انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 888 100 1

بررسی کلمه obscurantism

اسم ( noun )
مشتقات: obscurantist (adj.), obscurantist (n.)
(1) تعریف: active opposition to intellectual enlightenment, esp. by withholding knowledge from the public.

(2) تعریف: a deliberate lack of clarity or directness of expression, as in certain styles of art or literature.

- Many regard academic jargon as a form of obscurantism intended to maintain the exclusivity of the professorial class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بسیاری از اصطلاحات دانشگاهی به عنوان نوعی تاریک‌اندیشی، به منظور حفظ انحصار طبقه کارگر در نظر گرفته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسیاری از اصطلاحات آکادمیک را به عنوان یک نوع مبهوت گرایی قلمداد می کنند که قصد حفظ انحصاری کلاس استاد را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه obscurantism در جمله های نمونه

1. Religious prejudice and scientific obscurantism have been closely entangled throughout the whole history of this debate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عقاید مذهبی و تاریک‌اندیشی علمی در سراسر تاریخ این بحث به شدت گرفتار شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعصب های مذهبی و مبهوم بودن علم در تمام طول تاریخ این بحث درگیر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. But it has the disadvantage of confusion and obscurantism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این مساله نقطه‌ضعف سردرگمی و تاریک‌اندیشی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما از نظر سردرگمی و مبهوت گرایی، آن را از دست می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The association primary aim is to defeat scientific obscurantism and promote scientific truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف اصلی این انجمن، شکست تاریک‌اندیشی علمی و ترویج حقیقت علمی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف اصلی انجمن این است که شکست مکتوبیستی علمی علمی و حقیقت علمی را افزایش دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The connotation of "obscurantism" is concerned with knowledge and emotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"تاریک‌اندیشی\" به دانش و احساس مربوط می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مفهوم 'مبهوت گرایی' مربوط به دانش و احساسات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His work suffers from the obscurantism typical of the Christian era.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار او از تاریک‌اندیشی عمومی دوران مسیحیت رنج می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کار او از مبهوت گرایی معمولی عصر مسیحیت رنج می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The People of China under Mao's obscurantism Mao is only one God in their heart!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم چین تحت تعصب مایو در قلب خود تنها یک خدا هستند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم چین تحت مبهومیت مائو، مائو تنها در دل یک خدا هستند!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The "religious and political obscurantism" in "Neo-Obscurantism" has impacted and is impacting negatively the constitution and the constitutional separation of politics and religion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"تاریک‌اندیشی مذهبی و سیاسی\" در \"Neo -\" تاثیر منفی داشته‌است و بر قانون اساسی و تفکیک قانون اساسی سیاست و مذهب تاثیر می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'مبهوت گرایی مذهبی و سیاسی' در 'Neo Obscurantism' تأثیر منفی بر قانون اساسی و جدایی قانون اساسی سیاست و دین دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Hitherto this has led to some allegations in the Press about Whitehall obscurantism but little interest or pressure in Parliament itself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا کنون این موضوع منجر به اظهاراتی در مطبوعات در مورد تاریک‌اندیشی وایت هال شده، اما به خود پارلمان علاقه چندانی نشان نمی‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تا کنون این به برخی اتهامات در مطبوعات در مورد مبهوت گرایی Whitehall منجر شده است، اما کمی علاقه و یا فشار در خود مجلس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. At the heart of this story is a battle between Western enlightenment and obscurantism. But in fact, Turkey's real dichotomy has always been between its westernizers and its modernizers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در قلب این داستان، نبردی بین روشن‌گری غرب و تاریک‌اندیشی برگزار می‌شود اما در حقیقت، دوگانگی واقعی ترکیه همواره بین westernizers و modernizers بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در قلب این داستان، نبردی بین روشنفکران غربی و مبهوت گرایی است اما در حقیقت، دوگانگی واقعی ترکیه همواره بین غربگرایان و مدرنیزاسیون آن بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The mysticism is eroding people's rational spirit little by little, which is flooding the field of Chinese science criticism, and the obscurantism beginning to appear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عرفان روح منطقی مردم را کمی از بین می‌برد، که حوزه نقد علوم چینی را جاری می‌کند و تاریک‌اندیشی شروع به پدیدار شدن می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عرفان روحیه عقلایی مردم را به طور ناچیز کاهش می دهد که زمینه انتقاد علمی چینی ها را برانگیخته و مات و مبهوتگرایی شروع به ظهور می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A country that distrusts science is condemned to move straight back to medieval obscurantism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشوری که علم طغیان برافراشته است، محکوم به حرکت مستقیم به تاریک‌اندیشی قرون‌وسطی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشوری که علم را نادیده میگیرد محکوم به حرکت مستقیم به مبهوت گرایی قرون وسطایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The abridgment and distortion of Chinese textbooks during Japanese invasion of China was to carry out its obscurantism and cultural invasion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحریف و تحریف کتاب‌های درسی چینی در طول حمله ژاپن به چین برای انجام تاریک‌اندیشی و تهاجم فرهنگی به این کشور انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خلاصه و تحریف کتاب های درسی چینی در طی حمله ژاپنی به چین، انجام مبهوسی و تهاجم فرهنگی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It not only excluded the intellectual as an outstanding pioneer in the development of China's economy, science and culture, but also preached obscurantism that devalues the importance of intelligence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن نه تنها روشنفکران به عنوان یک پیشتاز برجسته در توسعه اقتصاد، علم و فرهنگ چین را حذف کرد بلکه تاریک‌اندیشی را موعظه کرد که ارزش هوش را کاهش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نه تنها فکری را به عنوان یکی از پیشگامان برجسته در توسعه اقتصاد، علم و فرهنگ چین، بلکه همچنین مسیحیت گرایی را که اهمیت اطلاعات را کاهش می دهد، رد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف obscurantism

تاریک اندیشی (اسم)
obscurantism
کهنه پرستی (اسم)
obscurantism
مخالفت با روشنفکری (اسم)
obscurantism
سبک نگارش مبهم (اسم)
obscurantism
مخالفت با علم و معرفت (اسم)
obscurantism

معنی کلمه obscurantism به انگلیسی

obscurantism
• resistance to progress (political and/or social) and the spread of knowledge; deliberate creation of obscurity
• obscurantism is the practice or policy of deliberately making something vague and difficult to understand, especially in order to stop people finding out the truth.

obscurantism را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی obscurantism

ebitaheri@gmail.com ١١:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٣
تاریک‌ورزی
|

تقی قیصری ١١:١١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥
حقیقت‌پوشی
وارونه‌نمایی
تیره‌گری (به‌عکس روشن‌گری)
|

پیشنهاد شما درباره معنی obscurantism



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی obscurantism
کلمه : obscurantism
املای فارسی : ابسکورنتیسم
اشتباه تایپی : خذسزعقشدفهسئ
عکس obscurantism : در گوگل


آیا معنی obscurantism مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )