برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

nonviolent

واژه nonviolent در جمله های نمونه

1. That revolution was nonviolent.
[ترجمه ترگمان] اون انقلاب، خشونت‌آمیز بود
[ترجمه گوگل]این انقلاب بی خشونت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This sort of punishment is applied only to nonviolent criminals who are not likely to be dangerous to the public.
[ترجمه ترگمان]این نوع مجازات تنها برای جنایتکاران بدون خشونت اعمال می‌شود که به احتمال زیاد برای مردم خطرناک نیستند
[ترجمه گوگل]این نوع مجازات فقط به جنایتکاران خشونتبار است که به احتمال زیاد برای مردم خطرناک نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The nonpartisan, nonviolent and civilly disobedient El Barzon has been hit with mass arrests of its leaders.
[ترجمه ترگمان]کمیته بیطرف، غیرخشونت‌آمیز و مودبانه آل Barzon با دستگیری‌های جمعی رهبران آن برخورد کرده‌است
[ترجمه گوگل]البرزون، غیر حزبی، غیر خشونت آمیز و بی رحمانه، با دستگیری های دسته جمعی رهبرانش دست و پنجه نرم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They kept their promise to remain nonviolent and did not throw firebombs at first.
[ترجمه ترگ ...

معنی کلمه nonviolent به انگلیسی

nonviolent
• not violent; nonaggressive

nonviolent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
غیر خشونت آمیز، غیر خشن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی nonviolent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )