برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1348 100 1

motion sickness

/ˈmoʊʃənˈsɪknəs/ /ˈməʊʃənˈsɪknəs/

(در اتومبیل یا کشتی یا هواپیما و غیره) تهوع، به هم خوردگی حال، جنب زدگی، دریا زدگی

واژه motion sickness در جمله های نمونه

1. In fact, some players report motion sickness.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت برخی بازیکنان بیماری را گزارش می‌کنند
[ترجمه گوگل]در واقع، برخی از بازیکنان بیماری حرکت را گزارش می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We are investigating the possibility that motion sickness may be a factor in the unpleasantness of transportation.
[ترجمه ترگمان]ما در حال بررسی این احتمال هستیم که بیماری حرکت ممکن است عاملی در جریان نامطبوع حمل و نقل باشد
[ترجمه گوگل]ما در حال بررسی این احتمال هستیم که بیماری حرکت ممکن است عامل ناخوشایند حمل و نقل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They were able to read without the usual motion sickness they frequently get riding in a car.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌توانستند بدون آن بیماری که معمولا هنگام سواری در یک ماشین سواری می‌کردند، بخوانند
[ترجمه گوگل]آنها قادر به خواندن بدون بیماری معمولی حرکت بودند که اغلب در یک ماشین سواری می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Objective : To select anti - motion sickness drugs with good efficacy and less side effects.
...

معنی کلمه motion sickness به انگلیسی

motion sickness
• feeling of nausea or dizziness caused by motion (as in the motion of a car, boat, etc.)

motion sickness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پوریا برزعلی
بیماری راه زدگی (حالت تهوع و سرگیجه در راه با هر نوع وسیله نقلیه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی motion sickness
کلمه : motion sickness
املای فارسی : موشن سیکنس
اشتباه تایپی : ئخفهخد سهزندثسس
عکس motion sickness : در گوگل

آیا معنی motion sickness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )