انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 895 100 1

بررسی کلمه narrative

اسم ( noun )
(1) تعریف: an account, description, or story, or the oral or written work containing such material.
مترادف: account, narration, story, tale
مشابه: anecdote, chronicle, description, fiction, history, novel, recital, relation, report, saga

- We listened to our grandfather's narrative until late into the night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تا دیروقت شب به داستان پدربزرگ گوش دادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تا دیر تا شب، به روایت پدربزرگمان گوش دادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The novel War and Peace is Leo Tolstoy's most famous narrative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جنگ و صلح جدید مشهورترین روایت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رمان جنگ و صلح معروف ترین داستان لئو تولستوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the act, process, or technique of narration.
مترادف: narration, recounting, storytelling
مشابه: recital, telling

- There was a pleasant tone to his narrative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لحن خوشایندی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تنوع دلخواه برای روایت او وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: information in a computer program for use in modifying or correcting rather than in running the program.
صفت ( adjective )
مشتقات: narratively (adv.)
(1) تعریف: consisting of or characterized by the relating of events or the like.
مترادف: narrational

- The Song of Hiawatha is a narrative poem that tells the story of a hero, Hiawatha, and his beloved, Minnehaha.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آواز of یک شعر داستانی است که داستان یک قهرمان، Hiawatha، و محبوب او Minnehaha را بازگو می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آهنگ از Hiawatha شعر روایت است که به داستان قهرمان، Hiawatha، و معشوق خود، Minnehaha می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: of or pertaining to the art or practice of narration.
مترادف: narrational

- She has a unique narrative style.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سبک داستانی منحصر به فرد دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک سبک روایت منحصر به فرد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه narrative در جمله های نمونه

1. a faked-up narrative
ترجمه شرح من درآوردی

2. stretches of narrative
ترجمه بخشهایی از داستان

3. nezami is a great narrative poet
ترجمه نظامی شاعر و داستان سرای بزرگی است.

4. this book contains a narrative account of his travels
ترجمه این کتاب حاوی شرح داستان واری از سفرهای او است.

5. His trip through the world made an interesting narrative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سفر او از طریق جهان داستانی جالب به بار آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سفر او از طریق جهان یک روایت جالب را ایجاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Sloan began his narrative with the day of the murder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسلون داستان اون روز قتل رو شروع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسلون روایت خود را با روز قتل آغاز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It's difficult to construct a narrative out of a series of fast-moving events.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایجاد روایتی از یک سری اتفاقات در حال حرکت سریع دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشوار است که یک روایت را از مجموعه ای از رویدادهای سریع حرکت بدست آوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was a writer of great narrative power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نویسنده‌ای با قدرت روایی بزرگ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نویسنده ای از قدرت روایت بزرگ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In narrative, the reporting verb is in the past tense.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در روایت، فعل گزارش در زمان گذشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در روایت، فعل گزارش در گذشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The author deliberately breaks the narrative continuity in order to confound the reader's expectations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نویسنده به عمد تداوم روایت را درهم می‌شکند تا انتظارات خواننده را مخدوش کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نویسنده عمدا تداوم روایی را شکست تا انتظارات خواننده را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He laces his narrative with a great deal of irrelevant information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستانش رو با یه عالمه اطلاعات غیر مرتبط تنظیم کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روایت خود را با اطلاعات زیادی از اطلاعات نامناسب تسویه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Narrative makes up most of the book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان بیشتر این کتاب را روایت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان اغلب کتاب را تشکیل می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She wants to fable up this narrative into a fiction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون میخواد داستان داستان داستان تخیلی رو تعریف کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می خواهد این روایت را به یک داستان بیاموزد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The story shows a strong narrative gift and a vivid eye for detail.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان یک هدیه روایت قوی و یک چشم زنده برای جزئیات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این داستان یک هدیه روایت قوی و یک چشم برای جزئیات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The narrative is inert and sloppy, as if the author had been writing half-asleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روایت، بی‌اثر و نامنظم است، گویی که نویسنده نیمی از آن را به خواب برده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روایت بی روح و ناپاک است، گویی نویسنده نوشتن نیمه خواب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. A lack of narrative drive leaves the reader with piecemeal vignettes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقدان روایت داستان، خواننده را به طور تدریجی تفسیر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقدان رؤیای روایت، خواننده را به صورت نقاشی تقسیم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The author interrupts her narrative to tell us that the idea for the book had not been well received.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نویسنده داستان خود را قطع می‌کند و به ما می‌گوید که ایده کتاب به خوبی مورد استقبال قرار نگرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نویسنده داستان خود را به ما می گوید که ایده ی کتاب را به خوبی دریافت نکرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف narrative

شرح (اسم)
treatise , circumstance , account , story , description , explanation , exposition , statement , narrative , tale , innuendo , gloss , interpretation , presentment , relation , recitation , sketch , delineation , legend , footnote , geography
حکایت (اسم)
account , story , narrative , anecdote , tale , allegory , exemplum , novella
داستان (اسم)
account , story , narrative , tale , fiction , narration , apologue , fable , novella
سرگذشت (اسم)
event , adventure , narrative , narration , venture , destiny
روایت (اسم)
story , narrative , tale , exemplum
قصه (اسم)
story , narrative , tale , fiction , make-believe
داستانسرایی (صفت)
narrative

معنی narrative در دیکشنری تخصصی

[سینما] روایتی
[سینما] قصه گویی

معنی کلمه narrative به انگلیسی

narrative
• plot, story; literary work that tells a story, tale
• in storytelling form; descriptive; of narration
• a narrative is a story or an account of events.
narrative poem
• epic poem, poem which tells a story

narrative را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی narrative

shmn ١٦:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
شرح، ماجرا، حکایت، موضوع، گزارش، عبارت، بیان، توضیح
|

ebitaheri@gmail.com ٠٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤
روایی

داستان‌گویانه ، داستان‌سرایانه
|

پیشنهاد شما درباره معنی narrative



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی narrative
کلمه : narrative
املای فارسی : نررتیو
اشتباه تایپی : دشققشفهرث
عکس narrative : در گوگل


آیا معنی narrative مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )