برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1344 100 1

on the whole

/ɑn ðə hoʊl/ /ɑn ðə hoʊl/

به طور کلی، معمولا

بررسی کلمه on the whole

عبارت ( phrase )
• : تعریف: all things considered; in general.
مترادف: all in all, altogether, generally
مشابه: chiefly, mostly, overall, usually

- On the whole, I'm very happy.
[ترجمه ترگمان] در مجموع، من خیلی خوشحالم
[ترجمه گوگل] در مجموع، من بسیار خوشحالم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه on the whole در جمله های نمونه

1. When one player behaves disgracefully, it reflects on the whole team.
[ترجمه ترگمان]وقتی یکی از بازیکنان به طور محترمانه رفتار می‌کند، کل تیم را بازتاب می‌کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک بازیکن رفتار ناپذیری داشته باشد، آن را در کل تیم نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Your bad behavior brings shame on the whole school.
[ترجمه ترگمان]رفتار بد تو باعث شرمندگی کل مدرسه میشه
[ترجمه گوگل]رفتار بد شما باعث ایجاد شرم در کل مدرسه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They hadn't planned on the whole family coming.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای تمام خانواده برنامه‌ریزی نکرده بودند
[ترجمه گوگل]آنها در تمام خانواده های آینده برنامه ریزی نکرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My opinion is on the whole the same as yours.
[ترجمه ترگمان]نظر من در مجموع در مورد شما هم صدق می‌کند
[ترجمه گوگل]نظر من در کل همانند شماست
[ترجمه شما] تر ...

معنی کلمه on the whole به انگلیسی

on the whole
• in a general manner, generally, all in all

on the whole را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سفیر شهرکرد
در مجموع، در کل
خشایار نوروزی
رویهمرفته
آریا اطلاعی
در مجموع، روی هم رفته، در کل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on the whole
کلمه : on the whole
املای فارسی : اون تاه هول
اشتباه تایپی : خد فاث صاخمث
عکس on the whole : در گوگل

آیا معنی on the whole مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )