انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1043 100 1

million

تلفظ million
تلفظ million به آمریکایی/ˈmɪljən/ تلفظ million به انگلیسی/ˈmɪlɪən/

معنی: میلیون، هزار در هزار
معانی دیگر: یک میلیون واحد پولی (مثلا یک میلیون دلار)، (عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه، هزاران هزار، میلیون (هزار هزار)

واژه million در جمله های نمونه

1. a million democrats polled for the republican candidate
ترجمه یک میلیون (عضو حزب)دموکرات به نامزد جمهوری‌خواهان رای دادند.

2. over ten million tons of ore were excavated from that pocket
ترجمه بیش از ده میلیون تن خاک معدنی از آن حفره خارج شد.

3. the 14 million tabbed for school districts
ترجمه 14 میلیونی که برای حوزه‌های آموزشی کنار گذاشته شده است

4. i have a million questions
ترجمه من یک عالمه سوال دارم.

5. two point five million
ترجمه دو میلیون و نیم

6. we produced two million bicycles
ترجمه دو میلیون دوچرخه تولید کردیم.

7. if i had one million
ترجمه اگر یک میلیون داشتم

8. our debts total a million dollars
ترجمه بدهی‌های ما به یک میلیون دلار می‌رسد.

9. tehran contains about eight million inhabitants
ترجمه تهران دارای حدود هشت میلیون شهروند است.

10. the germans extract several million tons of oil each year
ترجمه آلمان‌ها هر ساله چندین میلیون تن نفت استخراج می‌کنند.

11. a man worth half of million
ترجمه مردی که نیم میلیون دارایی دارد

12. congratulations! you just won one million dollars!
ترجمه تبریک‌! هم اکنون یک میلیون دلار برنده شدید!

13. his party polled nearly 14 million votes
ترجمه حزب او تقریبا 14 میلیون رای آورد.

14. somewhere between five and six million voters
ترجمه تقریبا بین پنج و شش میلیون رای دهنده

15. he left a bequest of ten million tumans to each of his children
ترجمه ارثی به مبلغ ده میلیون تومان‌برای هر یک از فرزندانش باقی گذاشت.

16. her wealth is estimated at 5 million dollars
ترجمه دارایی او را 5 میلیون دلار برآورد کرده‌اند.

17. last year the company grossed 500 million tomans
ترجمه سال گذشته مجموع درآمد شرکت پانصد میلیون تومان بود.

18. their loss is estimated at 30 million dollars
ترجمه خسارت آنها سی میلیون دلار برآورد شده است.

19. entitlements for local schools came to $30 million
ترجمه اعتبارات پرداختی به مدارس محلی به سی میلیون دلار بالغ شد.

20. he has insured his life for ten million tomans
ترجمه او عمر خود را به ده میلیون تومان بیمه کرده است.

21. kidnappers have demanded a ransom of two million dollars
ترجمه آدم‌ربایان باجی به مبلغ دو میلیون دلار مطالبه کرده‌اند.

22. one estimate puts the tab at 10 million
ترجمه برحسب یکی از تخمین‌ها کل هزینه ده میلیون برآورد می‌شود.

23. the banks are willing to loan ten million dollars to tide over the company
ترجمه بانک‌ها حاضرند برای سروسامان دادن به وضع مالی شرکت ده میلیون دلار وام بدهند.

24. the government has disbursed over one hundred million dollars for road construction
ترجمه دولت بیش از صد میلیون دلار صرف راهسازی کرده است.

25. the police seized cocaine valued at »10 million
ترجمه پلیس (مقداری) کوکائین به ارزش ده میلیون پوند را توقیف کرد.

26. their loss was in excess of ten million tomans
ترجمه زیان آنها بیش از ده میلیون تومان بود.

27. there are chips that can hold a million words
ترجمه بعضی از تراشه‌های کامپیوتری می‌توانند بیش از یک میلیون واژه را ذخیره کنند.

28. an annonymous donor gave buena vista college 18 million dollars
ترجمه خیر ناشناسی هیجده میلیون دلار به کالج بوناویستا داد.

29. greater tehran has a population of over 15 million
ترجمه تهران بزرگ بیش از 15 میلیون جمعیت دارد.

30. the cost is in the neighborhood of two million dollars
ترجمه هزینه در حدود دو میلیون دلار است.

31. they allowed the import of an additional 50 million tons of rice
ترجمه آنان وارد کردن 50 میلیون تن برنج اضافی را مجاز دانستند.

32. his worth is estimated anywhere from ten to twelve million dollars
ترجمه ثروت او را بین ده تا دوازده میلیون دلار تخمین می‌زنند.

33. each member nation must make a contribution of at least one million dollars
ترجمه هر کشور عضو باید لااقل یک میلیون دلار اهدا کند.

34. the net result of the war was the loss of one million human beings
ترجمه پیامد کلی جنگ از دست رفتن یک میلیون انسان بود.

35. according to the experts' appraisal, this house is not worth more than ten million
ترجمه طبق ارزیابی خبرگان این خانه بیش از ده میلیون ارزش ندارد.

36. according to the latest census, the population of germany is more than eighty million
ترجمه طبق آخرین سرشماری جمعیت آلمان از هشتاد میلیون متجاوز است.

مترادف million

میلیون (اسم)
million
هزار در هزار (اسم)
million

معنی عبارات مرتبط با million به فارسی

معنی million در دیکشنری تخصصی

million
[ریاضیات] میلیون، هزار هزار، 106
[کامپیوتر] میلیون دستورالعمل در ثانیه .
[زمین شناسی] واحد اندازه گیری برای مقایسه سرعت کامپیوتر ها (mips) یک میلیون دستورالعمل در ثانیه . تعداد دستورالعمل هایی که رایانه می تواند برای کاری مشخص در یک ثانیه اجرا کند.
[عمران و معماری] قسمت در میلیون - تعداد در میلیون - نسبت به میلیونیوم - قسمت در میلیون قسمت
[مهندسی گاز] یک قسمت دریک میلیون قسمت
[پلیمر] قسمت در میلیون
[برق و الکترونیک] جزء در میلیون واحدی برای تعریف وقتی که بسامد ، ولتاژ یا پارامتر دیگر با آن تولید ، اندازه گیری یا کنترل می شود.
[خاک شناسی] قسمت درمیلیون
[آب و خاک] قسمت در میلیون

معنی کلمه million به انگلیسی

million
• number 1 000 000; great number of things (informal)
• being 1 000 000 in number
• a million is the number 1,000,000.
• you can use millions to refer to a very large number.
million man march
• march of african american men which took place in washington d.c. in 1995 (organized by the nation of islam leader louis farrakhan)
half a million
• 500, 000
he is worth a million
• he is wonderful, he is a rare and precious person
worth a million
• very valuable, very expensive, highly significant

million را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

پویا غلامی ٢٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
میلیون
|

عبدالخلیل قوطوری ٢١:٤٩ - ١٣٩٧/١٠/١٨
کلمۀ Million=میلیون = مونگلیون (مونگلیان)=(مونگ =هزار) (لَیان =یک لایه اضافه شدن (یک هزار )=هزار هزار، میلیون ، - یون(یان)=1- پسوند :استمرار، تداوم ،تشدید (من گلیون (گلیان) = من می آیم (مجدداً ،دوباره،استمرار)-2- یون=دندانۀ رنده ، وفعل امر : یونماق =رنده کردن (جالب اینجاست که شکل اعداد در خط میخی به شکل دندانه های رنده است)ارتباط کلمات انگلیسی با ترکی -وبلاک:poladabady@blogfa.com
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی million
کلمه : million
املای فارسی : میلیون
اشتباه تایپی : ئهممهخد
عکس million : در گوگل


آیا معنی million مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )