برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1334 100 1

nuts

/ˈnəts/ /nʌts/

معنی: اجیل، آجیل، خل، مجنون، دیوانه
معانی دیگر: بی خرد، کم عقل، نامعقول، (خودمانی)، (ندا، حاکی از ناخشنودی یا تحقیر یا سرخوردگی و غیره) ای بابا!، وای، نه !، اه !، مفتون

واژه nuts در جمله های نمونه

1. be nuts about (something)
(خودمانی) دیوانه‌ی چیزی بودن،شیدا بودن،عاشق (کسی یا چیزی) بودن

2. the nuts and bolts (of something)
کارها یا اصول اولیه‌ی چیزی

3. he is nuts
او خل وضع است.

4. i am nuts about her!
من دیوانه‌ی او هستم‌!

5. to go nuts
دیوانه شدن

6. to loosen rusty nuts by wrenching
با پیچاندن شدید مهره‌های زنگ‌زده را شل کردن

7. from soup to nuts
(آمریکا - عامیانه) از اول تا آخر،سر تا سر،کاملا

8. a box chockfull of nuts
جعبه‌ای مملو از آجر

9. a box of mixed nuts
یک جعبه آجیل مخلوط

10. he is driving me nuts
او دارد مرا دیوانه می‌کند!

11. we ate cookies and nuts
شیرینی و آجیل خوردیم.

12. This animal makes a store of nuts for the winter.
[ترجمه ترگمان]این حیوان برای زمستان یک انبار میوه می‌سازد
[ترجمه گوگل]این حیوان یک فروشگاه آجیل برای زمستان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف nuts

اجیل (اسم)
nuts , nut
آجیل (اسم)
nuts
خل (صفت)
light , abnormal , crackpot , mad , nuts , dotty , flighty , strange , queer , half-baked , light-minded , off-beat , off-color , off-colour , queerish , screwy
مجنون (صفت)
mad , nuts , amok , insane , demented , lunatic , loco , crazy , maniac
دیوانه (صفت)
mad , nuts , moony , insane , demented , lunatic , crazy , gaga , natural , batty , nut , frenetic , phrenetic , fanatic , fanatical , cuckoo , fey , hare-brained , loony , luny , mad-brained , manic , mooney , moonstruck , nutty

معنی عبارات مرتبط با nuts به فارسی

(عامیانه) کارها و اصول اولیه(ی هر چیز)، عوامل اساسی
پیچو مهره
آجیل، چار مغز
(آمریکا - عامیانه) از اول تا آخر، سر تا سر، کاملا

معنی کلمه nuts به انگلیسی

nuts
• testicles, gonads (slang)
• shucks!, drat! (expression of dismay or disappointment)
• crazy, insane; excited, enthusiastic (slang)
nuts about
• crazy about, really like
nuts about him
• crazy about him, ga-ga over him
nuts and bolts
• basic parts, fundamental facts
california nuts
• various kinds of nuts grown in california
chocolate with nuts
• chocolate which contains any of a variety of nuts
drove him nuts
• drove him crazy, made him mad, caused him to go insane
go nuts
• go mad, go crazy, become insane
mixed nuts
• mixture of different types of nuts
roasted nuts
• nuts that are toasted over a fire
roasting nuts
• toasting nuts over a fire
soup nuts
• small baked bits of wheat (similar to crackers) that are eaten in soup
that drives me nuts
• that makes me crazy, that drives me insane
went nuts
• went insane, lost his mind

nuts را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mitra
معنای غیر مصطلح پیچ هم میدهد که عموما با کلمه مهره همراه است
m.m
آجیل
مبینا
در زبان عامیانه به معنی مزخرفات هم هست.
....
هم به معني گردو است هم به معنی آجیل است
Mahdis
اجیل
.
در صورت adj بودن به معنی علاقه مند بودن یا دیوانه چیزی بودن
Zarymeidany
خل
Have you gone nuts? خل شده ای؟
نرگس جعفری
Be nutsدیوانه بودن
حیدر
سرپیچ
عاطفه
?Are you nuts
دیوانه شده ای؟ عقلت را از دست داده ای؟
نسرین رنجبر
احمقانه
Titi
آجیل،تنقلات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nuts
کلمه : nuts
املای فارسی : ناتس
اشتباه تایپی : دعفس
عکس nuts : در گوگل

آیا معنی nuts مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )