انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 891 100 1

واژه offhanded در جمله های نمونه

1. Instead, he begins in a casual, off-handed manner, moving among his fellow citizens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با لحنی عادی و غیر عادی شروع به حرکت کرد و در میان شهروندان خود به حرکت در آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض، او به طور گاه به گاه و بدون دست، از میان هموطنانش حرکت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Next the pastor came to the microphone and made announcements in an off-handed, jocular, manner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از آن، کشیش به سمت میکروفون آمد و اعلامیه‌هایی را در یک دست با دست زدن، شوخی، و شوخی ایراد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد، کشیش به میکروفون آمد و اعلان ها را به شیوه ای غیرمعمول و شگفت انگیز اعلام کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. But here it is: due to one scientist's offhanded comments, the Internet says you might no longer be the astrological sign you always thought you were.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اینجا این است: به خاطر نظرات offhanded یک متخصص، اینترنت می‌گوید که شما دیگر ممکن است یک نشانه طالع‌بینی باشید که همیشه فکر می‌کردید هستید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در اینجا این است که با توجه به نظرات یک نظر دانشمند، اینترنت می گوید شما دیگر نمیتوانید معجزه الهی باشد که همیشه فکر می کردید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. If she's such a big figure in the Ministry, why is it Arthur Weasley never mentioned the woman in any offhanded discussion about his job?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا ارتور ویزلی هیچ وقت راجع به کارش به این زن اشاره‌ای نکرده بود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر او چنین شخصیت بزرگی در وزارت است، چرا آرتور ویزلی هرگز از این زن در هر بحثی در مورد شغلش سخن نمی گوید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. English idiom is a form of language with coloring, it is concise, vivid, harmonious and offhanded .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زبان انگلیسی نوعی از زبان با رنگ کردن است، این زبان ساده، روشن، موزون و offhanded است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصطلاح انگلیسی یک شکل از زبان با رنگ آمیزی است، مختصر، زنده، هماهنگ و بی نظیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Therefore, with the development of 3D laser imaging technique and its popularization in engineering geology, updating the technique of rock discontinuity investigation is offhanded and soon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین با توسعه تکنیک تصویربرداری لیزری ۳ بعدی و تعمیم آن در زمین‌شناسی مهندسی، به روز رسانی تکنیک بررسی ناپیوستگی سنگ، به زودی تعیین می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، با توسعه تکنیک لیزر لیزر 3D و محبوبیت آن در زمین شناسی مهندسی، به روز رسانی تکنیک تجزیه و تحلیل سنگ ناودان و به زودی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Trust is as difficult a coin to earn and it is easily lost - the trust built over a decade can be shattered in an instant by one offhanded remark or deed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعتماد به اندازه پول دشوار است و به راحتی از دست می‌رود - اعتمادی که بیش از یک دهه ساخته شده‌است می‌تواند در یک لحظه با یک حرف یا عمل خرد شده خرد شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعتماد یک سکه برای کسب درآمد است و آن را به آسانی از بین می برد - اعتماد ساخته شده در طول یک دهه می تواند در یک لحظه با یک اظهار نظر یا اعمال جنجالی خراب شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه offhanded به انگلیسی

offhanded
• informal, improvised; casual, curt, nonchalant; without preparation, careless

offhanded را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی offhanded



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی offhanded
کلمه : offhanded
املای فارسی : اففهندد
اشتباه تایپی : خبباشدیثی
عکس offhanded : در گوگل


آیا معنی offhanded مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )