برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

mustachioed

واژه mustachioed در جمله های نمونه

1. The senior one was a fearsome, mustachioed amateur cello player who addressed every class in a terrifying bawl.
[ترجمه ترگمان]ارشد، یک نوازنده ویولن سل fearsome بود که هر کلاس را با صدای وحشتناک و وحشتناکی مخاطب قرار می‌داد
[ترجمه گوگل]یکی از ارشد ترین بازیگرانی بود که از لحاظ ترسناک و مصنوعی بازی میکردند و هرکدام از کلاسها را در یک حقه وحشتناک خطاب میکردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. But until then, the mustachioed 44-year-old with drowsy eyes is remaining scrupulously offstage.
[ترجمه ترگمان]اما تا آن زمان، mustachioed ۴۴ ساله با چشمان خواب‌آلود از صحنه خارج می‌شود
[ترجمه گوگل]اما تا همین اواخر، 44 ساله با ضخیم شدن چشم با چشمهای درهم و برهم باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Inside, mariachis offer to sing songs about the mustachioed bandit turned saint or the modern-day outlaws.
[ترجمه ترگمان]در داخل، mariachis پیشنهاد آواز خواندن در مورد یک راهزن mustachioed یا سازمان‌های غیرقانونی امروزی را می‌دهد
[ترجمه گوگل]در داخل، mariachis پیشنهاد برای آواز خواندن در مورد غول پیکر سبیل تبدیل شده سنت و یا معافیت های مدرن امروز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه mustachioed به انگلیسی

mustachioed
• having a mustache

mustachioed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی mustachioed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )