برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1330 100 1

Negative

/ˈneɡətɪv/ /ˈneɡətɪv/

معنی: منفی، سلبی، نامثبت، غیر مثبت، سالب، خنثی کردن، منفی کردن
معانی دیگر: منفی (در برابر: مثبت positive)، منفی باف، (زیست شناسی) در جهت خلاف انگیزه، انگیزه گریز، (منطق) سالب، رد کردن، مردود کردن، (ندا) نه !، ابدا!، اینطور نیست، (ریاضی) عدد منفی، کمتر از صفر، کمند، (پزشکی - معاینه یا آزمایش و غیره) نتیجه ی منفی، فقدان بیماری یا باکتری یا میکرب و غیره، (عکاسی) فیلم منفی، نگاتیو، (الکترونیک) دارای برق منفی، (در مخابرات) نه، نه خیر، (پیشوند یا واژک و غیره) منفی (مثلا: no- یا in-)، عبارت یا جمله (و غیره) منفی، (مناظره و غیره) طرف منفی، طرفی که منکر نظریات طرف ادعا کننده یا طرف مثبت است، (مهجور) حق وتو، تصویر معکوس (مجسمه و غیره)، واروفرتور، وتو کردن، بطلان چیزی را ثابت کردن، باطل کردن، خلاف چیزی را ثابت کردن، پادکنش کردن

بررسی کلمه Negative

صفت ( adjective )
(1) تعریف: expressing or consisting of a negation or denial.
متضاد: affirmative, positive

- She received only negative responses to her question. (Cf. positive.).
[ترجمه ترگمان] او تنها پاسخ‌های منفی به سوال او دریافت کرد (Cf)(مثبت)
[ترجمه گوگل] او فقط پاسخ منفی به سوال او دریافت کرد (Cf مثبت)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: critical; cynical; pessimistic.
مترادف: bad, critical, cynical, pessimistic
متضاد: approving, favorable, good, optimistic, positive
مشابه: angry, doleful, faultfinding, gloomy, hostile, ill

- If she had any negative feelings toward her daughter-in-law, she hid them well.
[ترجمه ترگمان] اگر احساسات منفی نسبت به عروسش داشت، آن‌ها را خوب پنهان می‌کرد
[ترجمه گوگل] اگر او احساسات منفی نسبت به دخترش داشته باشد، او آنها را به خوبی مخفی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The film received negative reviews from the critics, but it was hugely successful with audiences.
[ترجمه ترگمان] فیلم نقده‌ای مثبتی از طرف منتقدین دریافت کرد، ا ...

واژه Negative در جمله های نمونه

1. The captain gave a negative response to the request for a leave.
کاپیتان به درخاست مرخصی پاسخ منفی داد

2. Three below zero is a negative quantity.
سه درجه زیر صفر یک کمیت منفی است

3. A negative image is used to print a positive picture.
فیلم نگاتیو برای چاپ عکس مثبت استفاده می شود

4. negative feedback
بازتاب منفی

5. negative tropism
گرایش انگیزه گریز

6. a negative increment
والش منفی

7. a negative personality
آدم منفی باف

8. a negative reply
پاسخ منفی

9. his negative attitude vindicated his resentmen
نگرش منفی او دلخوری او را نشان می‌داد.

10. a hard negative
فیلم عکاسی تضادمند

11. in the negative
1- در رد یا نفی طرح یا نقشه یا پیشنهاد 2- با پاسخ منفی

12. his answer was negative
پاسخ او منفی بود.

13. to proof a negative
از فیلم عکاسی نمونه گرفتن

14. don't dw ...

مترادف Negative

منفی (صفت)
negative , minus , nugatory
سلبی (صفت)
negative , privative
نامثبت (صفت)
negative
غیر مثبت (صفت)
negative
سالب (صفت)
abdacting , depriving , negative , privative , subtractive
خنثی کردن (فعل)
negative , annul , nullify , cancel , undo , stultify , neuter , thwart , neutralize , negate , frustrate , counteract , foil , offset , counterbalance , countervail , discomfit
منفی کردن (فعل)
negative , deduct , negate

معنی عبارات مرتبط با Negative به فارسی

برق منفی
بازخوردمنفی
فیلم منفی
رشدباگریزازجاذبه
مالیات بردرآمد منفی (طرح پیشنهادی که طبق آن به اشخاص کم درآمد پول داده می شود)
منطق منفی
قطب منفی
مرور زمان مسقط
(ریاضی) این نشان: -، علامت منفی، نشان منها
پرهیز از بد
حق رد، رد، منع، رد کردن، لایحه قانونی را رد کردن
(دستور زبان) منفی در منفی، نفی مضاعف (مثلا: i didn't hear nothing)، نفی اندر نفی، دو منفی
داراى برق منفى، وابسته به برق منفى
(ترکیزه شناسی) وابسته به ترکیزه ی گرم منفی (باکتری های گرم منفی در اثر الکل رنگ بنفش کریستال را از دست داده و رنگ قرمز به ...

معنی Negative در دیکشنری تخصصی

negative
[سینما] نسخه منفی فیلم - نگاتیف - نسخه منفی - نسخه مادر - نسخه اصلی فیلم - فیلم منفی
[کامپیوتر] نگاتیو ، منفی تصویر معکوس شده عکاسی ، سیاه و سفید و سفید و سیاه می گردد و مکمل رنگها ظاهر می شوند در نشر رومیزی ، اگر حروف در زیمنه ی سیاه ظاهر شوند . به آن معکوس می گویند . نگاتیو ، فیلم فیزیکی در مرحله ی واسط بین کپی آماده برای دوربین و صفحه ی چاپی است . نگاه کنید به invert .
[برق و الکترونیک] منفی - منفی 1. پایه یا الکترودی که الکترونهای آن بیشتر از حد عادی است . الکترونها از پایه منفی ولتاژ خارج می شوند 2. واژه ای که برای بیان مشخصه ای متضاد مثبت ، به کار می رود . مانند فیدبک منفی ، تصویر منفی ، مقاومت منفی و ارسال منفی .
[زمین شناسی] منفی ، قرینه ، واژگون (عکاسی) : یک تصویر عکاسی که در آن بخشهای روشن جسم عکسبرداری شده به صورت نواحیی تیره رنگ و قسمتهای تیره رنگ آن به صورت نواحی به رنگ روشن، ارائه شده اند.مقایسه شود با: positive (b) فیلم، صفحه یا کاغذی که حاوی چنین تصویری است
[نساجی] منفی - نگاتیو
[ریاضیات] منفی، قرینه
[آب و خاک] منفی
[برق و الکترونیک] تصدیق منفی
[کامپیوتر] کاراکتر تصدیق منفی .گ
[کامپیوتر] کاراکرت کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادر میکند تا اعلام کند که یک استباه انتقال در آخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجود دارد .
[زمین شناسی] ارتفاع منفی
[ریاضیات] زاویه ی منفی
NEGATIVE AN ...

معنی کلمه Negative به انگلیسی

negative
• negation; negative word; refusal, denial; image from which a picture is obtained in which black and white colors appear reversed (photography)
• deny, veto; refute, disprove; negate; reject
• pessimistic, cynical, antagonistic; denying, contrary; of a quantity less than zero; having fewer protons than electrons (physics)
• negative is used to describe statements that mean `no'.
• if an answer is in the negative, it is `no'.
• if someone is negative or has a negative attitude, they consider only the bad aspects of a situation, rather than the good ones.
• if a medical or other scientific test is negative, it shows that something has not happened or is not present.
• a negative is the image that is first produced when you take a photograph.
• a negative number is less than zero.
negative acknowledgement
• character or message sent by a receiving modem to a sending modem to indicate that a data packet has arrived incomplete and must be re-sent, nak (computers, telecommunications)
negative ad
• advertisement (esp. a political advertisement) that does not promote the positive qualities of one person/product but rather attacks and exposes the faults of another person/product
negative answer
• negative reply, answer that is not positive
negative approach
• negative treatment, approach which is not positive
negative aspects
• downsides, unfavorable parts
negative attitude
• attitude which expresses denial or refusal, opposing relation
negative campaign
• political campaign in which a candidate or party member does not promote his own positive qualities but rather attac ...

Negative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
منفی گرا ، منفی نگر ، بدبین
ارغوان
The answer is negative
جواب منفي
baran
منفی کردن
زهرا شیرازی
منفی . جواب منفی
Setare
ازبین بردن یا بی اثر کردن
Mehrab
عکس های قدیمی در نوار های سیاه
يار دلواري
Today we are going to give a negative answer to the military appointee
Imagine your comfort my love
امروز حتمأ جواب منفی به ( پسربچه ) خواستگار نظامی خواهیم داد
خیالت تو راحت باشه عشقم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی negative
کلمه : negative
املای فارسی : نگاتیو
اشتباه تایپی : دثلشفهرث
عکس negative : در گوگل

آیا معنی Negative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )