪkən/

معنی: فرهنگ، واژه نامه، قاموس، کتاب لغت، لغت نامه، دیکسیونر
معانی دیگر: سابقه، تاریخ، فهرست اعمال یا رویدادها، واژه نامه (به ویژه فرهنگ یک زبان باستانی)، ویژه واژگان (لغت های رشته یا علم بخصوص)، فهرست واژه های دانش بخصوص

بررسی کلمه lexicon

اسم ( noun )
(1) تعریف: a dictionary or other inclusive listing of words.
مشابه: catalogue, compilation, dictionary, glossary, index, inventory, thesaurus, vocabulary, wordbook

- The anthropologist studied the tribe's language and set out to compile a lexicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] انسان‌شناس، زبان قبیله را مطالعه کرد و برای گردآوری یک واژه‌نامه دست‌به‌کار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] انسان شناس، زبان قبیله را مطالعه کرده و برای تدوین یک واژگانی طراحی کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the set of terms used by an individual, a particular group, or a profession; vocabulary.
مترادف: cant, nomenclature, terminology, vocabulary

- Words often take on an entirely unique meaning in the lexicon of a particular field or profession.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کلمات اغلب یک معنی کاملا منحصر به فرد را در واژه‌نامه یک رشته یا حرفه خاص به خود می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] واژه ها اغلب به معنای کاملا منحصر به فرد در لغت نامه یک رشته خاص یا حرفه ای می پردازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه lexicon در جمله های نمونه

1. a notable event in the lexicon of terrorism
ترجمه یک رویداد در خور توجه در تاریخ تروریسم

2. Chocolate equals sin in most people's lexicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکلات در اکثر واژگان مردم برابر گناه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکلات در بسیاری از واژگان مردم همسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In the lexicon of the avant-garde art world, Meurent could not have figured as an artist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در فرهنگ جهان هنر آوانگارد، meurent نتوانست به عنوان یک هنرمند شناخته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورنت در واژگانی از دنیای هنر آوانگارد نمی توانست به عنوان هنرمند شناخته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There will also be few omissions from the lexicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین کمی omissions از این واژه‌نامه وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین چند نکته از واژگانی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Synonymy is a relation that structures the lexicon of a language into sets of words sharing a meaning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]synonymy رابطه‌ای است که واژگان یک زبان را به مجموعه کلمات تقسیم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مترادف یک رابطه است که واژگانی زبان را به مجموعه ای از کلمات که مفهوم را به اشتراک می گذارد تشکیل می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. CLE-I has a 1300-word core lexicon and includes a component that allows non-linguistic domain experts to add new entries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]cle - من یک واژه‌نامه هسته ۱۳۰۰ دارم و شامل یک جز است که به متخصصان حوزه غیر زبانی اجازه اضافه کردن ورودی‌های جدید را می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]CLE-I یک واژه نامه هسته ای 1300 کلمه دارد و شامل یک جزء است که به متخصصین زمینه های غیر زبان شناسی اجازه می دهد تا مطالب جدیدی را اضافه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The representation of syntactic information in the lexicon is inextricably linked with the grammar being used.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش اطلاعات نحوی در واژه‌نامه به طور جدایی ناپذیری با دستور زبان مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمايش اطلاعات نحوي در واژگان، به طور جداگانه با استفاده از دستور زبان مرتبط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Both sides have concocted a lexicon of epithets for each other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو طرف یک واژه‌نامه برای یکدیگر به دست آورده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو طرف عبارتند از یک الگوریتم از epithets برای یکدیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To reduce the likelihood of this a large lexicon must be stored.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای کاهش احتمال این یک واژه‌نامه بزرگ باید ذخیره شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای کاهش احتمال این، یک لغت نامه بزرگ باید ذخیره شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The required list of words, or lexicon, can be acquired from a standard dictionary in machine readable form.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فهرست مورد نیاز کلمات، یا واژه‌نامه را می توان از فرهنگ لغت استاندارد در فرم قابل خواندن ماشین به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لیست مورد نیاز از کلمات یا واژگانی را می توان از یک فرهنگ لغت استاندارد در دستگاه قابل خواندن بدست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Further problems were encountered with the lexicon supplied with the second version.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات بیشتر با واژگان ارایه‌شده در نسخه دوم، مواجه شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکالت بیشتر با واژگانی که با نسخه دوم عرضه شده بود مواجه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The improvements to be attained by extending the lexicon further also appear to be minimal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین به نظر می‌رسد که پیشرفت‌هایی که باید با گسترش واژه‌نامه بدست آید به حداقل می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد پیشرفت هایی که با گسترش واژگانی به دست می آید به حداقل برسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Rather than store the complete words in a lexicon, such systems store the probabilities of letter transitions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای ذخیره کردن کلمات کامل در یک واژه‌نامه، این سیستم‌ها احتمال انتقال نامه را ذخیره می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای ذخیره کلمات کامل در یک واژگان، چنین سیستمی احتمال انتقال نامه را ذخیره می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. But if the lexicon is not complete, then neither is the syntax, semantics or phonology likely to be.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اگر واژه‌نامه کامل نباشد، پس نه ترکیب، معناشناسی و آواشناسی ممکن است باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما اگر واژگانی کامل نباشد، نه نحو، معناشناسی یا واژگانی که احتمالا وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It concentrates just on lexical access - there is no syntactic or semantic component - and its lexicon contains only 211 words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن فقط بر روی دسترسی واژگانی متمرکز است - هیچ جز معنایی یا معنایی وجود ندارد - و واژه‌نامه آن تنها حاوی ۲۱۱ کلمه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تمرکز فقط بر دسترسی به لغوی است - هیچ جزء متنی و معنایی وجود ندارد - و واژگانی که فقط 211 کلمه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف lexicon

فرهنگ (اسم)
civilization , culture , dictionary , lexicon
واژه نامه (اسم)
dictionary , lexicon , glossary , wordbook
قاموس (اسم)
dictionary , lexicon , thesaurus
کتاب لغت (اسم)
dictionary , lexicon , wordbook
لغت نامه (اسم)
lexicon , word hoard
دیکسیونر (اسم)
lexicon

معنی lexicon در دیکشنری تخصصی

lexicon
[کامپیوتر] لغت نامه .

معنی کلمه lexicon به انگلیسی

lexicon
• dictionary; vocabulary used in a particular profession, terminology; total number of morphemes within a language
• if you talk about a particular lexicon, you are referring to all the acceptable ideas or principles associated with a particular group or organization.
• a lexicon is an alphabetical list of words of a language or of a particular subject.
• a lexicon is also a dictionary, especially of a very old language such as greek or hebrew; an old-fashioned use.
lexicon of radicals
• dictionary including words organized according to their roots and origins

lexicon را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی ١٣:٥٤ - ١٣٩٨/٠١/١٣
لغات، گروه لغات
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦
ادبيات (مثلا: در ادبيات سياسي فلان حزب يا گروه)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی lexicon
کلمه : lexicon
املای فارسی : لخیکن
اشتباه تایپی : مثطهزخد
عکس lexicon : در گوگل


آیا معنی lexicon مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )