برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1319 100 1

options

واژه options در جمله های نمونه

1. all his options were taken away
آزادی عمل او سلب شده بود.

2. keep (or leave) one's options open
از گزینش خودداری کردن،امکان گزینه‌های متعدد را برای خود حفظ کردن

3. don't pay a down payment; keep your options open until you find your ideal house
بیعانه نده،تا خانه‌ی دلخواه خود را پیدا نکرده‌ای امکان انتخاب خود را محدود نکن.

معنی کلمه options به انگلیسی

open options
• wide range of possibilities

options را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهناز
قراردادهای اختیار معامله
مریم
اختیاری
ghodrat
تخصصی (بازرگانی)
اختیار معامله
رضا
خیارات
کانون ترجمه و ویرایش بهین ترنس
محصولات رایگان جانبی
Ayoob
ویژگی ها
امکانات
Masume
گزینه ها
سجاد صالحی
ویژگی ها، امکانات، اختیارات، آزادی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی options مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )