انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

واژه nurturance در جمله های نمونه

1. They represent extreme cases of female aggressiveness, male nurturance, and other seemingly anomalous behavior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها نمایانگر موارد شدید تهاجمی ماده، nurturance مذکر و دیگر رفتارهای ظاهرا غیر عادی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها موارد شدیدی از تجاوز جنسی زن، پرستاری مرد و رفتارهای ظاهرا غیرمعمول را نشان می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We answer when repast nurturance is delicate dietary habit, such ability are most the method that reduces lampblack forthrightly .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاسخ ما به این است که غذای سالم عادت غذایی نرم دارد، این توانایی بیشتر روشی است که lampblack forthrightly را کاهش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما پاسخ می دهیم که پرورش مجدد رژیم غذایی رژیم غذایی ظریف است، به طوری که این توانایی بیشترین روش است که به طور مستقیم لامپ بلک را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Of course, the habit of old nurturance is very difficult change, bit by bit him conquer!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، عادت habit پیر، تغییر سختی است، ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره ذره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته، عادت پرستاری قدیمی تغییر بسیار دشوار است، کمی به او تسخیر!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. One individual nurturance a good convention, meeting lifetime is benefited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فرد به عنوان یک کنوانسیون خوب، عمر نشست بهره‌مند می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک رفاه فردی یک کنفرانس خوب، ملاقات طول عمر مفید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Nutrient expert thinks, teenager period should nurturance is drunk " macrobian soya-bean milk " habit, this has profit greatly to preventing cardiovascular disease in the future.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متخصص مواد مغذی فکر می‌کند که دوره نوجوانی باید \"شیر سویا\" و \"شیر سویا\" باشد، که این امر تا حد زیادی برای جلوگیری از بیماری‌های قلبی و عروقی در آینده سود می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متخصص تغذیه معتقد است که دوره نوجوانی باید پرورش یابد، عادت 'شیر سویا شیرین ماکانیک' است، این امر تا حد زیادی موجب پیشگیری از بیماری قلبی عروقی در آینده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The 4 th, creation lets classmate nurturance the environment of a good convention.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهارم، ساخت به همکلاسی اجازه می‌دهد تا محیط یک کنوانسیون خوب را مورد بررسی قرار دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایجاد چهارم، اجازه می دهد که پرستش همکارانه محیط یک کنفرانس خوب باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Milk is symbolic of maternal instincts, nurturance and motherly love.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیر سمبل احساسات مادرانه، عشق مادرانه و عشق مادرانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیر نماد غریزه مادران، پرستاری و عشق مادرانه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Nurturance education have three main factors: educator, educatee and training activity, which involved in many aspects such as families,[Sentence dictionary] schools and society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آموزش nurturance سه عامل اصلی دارد: مربی، educatee و فعالیت آموزشی که در بسیاری از جنبه‌ها مانند خانواده‌ها، فرهنگ لغت نامه و جامعه دخیل بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آموزش پرستاری دارای سه عامل اصلی است: مربی، تحصیل و فعالیت آموزشی، که در بسیاری از جنبه ها مانند خانواده ها، فرهنگ لغت اصطلاح و مدارس و جامعه قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If corneous layer heavy panel, battalion nurturance divides very difficult infiltration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر پنل سنگین لایه corneous، nurturance گردان نفوذ بسیار دشواری را از یکدیگر جدا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر پانل سنگین لایه قرنیه، رانندگی گردان نفوذ بسیار دشوار را تقسیم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Be sure to nurturance good hygiene in nursery school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مراقب بهداشت خوب در مدرسه مهد کودک باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که در مدرسه مهد کودک بهداشت خوبی داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Because this must learn precautionary medicine knowledge more, the habits and customs with good nurturance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجا که این باید دانش پزشکی پیشگیرانه بیشتر، عادت‌ها و آداب و رسوم را با دقت خوب یاد بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجا که این باید دانش پزشکی احتیاطی بیشتر، عادات و آداب و رسوم با پرستش خوب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Do not eat the food of putrefaction, do not drink unboiled water, eat melon and fruit raw to want scald, want nurturance anteprandial hind the good convention that wash one's hands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]غذاهای فاسد و گندیده را نخورید، آب شیرین بخورید، هندوانه و میوه بخورید و بخورید، nurturance anteprandial را که دستان خود را می‌شویند، بخورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوردن غذا را از بین ببرید، آب آشامیدنی را نوشیدنی نکنید، خربزه و میوه خام را بخورید تا پوسیدگی را بخورید، خواهان مراقبت پرستارانه از کنوانسیون خوبی باشید که دست ها را بشوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Want to teach the individual sanitation with child good nurturance to be used to.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌خواهید بهداشت فردی را با کودک خوب یاد دهید تا به آن‌ها عادت شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می خواهم برای تدریس بهداشت فردی با کودک پرستاری خوب به مورد استفاده قرار گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Because clean water is the deliquescent media of all sorts of nutrition material, be helpful for what all sorts of battalion nurturance divide children absorbing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجا که آب تمیز، deliquescent رسانه‌ای تمام انواع مواد غذایی است، برای آن چه همه نوع گردان از دانش آموزان را از هم جدا می‌کند، مفید واقع خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجایی که آب پاکی رسانه محتاطانه از انواع مواد تغذیه است، برای آنچه که همه پرستاران متشکل از فرزندان جذب فرزندان می شوند مفید باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The production not only keeps down Chinese date mostly alimentation nurturance, but also touches greasy, tasty and refreshing daintily, flavor single, edible facility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تولید نه تنها باعث پایین آمدن تاریخ چینی می‌شود که عمدتا \"alimentation nurturance\" است، بلکه با وقار، خوش‌مزه و با طراوت، طعم و عطر تکی و خوردنی را نیز لمس می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تولید نه تنها تاریخ چینی را عمدتا مراقبت از تغذیه را حفظ می کند، بلکه سبب چرب شدن، خوشمزه و پرطرفدار، طعم دهنده و غذای مجرب نیز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه nurturance به انگلیسی

nurturance
• act of providing care or sustenance; rearing; cultivation, fostering

nurturance را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی nurturance



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی nurturance مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )