انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 950 100 1

morphology

تلفظ morphology
تلفظ morphology به آمریکایی/mɔːrˈfɑːlədʒi/ تلفظ morphology به انگلیسی/mɔːˈfɒlədʒi/

معنی: ریخت شناسی، تاریخ تحولات لغوی
معانی دیگر: (زیست شناسی) ریخت شناسی، (زبان شناسی) ساخت شناسی واژگانی، تاری  تحولات لغوی

واژه morphology در جمله های نمونه

1. Dating a skull on the morphology has also severe limitations.
ترجمه کاربر [ترجمه رضا] مشخص کردن قدمت یک جمجمه در ریخت شناسی با محدودیت های شدیدی مواجه است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرار دادن جمجمه بر روی مورفولوژی نیز محدودیت‌های شدیدی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدست آوردن جمجمه در مورفولوژی نیز دارای محدودیت های شدید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. There are significant differences in the morphology and degree of volcanic activity associated with these two types of rift.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفاوت‌های قابل‌توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی در ارتباط با این دو نوع شکاف وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفاوت های قابل توجهی در مورفولوژی و میزان فعالیت آتشفشانی مربوط به این دو نوع تقسیم وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Signal morphology was analysed by the probability density function for the amount of time the signal spent away from the electrical baseline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورفولوژی سیگنال توسط تابع چگالی احتمال برای مدت زمانی که سیگنال از پایه الکتریکی خارج می‌شود آنالیز شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفولوژی سیگنال با استفاده از تابع چگالی احتمال برای مدت زمانی که سیگنال صرف شده از خط مبنای الکتریکی صرف شده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In addition to those with macrophage morphology, a population of smaller and more densely stained cells, could be identified.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر آن‌هایی که مورفولوژی macrophage دارند، جمعیتی از سلول‌های کوچک‌تر و more را می توان شناسایی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر کسانی که دارای مورفولوژی ماکروفاژ هستند، جمعیت سلول های کوچکتر و پر تراکم تر نیز می تواند شناسایی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Grammar is organized along two main dimensions: morphology and syntax.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Grammar در امتداد دو بعد اصلی ترتیب داده می‌شود: مورفولوژی و نحو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستور زبان در دو بعد اصلی تشکیل شده است: مورفولوژی و نحو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Finally within the context of small-town morphology, we might briefly consider the question of the location of cemeteries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نهایت، در زمینه مورفولوژی شهر کوچک، ممکن است به طور خلاصه مساله مکان قبرستان‌ها را مورد بررسی قرار دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت در قالب مورفولوژی شهر کوچک ما ممکن است به طور خلاصه مساله محل گورستان را در نظر بگیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Vertebrates have a much more intricate and sensitive morphology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Vertebrates مورفولوژی بسیار پیچیده‌تر و حساس تری دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهره داران مورفولوژی بسیار پیچیده و حساس دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. As well as the morphology, the histochemistry of the preparations was evaluated using fluorescein-conjugated antibodies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر مورفولوژی، the آماده‌سازی با استفاده از آنتی‌بادی fluorescein - مزدوج مورد ارزیابی قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنين مورفولوژي، هيستوشيمي آماده سازي با استفاده از آنتي بادي هاي كنترل شده فلوروسئين مورد ارزيابي قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The morphology of the system was simplified in a manner suited to the recognition task.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورفولوژی سیستم به روشی ساده و متناسب با کار بازشناسی ساده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفولوژی سیستم به شیوه ای مناسب برای کار شناسایی ساده شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Morphology of individual colonic pressure waves has eluded reliable classification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورفولوژی موج‌های فشار colonic فردی از طبقه‌بندی قابل‌اطمینان ناشی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفولوژی امواج فشار فردی کولون، طبقه بندی قابل اعتماد را نادیده گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Inevitably, therefore, our understanding of the site's morphology is considerably clearer than its progressive stages of development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین درک ما از مورفولوژی سایت به طور قابل‌ملاحظه‌ای روشن‌تر از مراحل پیشرفته توسعه آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدیهی است بنابراین درک ما از مورفولوژی سایت به مراتب واضح تر از مراحل پیشرفت آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. After 24 h the morphology of the pachytene cells is greatly reduced.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از ۲۴ ساعت مورفولوژی سلول‌های pachytene به شدت کاهش می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از 24 ساعت، مورفولوژی سلول های پچتن بسیار کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Morphology was a laboratory-based subject that did not encourage detailed study of how animals adapted to their local environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورفولوژی یک موضوع مبتنی بر آزمایشگاه بود که مطالعه دقیق چگونگی سازگاری حیوانات با محیط محلی آن‌ها را تشویق نکرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفولوژی یک موضوع مبتنی بر آزمایشگاه بود که مطالعات دقیقی از نحوه سازگاری حیوانات با محیط محلی آنها را تشویق نمی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Evolutionary Morphology Darwin himself had done extensive morphological work in a detailed study of barnacles during the 1850s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورفولوژی تکاملی خود داروین شخصا در مطالعه دقیق barnacles در طول دهه ۱۸۵۰ در یک مطالعه دقیق انجام داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورفولوژی تکاملی خود داروین خود را در مطالعه مفصل بارناکل در طول دهه 1850 انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Objective To investigate the morphology of normal parotid gland of the miniature pig ( mining ).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف تحقیق در مورد مورفولوژی of نرمال parotid از خوک مینیاتوری (استخراج معدن)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف: بررسی مورفولوژی غده پاروتید طبیعی مولدین (معدن)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف morphology

ریخت شناسی (اسم)
morphology
تاریخ تحولات لغوی (اسم)
morphology

معنی morphology در دیکشنری تخصصی

morphology
[شیمی] ریخت ، ریخت شناسی
[زمین شناسی] ریخت شناسى،شکل وظاهر بدن مطالعه شکل وساختار جانوران وگیاهان وبقایاى سنگواره هاى آنها.
[بهداشت] ریخت شناسی
[نساجی] مرفولوژی (برسی ساختار داخلی الیاف در مقیاس بزرگتر از اتم و کوچکتر از کل نمونه)- شکل شناسی
[پلیمر] شکل شناسی، ریخت شناسی، علم شناخت شکل و ساختار دقیق مواد بی جان و جاندار اعم از گیاهان ، حیوانات و هر شکل دیگری از حیات
[عمران و معماری] خصوصیات ریخت شناسی حوضه
[زمین شناسی] ریخت شناسی کانال ، ریخت شناسی رودخانه.
[زمین شناسی] مورفولوژی قلعه های ویران ، مورفولوژی مضرس و خشن این مورفولوژی در سنگ آهکها, به علت مقاومت در اثر لایه بندی و نفوذ پذیری , آهک در مقابل هوازدگی ایجاد می شود .
[عمران و معماری] مرفولوژی رودخانه ای
[زمین شناسی] ریخت شناسی عملکردی ، مطالعه شکل ظاهری وعملکرد جانداران - مطالعه و بررسی فرم و ساختار موجودی زنده از دیدگاه نحوه تطبیق پذیری آن با محیط زیست خاص تحت شرایطی ویژه. بخشی از مباحث مربوط به ریخت شناسی حیوان یا گیاهی که مربوط به تغییرات و شرایط زیست محیطی آن می باشد.
[آمار] ریخت شناسی ریاضی
[زمین شناسی] ریخت شناسی رودخانه - مطالعه الگوی کانال و هندسه کانال در چند نقطه در امتداد کانال یک رودخانه که شامل شبکه شاخابه ها درون حوضه آبریز (یا زهکشی) است. مترادف: ریخت شناسی کانال. ریخت شناسی رودخانه. ریخت شناس رود.
[خاک شناسی] مورفولوژی خاک

معنی کلمه morphology به انگلیسی

morphology
• study of form and structure; science which deals with structure and form of plants and animals (biology); study of the form and structure of word formation (linguistics)

morphology را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی morphology

محمد عبدالعلی‌پور ١٦:٠٢ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
تکواژ‌شناسی
|

محمد عبدالعلی‌پور ١٦:٠٣ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
صرف
|

ebitaheri@gmail.com ٢٢:٠٤ - ١٣٩٦/٠٨/٢٦
ساختارشناسی
|

محدثه ١٢:٣٥ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
پیکربندی
|

ملیحه ١٦:٠٠ - ١٣٩٦/١١/٢٩
ساختارشناسی، سازه شناسی ، زیست شناسی
|

اسي ١١:٢٦ - ١٣٩٧/٠٢/١٨
مورفولوژي
|

بهاره ١٧:٤١ - ١٣٩٧/١٠/١٠
نحو (زبانشناسی)
|

آرش شاهرضایی گرمخانی ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
در مهندسی پلیمر ، معمولا برای توصیف شکل واندازه زنجیرهای پلیمری به کار میرود یعنی تجمع تعداد زنجیرهای مولکولی به ضخامت 10 آنگستروم است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی morphology



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی morphology
کلمه : morphology
املای فارسی : مورفولوژی
اشتباه تایپی : ئخقحاخمخلغ
عکس morphology : در گوگل


آیا معنی morphology مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )