برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1149 100 1

outmanoeuvre

/ˌaʊtməˈnuːvər/ /ˌaʊtməˈnuːvə/

(verb transitive) در تدبیر یا زیرکی از کسی پیش افتادن

واژه outmanoeuvre در جمله های نمونه

1. He believed he could outmanoeuvre and trap the English king.
[ترجمه ترگمان]او معتقد بود که می‌تواند outmanoeuvre و شاه انگلیس را به دام بیندازد
[ترجمه گوگل]او معتقد بود که او میتواند شاهزاده انگلیس را غارت کند و دامن بزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was completely outmanoeuvred in his campaign to win the support of other ministers.
[ترجمه ترگمان]او به طور کامل در مبارزات انتخاباتی خود غرق شده‌بود تا حمایت سایر وزیران را به دست آورد
[ترجمه گوگل]او در مبارزات انتخاباتی خود به طور کامل فرمانبردار بود تا به حمایت دیگر وزرا برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The president has so far managed to outmanoeuvre his critics.
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور تا کنون توانسته بود منتقدان خود را تحت‌تاثیر قرار دهد
[ترجمه گوگل]رئيس جمهور تا به حال موفق به outmanoeuvre منتقدان خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In the negotiations, he outmanoeuvred his rivals by offering a higher price.
[ترجمه ترگمان]در مذاکرات، او با ارائه یک قیمت بالاتر، ر ...

معنی کلمه outmanoeuvre به انگلیسی

outmanoeuvre
• evade by moving faster; move into a superior position; outwit, outsmart; be superior in handling and maneuvering
• to outmanoeuvre someone means to gain an advantage over them in a particular situation by behaving in a clever or skilful way.

outmanoeuvre را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
پیش‌دستی کردن، رو دست زدن، رو دست بلند شدن، غافلگیر کردن، سبقت گرفتن/جستن، پیشی گرفتن/جستن، پیش افتادن، برتری یافتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outmanoeuvre
کلمه : outmanoeuvre
املای فارسی : اوتمنوور
اشتباه تایپی : خعفئشدخثعرقث
عکس outmanoeuvre : در گوگل

آیا معنی outmanoeuvre مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )