برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

mountain

/ˈmaʊntən/ /ˈmaʊntɪn/

معنی: کوه، کوهستانی، کوهستان
معانی دیگر: جبل، توده ی بزرگ (از هر چیز)، وابسته به کوه، کوهی، کوه مانند، کوه پیکر، عظیم، تنومند، بصورت جمع کوهستان

واژه mountain در جمله های نمونه

1. mountain air has made a difference to her health
هوای کوهستان در سلامتی او موثر بوده است.

2. mountain chains of youthful topography
سلسله جبال دارای پستی و بلندی‌های نافرسوده

3. mountain climbing
کوه نوردی

4. mountain people
کوه نشینان

5. mountain scenery
منظره‌ی کوهستانی

6. mountain climber
کوه نورد،کوه پیما

7. a mountain chain
کوه‌زنجیر،سلسله‌ی جبال

8. a mountain climber needs a secure rope
کوهنورد به طناب محکم نیاز دارد.

9. a mountain goat
بز کوهی

10. a mountain stream
جویبار کوهستانی

11. a mountain village
دهکده‌ی کوهستانی

12. high mountain
کوه بلند

13. infantile mountain range
رشته کوه‌های جوان

14. some mountain roads are not passable in winter
برخی راه‌های کوهستانی در زمستان قابل عبور نیست. ...

مترادف mountain

کوه (اسم)
mount , barrow , mountain
کوهستانی (اسم)
mountaineer , mountain
کوهستان (اسم)
mountain

معنی عبارات مرتبط با mountain به فارسی

(گیاه شناسی) پستنگ، بارانک (درختچه های جنس sorbus از خانواده ی rose)، تیس، انواع تیس sorbus
(گیاه شناسی)، گل مبارک کوهی (dryas octopetala از خانواده ی rose که بومی کوهستان های سرد سیری و نواحی شمالگان است)
انواع پستانداران درنده ی کوهستانی (مانند: cougar و bobcat)
کوه زنجیره، سلسله جبال (mountain range هم می گویند)
کوه نورد، کوه پیما
یکجور پنبه کوهی
رجوع شود به: cowberry
(در اصل) ویسکی اسکاتلندی، ویسکی اسکاتلندی که بطور قاچاق در کوهستانهادرست می کنند
رجوع شود به: rocky mountain goat
(گیاه شناسی) برگ بوی کوهی (kalmia latifolia از خانواده ی heath - بومی امریکای شمالی)
رجوع شود به: cougar
(گیاه شناسی) ماهون کوهی (جنس cercocarpus از خانواده ی rose - بومی امریکای شمالی)
...

معنی mountain در دیکشنری تخصصی

mountain
[عمران و معماری] کوه
[کوه نوردی] کوه
[زمین شناسی] کوه، (بصورتجمع) کوهستان، کوهستانی
[زمین شناسی] کویر کوه و کمری یک ناحیه بیابانی که از رشته کوهایی طویل که حوضه های گسلی انباشته از مواد آبرفتی در میان آنها قرار گرفته اند، تشکیل شده است.
[آب و خاک] باد کوه و دره
[زمین شناسی] رسوب کوهستانی (bajada)
[آب و خاک] فشار سنج کوهستانی
[کوه نوردی] دوچرخة کوهستان
[معدن] رشته کوه (زمین شناسی ساختمانی)
[عمران و معماری] اقلیم کوهستانی
[زمین شناسی] آب و هوای کوهستانی
[آب و خاک] اقلیم کوهستانی
[کوه نوردی] کوهنوردی
[برق و الکترونیک] اثر صخره ای اثر عوارض زمینی سخت بر انتشار امواج رادیویی که سبب بازتابشهای ایجاد کننده خطا در تشخیص جهت یابهای رادیویی می شود .
Block mountain ...

معنی کلمه mountain به انگلیسی

mountain
• large elevated area on the earth's surface that rises to a summit, hill; large quantity, pile (informal); obstacle
• a mountain is a very high area of land with steep sides.
• a mountain of something is a very large amount of it.
• to make a mountain out of a molehill: see molehill.
mountain ash
• rowan tree, eurasian tree that bears orange-red fruits that resemble berries
mountain bike
• motorcycle with many gears suitable for riding in mountainous regions
mountain cat
• type of large wild predatory cat
mountain chain
• connected group of mountains
mountain climbers
• people who deal with the sport of climbing cliffs
mountain climbing
• sport that involves climbing on cliffs
mountain dew
• citrus flavoured soft drink made by pepsi
• moonshine, strong illegally distilled alcohol (informal); nonsense (informal)
mountain dweller
• one who lives in the mountains
mountain goat
• wild goat, type of animal in the goat family
mountain high
• very high, as high as a mountain
mountain meadows massacre
• 1857 massacre of non-mormon pioneers by indians and mormons in southern utah (usa)
mountain range
• series of connected mountains, row of mountains
• a mountain range or range of mountains is a row of mountains that were formed at the same time in the earth's history.
mountain sickness
• sickness ...

mountain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m
قله
angel
کوه
narges
کوه
hasti
کوه
عباس
کوه
kiki
کوهستان
armita
کوه
armita
کوه
کوه
کوهستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mountain
کلمه : mountain
املای فارسی : مونتین
اشتباه تایپی : ئخعدفشهد
عکس mountain : در گوگل

آیا معنی mountain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )