برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1319 100 1

organise

واژه organise در جمله های نمونه

1. Use spidergrams to organise your English vocabulary into different subjects.
[ترجمه ترگمان]از spidergrams برای سازماندهی دایره لغات انگلیسی تان در موضوعات مختلف استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از spidergrams برای سازماندهی واژگان انگلیسی خود به موضوعات مختلف استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has the ability to organise.
[ترجمه ترگمان]او توانایی سازماندهی را دارد
[ترجمه گوگل]او توانایی سازماندهی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We can organise car rental from Chicago O'Hare Airport.
[ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم اجاره اتومبیل را از فرودگاه شیکاگو O برگزار کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم کرایه ماشین را از فرودگاه شیکاگو O'Hare سازماندهی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Zip drives help people to organise their important information.
[ترجمه ترگمان]درایوهای پستی به مردم کمک می‌کنند تا اطلاعات مهم خود را سازماندهی کنند
[ترجمه گوگل]درایوهای فشرده به مردم کمک می کنند اطلاعات مهم خود را سازمان دهند
[ ...

معنی کلمه organise به انگلیسی

organise
• arrange, order, systematise; establish, set up; unite; coordinate something; orchestrate, manage; unionise, form a union; organise into a labor union (also organize)

organise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمدرضا
سازمان دادن ،مرتب کردن ، بترتیب چیدن
Diana
سازمان دهی_برنامه ریزی
محدثه فرومدی
برای معانی بیشتر به مدخل organize رجوع کنید
F
ارگانیز -آلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی organise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )