برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1329 100 1

Overrun

/ˌoʊvəˈrʌn/ /ˌəʊvəˈrʌn/

معنی: تجاوز، تجاسر، اب لبریز شده، تاراج کردن، تاخت و تاز کردن، سرتاسر محلی را فراگرفتن
معانی دیگر: پایمال کردن، زیر پا گذاشتن، رد شدن (از روی چیزی)، فراتر رفتن، گذشتن از، خارج شدن، بر تاختن، مورد تاخت و تاز قرار دادن، شکست دادن، درهم شکستن و عبور کردن، اشغال کردن، هجوم آوردن، تفاوت هزینه ی واقعی و هزینه ی پیش بینی شده، فزون شدگی، فزونی، لبریز شدن، سر رفتن، سرشار شدن، (قدیمی) رجوع شود به: outrun

بررسی کلمه Overrun

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overruns, overrunning, overran, overrun
(1) تعریف: to sweep across and dominate quickly, as an invading population, or a plague.
مترادف: invade
مشابه: conquer, engulf, overcome, overtake, overwhelm, penetrate, raid, ravage, swarm, vanquish

- The Tatars overran much of Russia in the thirteenth century.
[ترجمه ترگمان] تاتارها در قرن سیزدهم بیشتر به روسیه تاخت و تاز کردند
[ترجمه گوگل] تاتارها در قرن سیزدهم، بیشتر از روسیه را جذب کرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to spread throughout, taking hold, as an infestation, an idea, or a growth of plant life.
مترادف: infest, penetrate, permeate, pervade, swarm
مشابه: beset, engulf, invade, overspread, spread, suffuse

- The garden has been overrun with weeds.
[ترجمه ترگمان] باغ پر از علف شده
[ترجمه گوگل] باغ با علف های هرز سرازیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to run past (a place or limit); overshoot.
مترادف: exceed, overextend, overreach, overshoot, overstep
...

واژه Overrun در جمله های نمونه

1. cost overrun
فزونی هزینه

2. the island was overrun by rats
جزیره مورد هجوم موش‌های صحرایی قرار گرفت.

3. the jungle has overrun the city's ruins
جنگل خرابه‌های شهر را فراگرفته است.

4. The house was overrun with mice.
[ترجمه ترگمان]خانه پر از موش بود
[ترجمه گوگل]خانه با موشها پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The house was completely overrun with mice.
[ترجمه ترگمان]خانه کاملا پر از موش بود
[ترجمه گوگل]خانه کاملا با موشها پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Enemy soldiers had overrun the island.
[ترجمه ترگمان]سربازان دشمن جزیره را تسخیر کرده بودند
[ترجمه گوگل]سربازان دشمن این جزیره را سرازیر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The Roman Empire was overrun by Nordic barbarians.
...

مترادف Overrun

تجاوز (اسم)
violation , offense , attack , assault , belligerence , infringement , encroachment , transgression , belligerency , overrun
تجاسر (اسم)
overrun
اب لبریز شده (اسم)
overrun
تاراج کردن (فعل)
devastate , overrun
تاخت و تاز کردن (فعل)
ravage , foray , overrun
سرتاسر محلی را فراگرفتن (فعل)
overrun

معنی Overrun در دیکشنری تخصصی

overrun
[عمران و معماری] زیادراه - اضافه جریان
[کامپیوتر] هنگامی که داده در حال ورود یا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز می کند که نیازمند ضرفیت کانال بیشتری میباشد .
[زمین شناسی] اضافه جریان آب
[صنعت] افزایش هزینه
[عمران و معماری] عمق بحرانی اضافه جریان
[کامپیوتر] اشتباه در انتقال و جایگیری کاراکترها .
[عمران و معماری] اضافه جریان
[آب و خاک] اضافه جریان
[عمران و معماری] سرریز هزینه
[ریاضیات] سرریز هزینه، هزینه ی غالب

معنی کلمه Overrun به انگلیسی

overrun
• invasion of country; infestation; extension; military victory; inundation, flooding; excess of printed materials
• invade; infest; swarm; triumph; exceed; print excess amount
• if an army overruns a country or an area, it succeeds in occupying it quickly.
• if a place is overrun with animals or plants, there are too many of them there.
• if an event or meeting overruns, it continues for a longer time than it should have.
• see also overran.

Overrun را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Khazar
[در صنایع غذایی]افزایش حجم
فارسی را پاس بداریم.
فراتر رفتن از حد مجاز
محمدرضا
Take more time or money that was intended
محمدرضا
Take more time or money than was intended
ebi
فرا رَوی ، فرارفت
سعید صفاری مقدم
فعل:
پرکردن/شدن، لبریز کردن/شدن، مملو از چیزی کردن/شدن، از یه حد/میزان مشخص تجاوز کردن/عبور کردن/فراتر رفتن/بالا زدن
به تسخیر درآوردن مکانی
اسم:
اضافه تولید
اضافه هزینه


علی اکبر ملکی
مازاد هزینه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overrun
کلمه : overrun
املای فارسی : اوررون
اشتباه تایپی : خرثققعد
عکس overrun : در گوگل

آیا معنی Overrun مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )