برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1277 100 1

Nurse Practitioner


پرستار دیپلمه (دارای تخصص بخصوص)

بررسی کلمه Nurse Practitioner

اسم ( noun )
• : تعریف: a registered nurse with advanced training who specializes in certain medical practices or therapies under the auspices of a doctor.

واژه Nurse Practitioner در جمله های نمونه

1. Thompson is an obstetrics-gynecology nurse practitioner at Central Texas Planned Parenthood.
[ترجمه ترگمان]تامسون یک پزشک زنان در زایمان و زایمان در مرکز برنامه‌ریزی Planned تگزاس است
[ترجمه گوگل]تامپسون متخصص پرستاری زنان و زایمان در مرکز برنامه ریزی شهروندی تگزاس می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Registered nurses are doing what only Nurse Practitioners used to do.
[ترجمه ترگمان]پرستاران دارای سابقه کاری را انجام می‌دهند که تنها افراد حرفه‌ای در آن کار می‌کنند
[ترجمه گوگل]پرستاران ثبت شده در حال انجام کاری هستند که فقط تمرینکنندگان پرستار انجام می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sateia's center, for example, recently hired a nurse practitioner to offer more affordable group therapy as an alternative to individual counseling by a psychiatrist.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، مرکز Sateia اخیرا یک پزشک پرستار را استخدام کرده‌است تا به عنوان جایگزینی برای مشاوره فردی توسط روان‌پزشک، درمان گروهی مقرون‌به‌صرفه را ارائه دهد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، مرکز Sateia، اخیرا یک تمرین کننده پرستار را برای ارائه درمان گروهی مقرون به صرفه به عنوان یک جایگزین برای مشاوره فردی توسط یک روانپزشک استخدام کرده است
[ترجمه شما] ترج ...

Nurse Practitioner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید پرهام
پرستار متخصص
مرجان فرجی
پرستار مجاز به درمان
پرستار-درمانگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nurse practitioner
کلمه : nurse practitioner
املای فارسی : نرس پرکتیتینر
اشتباه تایپی : دعقسث حقشزفهفهخدثق
عکس nurse practitioner : در گوگل

آیا معنی Nurse Practitioner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )