برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1158 100 1

morphology

/mɔːrˈfɑːlədʒi/ /mɔːˈfɒlədʒi/

معنی: ریخت شناسی، تاریخ تحولات لغوی
معانی دیگر: (زیست شناسی) ریخت شناسی، (زبان شناسی) ساخت شناسی واژگانی، تاری  تحولات لغوی

واژه morphology در جمله های نمونه

1. Dating a skull on the morphology has also severe limitations.
[ترجمه رضا] مشخص کردن قدمت یک جمجمه در ریخت شناسی با محدودیت های شدیدی مواجه است.
|

[ترجمه ترگمان]قرار دادن جمجمه بر روی مورفولوژی نیز محدودیت‌های شدیدی دارد
[ترجمه گوگل]بدست آوردن جمجمه در مورفولوژی نیز دارای محدودیت های شدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There are significant differences in the morphology and degree of volcanic activity associated with these two types of rift.
[ترجمه ترگمان]تفاوت‌های قابل‌توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی در ارتباط با این دو نوع شکاف وجود دارد
[ترجمه گوگل]تفاوت های قابل توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی مربوط به این دو نوع تقسیم وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Signal morphology was analysed by the probability density function for the amount of time the signal spent away from the electrical baseline.
[ترجمه ترگمان]مورفولوژی سیگنال توسط تابع چگالی احتمال برای مدت زمانی که سیگنال از پایه الکتریکی خارج می‌شود آنالیز شد
[ترج ...

مترادف morphology

ریخت شناسی (اسم)
morphology
تاریخ تحولات لغوی (اسم)
morphology

معنی morphology در دیکشنری تخصصی

morphology
[شیمی] ریخت ، ریخت شناسی
[زمین شناسی] ریخت شناسى،شکل وظاهر بدن مطالعه شکل وساختار جانوران وگیاهان وبقایاى سنگواره هاى آنها.
[بهداشت] ریخت شناسی
[نساجی] مرفولوژی (برسی ساختار داخلی الیاف در مقیاس بزرگتر از اتم و کوچکتر از کل نمونه)- شکل شناسی
[پلیمر] شکل شناسی، ریخت شناسی، علم شناخت شکل و ساختار دقیق مواد بی جان و جاندار اعم از گیاهان ، حیوانات و هر شکل دیگری از حیات
[عمران و معماری] خصوصیات ریخت شناسی حوضه
[زمین شناسی] ریخت شناسی کانال ، ریخت شناسی رودخانه.
[زمین شناسی] مورفولوژی قلعه های ویران ، مورفولوژی مضرس و خشن این مورفولوژی در سنگ آهکها, به علت مقاومت در اثر لایه بندی و نفوذ پذیری , آهک در مقابل هوازدگی ایجاد می شود .
[عمران و معماری] مرفولوژی رودخانه ای
[زمین شناسی] ریخت شناسی عملکردی ، مطالعه شکل ظاهری وعملکرد جانداران - مطالعه و بررسی فرم و ساختار موجودی زنده از دیدگاه نحوه تطبیق پذیری آن با محیط زیست خاص تحت شرایطی ویژه. بخشی از مباحث مربوط به ریخت شناسی حیوان یا گیاهی که مربوط به تغییرات و شرایط زیست محیطی آن می باشد.
[آمار] ریخت شناسی ریاضی
[زمین شناسی] ریخت شناسی رودخانه - مطالعه الگوی ...

معنی کلمه morphology به انگلیسی

morphology
• study of form and structure; science which deals with structure and form of plants and animals (biology); study of the form and structure of word formation (linguistics)

morphology را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد عبدالعلی‌پور
تکواژ‌شناسی
محدثه
پیکربندی
ملیحه
ساختارشناسی، سازه شناسی ، زیست شناسی
اسي
مورفولوژي
بهاره
نحو (زبانشناسی)
آرش شاهرضایی گرمخانی
در مهندسی پلیمر ، معمولا برای توصیف شکل واندازه زنجیرهای پلیمری به کار میرود یعنی تجمع تعداد زنجیرهای مولکولی به ضخامت 10 آنگستروم است.
عاطفه موسوی
مطالعه ی ساختار و شکل زبان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی morphology
کلمه : morphology
املای فارسی : مورفولوژی
اشتباه تایپی : ئخقحاخمخلغ
عکس morphology : در گوگل

آیا معنی morphology مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )