برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

marry into


(از طریق ازدواج) پیوستن به

واژه marry into در جمله های نمونه

1. She married into a prominent family.
[ترجمه ترگمان]او با یک خانواده برجسته ازدواج کرد
[ترجمه گوگل]او با یک خانواده برجسته ازدواج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She married into a leading Eurasian family in Hong Kong.
[ترجمه ترگمان]او در یک خانواده برجسته اورآسیا در هنگ‌کنگ ازدواج کرد
[ترجمه گوگل]او با یک خانواده یوروسیای شمالی در هنگ کنگ ازدواج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was said that she had married into money.
[ترجمه ترگمان]می‌گفتند که با پول ازدواج‌کرده است
[ترجمه گوگل]گفته شده است که او به پول ازدواج کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The book follows the plight of an orphaned Irish girl who marries into New York society.
[ترجمه ترگمان]این کتاب شامل وضع یک دختر ایرلندی یتیم است که با جامعه نیویورک ازدواج می‌کند
[ترجمه گوگل]این کتاب وضعیت بدبختی یک دختر ایرلندی یتیم را که به جامعه نیویورک ازدواج می کند، پی می گیرد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه marry into به انگلیسی

marry into the purple
• marry a prince

marry into را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی marry into
کلمه : marry into
املای فارسی : مری اینتو
اشتباه تایپی : ئشققغ هدفخ
عکس marry into : در گوگل

آیا معنی marry into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )