انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 890 100 1

واژه multiplicity در جمله های نمونه

1. the astonishing multiplicity and variety of flowers
ترجمه کثرت و تنوع حیرت‌انگیز گل‌ها

2. There is a multiplicity of fashion magazines to choose from.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از مجلات مد برای انتخاب وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعدادی از مجلات مد برای انتخاب وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. This situation can be influenced by a multiplicity of different factors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این وضعیت می‌تواند تحت‌تاثیر عوامل مختلفی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این وضعیت را می توان تحت تأثیر چندین عامل مختلف قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Humans give names to the multiplicity of existing things in accordance with the rules which govern those things.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انسان‌ها به تعدد چیزهای موجود مطابق با قوانینی که آن کارها را اداره می‌کنند، می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انسانها بر اساس قوانینی که بر آن چیزها حکمرانی می کنند، اسامی چندگانهای از موجودات را می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Review the multiplicity of language-games in the following examples, and in others: Giving orders, and obeying them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعدد بازی‌ها را در مثال‌های زیر بررسی کنید، و در موارد دیگر: دادن دستور و اطاعت از آن‌ها
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بررسی تعدد زبان بازی در مثال زیر، و در برخی دیگر: دادن سفارشات، و پیروی از آنها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The multiplicity of terms in current use - patient, consumer, customer - imply quite different models.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعدد اصطلاحات در کاربرد فعلی - بیمار، مصرف‌کننده، مشتری - به مدل‌های کاملا متفاوتی اشاره دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چندین اصطلاح در استفاده فعلی - بیمار، مصرف کننده، مشتری - به مدل های کاملا متفاوت اشاره می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It involves a multiplicity of provision, the necessity of cooperation, the discipline of organization and the welcoming of para-professional skills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شامل تعدد شرایط، لزوم هم‌کاری، نظم سازمان و استقبال از مهارت‌های حرفه‌ای پارا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شامل تعدادی از مقررات، ضرورت همکاری، نظم و انضباط سازمان و استقبال از مهارت های حرفه ای است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Is it realistic to talk of a multiplicity of body plans in the Cambrian, far exceeding that of the present day?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا این واقع گرایانه است که در مورد تعداد زیادی از طرح‌های بدن در دوره کامبرین، بسیار فراتر از زمان حال حاضر، صحبت کنیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا واقع بینانه است که از چندین طرح بدن در کمبریج سخن بگوئیم، که خیلی بیشتر از حال حاضر است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His climbing record lists a multiplicity of outstanding ascents from around the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سابقه صعود او تعداد زیادی از صعود برجسته در سراسر جهان را لیست کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ركورد صعود او، تعدادی از صعود برجسته از سراسر جهان را فهرست می كند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is not allowing for the multiplicity of meaning to be found throughout the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اجازه نمی‌دهد که تعدد معانی در سراسر جهان پیدا شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چندین معنا را در سراسر جهان نمی پذیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Because of the possible multiplicity of targets for change, it is deceptive to consider this process problem- solving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به دلیل تعدد ممکن اهداف برای تغییر، این مساله فریبنده است که این مساله را حل مساله را در نظر بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجا که ممکن است چندین اهداف برای تغییر، این فریبنده است که به حل این مشکل پرداخته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There is a great tolerance towards a multiplicity of paradigms, provided those paradigms never challenge the mainstream in any serious way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحمل زیادی نسبت به تعدد پارادایم‌های وجود دارد، به شرطی که این پارادایم‌ها هرگز جریان اصلی را به شیوه‌ای جدی به چالش بکشانند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحمل زیادی نسبت به چندگانگی پارادایم ها وجود دارد، در صورتی که این پارادایم ها هرگز به طور جدی به جریان اصلی به چالش کشیده نمی شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Mr James says the yardstick was the multiplicity of houses in full running order.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای جیمز می‌گوید این معیار تعدد خانه‌ها به ترتیب اجرا شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای جیمز می گوید که معیار، تعداد زیادی خانه ها در نظم کامل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Most of our congregations contain a multiplicity of people who react differently to different kinds of musical expression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر اجتماعات ما شامل تعدد افرادی هستند که به گونه‌ای متفاوت نسبت به انواع مختلف موسیقی واکنش نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر کنفدراسیون ما شامل تعدادی از افراد است که با انواع مختلف بیان موسیقی متفاوتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف multiplicity

بسیار (اسم)
multiplicity
کثرت (اسم)
exuberance , intensity , intension , multiplicity
تعدد (اسم)
multiplicity , plurality , pluralism

معنی عبارات مرتبط با multiplicity به فارسی

بسیاری کیش ها، تعدد عقاید

معنی multiplicity در دیکشنری تخصصی

multiplicity
[شیمی] چندگانگی
[ریاضیات] چند بارگی، مرتبه ی تکرار، تعدد، چندگانگی، تکرر، دفعات تکرار
[آمار] چندبارگی
[ریاضیات] چندگانگی ریشه
[ریاضیات] مرتبه ی تکرار ریشه ی یک معادله، تکرر ریشه ی یک معادله
[حقوق] اقامه دعوی متعدد راجع به موضوع واحد علیه خوانده واحد
[ریاضیات] مرتبه ی تکرار
[ریاضیات] مرتبه ی تکرار

معنی کلمه multiplicity به انگلیسی

multiplicity
• state of being multiple; manifold, various; condition of being large in number
• a multiplicity of things is a large number or large variety of them; a formal word.

multiplicity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی multiplicity



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی multiplicity
کلمه : multiplicity
املای فارسی : مولتیپلیکیتی
اشتباه تایپی : ئعمفهحمهزهفغ
عکس multiplicity : در گوگل


آیا معنی multiplicity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )