برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

new blood


خون تازه، (مجازی) کنشوری یا اندیشه های نو، آدم های تازه

بررسی کلمه new blood

اسم ( noun )
• : تعریف: new persons, members, or personnel, esp. ones bringing new and energetic attitudes.

- She wanted to give the department a fresh start by bringing in new blood.
[ترجمه ترگمان] می‌خواست با آوردن خون تازه شروع به کار کند
[ترجمه گوگل] او می خواست با تهیه خون جدید به بخش تازه ای شروع کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

new blood را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال نجاریزدی
SYN
fresh blood
نیروی کار جدید, نیروی کار تازه نفس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی new blood
کلمه : new blood
املای فارسی : نیو بلاد
اشتباه تایپی : دثص ذمخخی
عکس new blood : در گوگل

آیا معنی new blood مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )