برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1352 100 1

mug shot

واژه mug shot در جمله های نمونه

1. A poster with mug shots of wanted men was on the wall.
[ترجمه ترگمان]یک پوستر که چند نفر از افراد تحت تعقیب قرار داشتند روی دیوار بودند
[ترجمه گوگل]یک پوستر با عکس های مردانه مردگان خواستار بر روی دیوار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Though the records do not include addresses, the mug shots can be revealing.
[ترجمه ترگمان]اگر چه این رکوردها شامل نشانی‌ها نیستند، عکس‌های فنجان را می توان آشکار کرد
[ترجمه گوگل]اگرچه رکوردها آدرس را شامل نمی شوند، عکس های فنجان را می توان آشکار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Son : Don't worry, dad. I'll smile mug shot.
[ترجمه ترگمان] نگران نباش، بابا لبخند می‌زنم
[ترجمه گوگل]پسر: نگران نباش، پدر من لبخند بزنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And yes, the person in the mug shot is wearing a wedding dress.
[ترجمه ترگمان]و بله، کسی که توی لیوان مشروب خورده یه لباس عروسی پوشیده
[ترجمه گوگل]و بله، شخص در گلدان لباس عروسی است
[ترجمه شما] ...

معنی mug shot در دیکشنری تخصصی

Mug Shot
[سینما] پلان درشت - درشت نما

معنی کلمه mug shot به انگلیسی

mug shot
• a mug shot is a photograph taken by the police of a person who has been charged with a crime; an informal expression.

mug shot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
عکس پرسنلی
میلاد علی پور
عکس بازداشت، عکس کاردکس زندان، عکسی که هنگام ورود به زندان، از زندانیان گرفته می شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی mug shot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )