انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1098 100 1

not

تلفظ not
تلفظ not به آمریکایی/ˈnɑːt/ تلفظ not به انگلیسی/nɒt/

معنی: نفی، نه، نه خیر، حرف منفی
معانی دیگر: (پیشوند نفی) نـ، (همراه با واژه های منفی - معنی واژه را وارونه می کند) نه چندان، نه اینکه، پیشوند: پشت، کمر، پشتی، جنوب، جنوبی (پیش از واکه می آید والا: noto-)

بررسی کلمه not

قید ( adverb )
• : تعریف: used to indicate negation, disagreement, refusal, or prohibition.

- You must not open that door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تو نباید اون در رو باز کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما نباید درب را باز کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She's not here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون اینجا نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او اینجا نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه not در جمله های نمونه

1. not a few of the students have cars
ترجمه شمار دانش آموزانی که اتومبیل دارند کم نیست.

2. not a man but felt it
ترجمه مردی نبود که آن را احساس نکند.

3. not a minute
ترجمه نه حتی یک دقیقه

4. not a penny
ترجمه نه حتی یک شاهی

5. not a single blemish was visible on the victim's body
ترجمه حتی یک خدشه یا صدمه هم بر بدن مقتول هویدا نبود.

6. not a single fish of all the draft was good for eating
ترجمه حتی یکی از ماهی‌های درون تور هم به درد خوردن نمی‌خورد.

7. not a single word was uttered
ترجمه اصلا سخنی گفته نشد.

8. not all human problems have neat solutions
ترجمه همه‌ی مسایل انسانی راه حل های صاف و ساده ندارند.

9. not all mushrooms are edible
ترجمه همه‌ی قارچ‌ها خوراکی نیستند.

10. not all workers have belonged to a union by a long chalk
ترجمه همه‌ی کارگران هرگز عضو اتحادیه نبوده‌اند.

11. not by extenuating or by exaggerating the damages sustained
ترجمه نه از راه اندک شماری یا بزرگ شماری خسارت وارده

12. not enough money has been appropriated for the construction of the new airport
ترجمه پول کافی برای ساختن فرودگاه جدید کنار گذاشته نشده است.

13. not even by the longest stretch of imagination
ترجمه نه حتی با نهایت گسترش قدرت تخیل

14. not even the brains of oxford can solve this problem
ترجمه حتی مخ‌های آکسفورد هم نمی‌توانند این مسئله را حل کنند.

15. not everyone can arrive at a happy medium
ترجمه همه کس نمی‌تواند به میانه روی خرسندی‌انگیز برسد.

16. not everyone is blessed with such endowments as she is
ترجمه همه کس استعدادهای او را ندارد.

17. not everyone is suited for parenting
ترجمه هر کسی به درد پدر و مادر شدن نمی‌خورد.

18. not everyone likes this book
ترجمه همه کس این کتاب را دوست ندارد.

19. not everyone who has money is fortunate
ترجمه هر کس که پول دارد الزاما سعادتمند نیست.

20. not half bad
ترجمه نه چندان بد (بد نیست)

21. not having a phone is inconvenient
ترجمه نداشتن تلفن اسباب زحمت است.

22. not knowing english became a great hindrance for him
ترجمه ندانستن انگلیسی برای او مانع بزرگی شد.

23. not liking the first book, he tried a different one
ترجمه چون کتاب اول را دوست نداشت یک کتاب دیگر را امتحان کرد.

24. not ten sleeps have passed since our children came home
ترجمه از هنگامی که فرزندانمان به وطن مراجعت کرده‌اند ده شب نگذشته است.

25. not tomorrow
ترجمه فردا نه

26. not a
ترجمه نه حتی یک (عدد و غیره)

27. not a bit
ترجمه اصلا،ابدا،هیچ

28. not a few
ترجمه نه کم،بسیار،خیلی

29. not a little
ترجمه کم نه،خیلی،بسیار

30. not a snap
ترجمه به هیچ وجه،اصلا،ابدا،نه حتی یک ذره

31. not anywhere near
ترجمه نه در این نزدیکی‌ها،دور

32. not as black as it is painted to be
ترجمه آنقدرها هم که می‌گویند بد نیست

33. not at all
ترجمه 1- ابدا،اصلا،به هیچ وجه 2- (تعارف) خواهش می کنم،مانعی ندارد

34. not bad
ترجمه (عامیانه) نه بد،نسبتا خوب

35. not bat an eye (or eyelash)
ترجمه (عامیانه) تعجب خود را نشان ندادن

36. not be a patch on somebody (or something)
ترجمه به خوبی قبلی‌ها نبودن،به پای کس یا چیز دیگر نرسیدن

37. not breathe a word of (or about) something
ترجمه (درباره چیزی) اصلا حرف نزدن،افشا نکردن

38. not by a long chalk
ترجمه (انگلیس) به هیچ‌وجه،ابدا

39. not by a long shot
ترجمه (عامیانه) ابدا،به‌هیچ وجه،اصلا نه

40. not by a long sight
ترجمه ابدا،اصلا،به هیچ وجه

41. not care (or give) a continental
ترجمه (امریکا) اصلا اهمیت ندادن،خم به ابرو نیاوردن

42. not care (or give) a fig for (somebody or something)
ترجمه اصلا اهمیت ندادن (به چیزی یا کسی)،ناچیز شمردن،عین خیال (کسی) نبودن

43. not care (or give) a hang about
ترجمه عین خیال (کسی) نبودن،کک (کسی) نگزیدن،بی‌خیال بودن

44. not care (or give) a rap
ترجمه اصلا اهمیت ندادن،بی تفاوت بودن

45. not darken one's door (or doorway)
ترجمه به خانه‌ی کسی نرفتن،(به جایی) نرفتن

46. not dry behind the ears
ترجمه (عامیانه) بی‌تجربه،ناآزموده،تازه کار

47. not for all the tea in china
ترجمه هر چه قدر هم که پاداش آن باشد

48. not for love or money
ترجمه به هیچ وجه،ابدا

49. not give a red cent
ترجمه یک غاز هم ندادن،یک پول سیاه هم ندادن

50. not give a shit
ترجمه (خودمانی) اصلا اهمیت ندادن

51. not go a bundle on something
ترجمه (انگلیس - خودمانی) دوست نداشتن

52. not half bad (not so bad)
ترجمه (عامیانه) نه آنچنان بد،قابل قبول

53. not have a leg to stand on
ترجمه (عامیانه) دلیل و بهانه و مدرک یا شاهدی نداشتن،اصلا حق یا استحقاق نداشتن

54. not have the decency to
ترجمه معرفت (انجام کاری را) نداشتن

55. not have the faintest idea
ترجمه اصلا ندانستن،کاملا بی‌اطلاع بودن

56. not have the first idea (about something)
ترجمه (درباره‌ی چیزی) اصلا اطلاع نداشتن

57. not hear of
ترجمه اجازه ندادن،مسموع ندانستن،مورد بررسی قرار ندادن

58. not hold a candle to
ترجمه به خوبی چیز دیگری نبودن،به پای چیز دیگری نرسیدن،به گرد کسی نرسیدن

59. not in the least
ترجمه اصلا،ابدا،نه حتی یک ذره

60. not just any
ترجمه نه همه کس

61. not know (someone) from adam
ترجمه اصلا نشناختن

62. not know someone from adam
ترجمه اصلا نشناختن،اصلا به جا نیاوردن

63. not lift a hand
ترجمه (به ویژه در مورد کمک) اصلا کاری نکردن،هیچ نکوشیدن

64. not mince matters
ترجمه پرده پوشی نکردن،رک بودن

65. not miss a trick
ترجمه از هیچ ترفندی فروگذار نکردن،به همه‌ی حیله‌ها متوسل شدن

66. not move a muscle
ترجمه واکنش نشان ندادن،تکان نخوردن

67. not nearly
ترجمه اصلا،بهیچ وجه

68. not on your life
ترجمه (عامیانه) اصلا،هرگز،ابدا،به هیچ وجه

69. not only . . . but (also)
ترجمه نه تنها . . . بلکه (هم)

70. not only . . . but (also)
ترجمه نه تنها . . . بلکه (همچنین)

مترادف not

نفی (لفظ)
not
نه (لفظ)
none , not
نه خیر (لفظ)
no , not
حرف منفی (لفظ)
not

معنی عبارات مرتبط با not به فارسی

نه حتی یک (عدد و غیره)
اصلا، ابدا، هیچ، بهیچوجه
نه کم، بسیار، خیلی، بسیاری، خیلی ها
هیج، ابدا
زیاد، بسیار
کم نه، خیلی، بسیار
هیچ
چه دخلی دارد، به هیچ طرف مقایسه نیست با
ذره ای باقی نمانده است
وگرنه، والا
و غیره، و خیلی چیزهای دیگر
اکثرا، بیشتر اوقات
باور کنید، چه باور کنید چه نکنید، واقعا
cannot منفی فعل gt; توانستن lt;
t'didn : ماضی منفی do
نترسید
(گیاه شناسی) گل فراموشم مکن (جنس myosotis از خانواده ی borage)، گل فراموشم مکن گل مرافراموش مکن
ندار، در مقابل دارا، فقیر
اگر غلط یا اشتباه نکنم
نقص منطقی، نفی منطقی

معنی not در دیکشنری تخصصی

not
[برق و الکترونیک] عملگر منطقی با ویژگی آن که اگر P یک گزاره باشد NOT گزاره P درست است . اگرP نادرست باشد و نادرست است اگر P درست باشد .
[ریاضیات] چنین نیست که، نه
[نساجی] غیر مجاز
[کامپیوتر] دریچه نا ؛ دریچه نقیض
[برق و الکترونیک] مدار نفی منطقی
[ریاضیات] نامساوی با، مخالف با
[ریاضیات] تابع نفی
[کامپیوتر] گیت NOT - مداری منطقی که خروجی آن عکس ورودی اش است : خروجی1 ورودی 0 ، خروجی 0 ورودی 1 ، مدار NOT مدار معکوس کننده نیز نام دارد . زیرا مقدار ورودی خود را معکوس می کند. نگاه کنید به logical circuits .
[برق و الکترونیک] دریچه not معکوس کننده دریچه منطقی که خروجی آنتنها وقتی 1 است که سیگنال ورودی آن 0 باشد و بر عکس .
[برق و الکترونیک] منطق نفی مدار منطقی که در آن ورودی 0 خروجی 1 ایجاد می کند و بر عکس اگر ورودی 1 باشد . خروجی 0 می شود .
[ریاضیات] پیشامد پیوستنی، پیشامد متداخل
[حقوق] غیر قابل انتقال، غیر قابل مذاکره
[برق و الکترونیک] و- نه؛ اند - نات عملگر منطقی که معادل با عملگر استثنا « اگزپت» است .
[ریاضیات] مگر، مگر آن که
[ریاضیات] نفی منطقی، نقض منطقی
[ریاضیات] در همه حال، به هر صورت، به هر حال

معنی کلمه not به انگلیسی

not
• no; not even; to no degree at all
• if the verb group contains an auxiliary or modal auxiliary, you put not between the auxiliary and the main verb. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
• if the verb does not already have an auxiliary, you add `do' in front of not. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
• if the main verb is `be', you use not without an auxiliary. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
• when not is used with verbs such as `think', `want', and `seem', the negative effect of not belongs to the clause or infinitive that follows the verb. for example, `i don't think she's here' means `i think she's not here'. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
• you use not in question tags after a positive statement. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
• you use not in questions, for example when you are expressing surprise or annoyance. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
• you use not to represent the negative or opposite of a word, group, or clause that has just been used. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
• you use not before `all', `every', or `always' to say that there are exceptions to something that is generally true. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
• you use the structure not...but when you are contrasting something that is untrue with something that is true.
• you use not that to introduce a negative clause that decreases the importance of the previous statement.
• not at all is an emphatic way of saying `no' or of agreeing that the answer to a question is `no'.
• not at all is also a formal way of acknowledging thanks.
not a bad idea
• pretty good idea
not a bit
• not at all, not in the slightest
not a bit of it
• not even a small amount, not in the least, not at all
not a breath was heard
• there was absolutely no sound, it was completely silent
not a child anymore
• growing up, can no longer act like a child
not a dicky bird
• (slang) nothing at all, absolutely nothing (e.g.: "tom, have you heard from susan lately?- not a dicky bird")
not a man to be trusted
• person who cannot be trusted, someone who cannot be depended upon
not a patch on
• cannot be compared to -, is of much lower quality than -
not a penny to his name
• he is dirt poor, he has no money whatsoever
not a penny to one's name
• lacks money, has absolutely no money, is very poor
not a sail in sight
• there is not a ship to be seen on the horizon
not a sausage
• not a bit, not a drop
not a shirt to one's back
• lack possessions, has nothing, owns nothing
as often as not
• usually, mostly, in most cases
believe it or not
• you won't believe this but, what i'm about to tell you is unbelievable yet true
definitely not
• not under any circumstance, no way no how
do not
• don't (negative command prohibiting something - do not touch that)
forget me not
• a forget-me-not is a small plant with tiny blue flowers.
had he not
• if not for him, were it not that he
he must not
• he does not have to, he may not
he'd better not
• it's preferable that he won't, he should not
i think not
• i don't think so
i'm afraid not
• i think not, i don't think so, regretfully no
if not
• if not for, were it not that
is not
• ain't, does not exist, does not occupy a position, does not exist in such a condition

not را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

na ٠٥:٥٣ - ١٣٩٦/٠٩/١٤
حتی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی not
کلمه : not
املای فارسی : نوت
اشتباه تایپی : دخف
عکس not : در گوگل


آیا معنی not مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )