برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

long suffering


(تحمل مشقات برای مدت طولانی) بردباری دراز مدت، پرشکیبی، شکیبایی زیاد، بردبار (در دراز مدت)

بررسی کلمه long suffering

صفت ( adjective )
• : تعریف: patiently enduring persistent or prolonged hardships, injuries, or troubles.
مشابه: meek, patient
اسم ( noun )
• : تعریف: patient endurance of persistent hardships or troubles.

معنی کلمه long suffering به انگلیسی

long suffering
• someone who is long-suffering patiently bears continual trouble or bad treatment.

long suffering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
بسیار شکیبا، بسیار بردبار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی long suffering
کلمه : long suffering
املای فارسی : لنگ سوففرینگ
اشتباه تایپی : مخدل سعببثقهدل
عکس long suffering : در گوگل

آیا معنی long suffering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )