برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1218 100 1

local authority

واژه local authority در جمله های نمونه

1. The government says that local authority spending is excessive.
[ترجمه ترگمان]دولت می‌گوید که هزینه‌های مقامات محلی بیش از حد است
[ترجمه گوگل]دولت می گوید هزینه های دولت محلی بیش از حد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The local authority could find itself in the invidious position of having to refuse.
[ترجمه ترگمان]مقامات محلی می‌توانستند در موقعیت بد مسیحیان برای امتناع از امتناع، خود را پیدا کنند
[ترجمه گوگل]مقامات محلی می توانند خود را در موقعیت وحشتناکی که باید رد کنند، پیدا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The local authority may assist you to obtain alternative accommodation.
[ترجمه ترگمان]مقامات محلی ممکن است به شما در کسب اقامت جایگزین کمک کنند
[ترجمه گوگل]مقامات محلی ممکن است به شما کمک کنند که محل سکونت خود را بدست آورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The local authority is to carry out a feasibility study into expanding the old stadium.
[ترجمه ترگمان]مقامات محلی باید یک مطالعه امکان‌سنجی برای توس ...

معنی کلمه local authority به انگلیسی

local authority
• official institution that runs a settlement, town or municipal council, local board or council
local authority elections
• elections for local government officials
heads of the local authority
• leaders of the townships and the municipalities

local authority را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سروش
ارگانهای محلی
گلی گل گلی
مقامات محلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی local authority مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )