برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

outstanding

/ˌɑːwtˈstændɪŋ/ /ˌaʊtˈstændɪŋ/

معنی: قلنبه، عالی، ممتاز، برجسته، واریز نشده
معانی دیگر: مبرز، زبده، نخبه، سرشناس، (وام یا کار و غیره) عقب افتاده، معوقه، نا تمام، حل نشده، بیرون زده، بر آمده، قلمبه، (سهام و اوراق قرضه) منتشر شده و به فروش رسیده

بررسی کلمه outstanding

صفت ( adjective )
مشتقات: outstandingly (adv.)
(1) تعریف: of high quality; excellent.
مترادف: excellent, marvelous, splendid, superb, superior
متضاد: average, mediocre, unexceptional
مشابه: ace, banner, capital, classic, exceptional, fantastic, great, lead, star, stellar, super, terrific

(2) تعریف: prominently in view.
مترادف: apparent, conspicuous, marked, noticeable, obvious, prominent, pronounced, striking
مشابه: arresting, bold, glaring, magnificent, major, salient

(3) تعریف: remaining to be settled or resolved.
مترادف: remaining, unsettled
مشابه: due, overdue, payable, receivable

- outstanding debts
[ترجمه ترگمان] بدهی‌های معوقه
[ترجمه گوگل] بدهی قابل توجه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه outstanding در جمله های نمونه

1. outstanding debts
بدهی‌های پرداخت نشده

2. outstanding problems
مسائل حل نشده

3. an outstanding victory
پیروزی چشمگیر

4. one of the outstanding personalities in persian literature
یکی از چهره‌های برجسته ادبیات فارسی

5. this artist is outstanding from many respects
این هنرمند از چند نظر برجسته است.

6. one of the most outstanding physicians of iran
یکی از برجسته‌ترین پزشکان ایران

7. a good deal of the project is still outstanding
بخش عمده‌ای از طرح هنوز انجام نشده است.

8. These are the prizes given for the most outstanding British theatrical performances of the year.
[ترجمه ترگمان]این جوایز بهترین اجرای نمایشی تئاتر بریتانیا در سال است
[ترجمه گوگل]این جایزه ها برای برجسته ترین اجرای نمایش های بریتانیایی سال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Derartu is an outstanding athlete and deserved to win.
[ترجمه ترگمان]Derartu Tulu یک ورزش‌کار برتر است و سزاوار برنده شدن هم هست
[ترجمه گوگ ...

مترادف outstanding

قلنبه (صفت)
baggy , lumpy , pompous , highfalutin , nobby , bombastic , outstanding , flocculate , sonorous , high-flown , stilted , stodgy
عالی (صفت)
superior , super , great , fine , top , high-toned , high , grand , brave , gallant , beautiful , splendid , exquisite , excellent , superb , capital , immense , spiffy , imperial , magnificent , nobby , supreme , outstanding , superlative , swank , elevated , lofty , famous , copacetic , top-hole , remarkable , topping , high-grade , sublime , exalted , first-rate , unrivaled , palmary , ripping , wally , whizbang , whizzbang
ممتاز (صفت)
super , excellent , immense , best , gilt-edged , privileged , distinguished , outstanding , illustrious , elect , preferential , topping
برجسته (صفت)
prime , master , striking , leading , protuberant , distinguished , outstanding , illustrious , dominant , bossed , prominent , eminent , bossy , gibbous , bulging , convex , bunchy , famous , predominant , egregious , noted , dome-shaped , kenspeckle , embossed , knobby , laureate , noticeable , overriding , palmary , stereometric , supereminent , torose
واریز نشده (صفت)
open , outstanding

معنی outstanding در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] منتشر شده
[حقوق] وصول نشده، پرداخت نشده، تصفیه نشده، معوق، در دست داد و ستد، پابرجا
[حسابداری] سهام در دست سهامداران
[حقوق] ادعای پابرجا
[حقوق] دین معوق، بدهی پرداخت نشده یا وصول نشده
[عمران و معماری] قسمت در آمده بال - قسمت بیرونزده بال
[حسابداری] سهام در دست سهامداران
[حقوق] سهام در دست داد و ستد، سهام منتشر شده و به فروش رفته

معنی کلمه outstanding به انگلیسی

outstanding
• excellent; conspicuous, prominent, notable; owing, due; unsettled (about a payment); unresolved
• if you describe a person or their work as outstanding, you mean that they are very good and impressive.
• outstanding also means very obvious or important.
• an outstanding issue or problem is one that has not yet been resolved.
• money that is outstanding is still owed to someone.
outstanding athlete
• excellent athlete
outstanding leader
• gifted leader, greatly admired leader, leader who has greatly influenced history
outstanding personality
• distinguished personality, extraordinary character
outstanding soldier
• soldier of remarkable achievement, superior soldier
outstanding student
• excellent student, exceptional student
outstanding talent
• great talent, exceptional ability
obligation outstanding
• financial obligation that has not yet been settled, unpaid debt

outstanding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش اسکندری
معرکه.شاخص.
نقوی
چشمگیر
آرمین مظاهری
فوق العاده
جهان
مثال زدنی، بی مانند
مریم افسران
معوق، وصول نشده
محدثه فرومدی
قابل توجه، جالب توجه، قابل ملاحظه، شایان توجه، تماشایی، خیره‌کننده، آشکار، مشهود، هویدا، واضح، نمایان، قابل رویت، ممتاز، مشخص، استثنایی، سرآمد
مهدی باقری
هزینه، صورت حساب و… پرداخت نشده
عالی، خیلی خوب
مسئله‌ی حل و فصل نشده
MS. Salimi
[صفت]: (در مورد اشخاص) ===> برجسته، خیلی بهتر از بقیه.

مثلاً وقتی می‌گوییم {فلان دانش‌آموز outstanding است.} یعنی خیلی بهتر از بقیه است و عملکرد او در بین هم کلاسی‌هایش از بقیه بهتر بوده است. (مثلاً شاگرد ممتاز کلاس است.)
یا اگر یک پزشک یا یک دانشمند outstanding باشد یعنی در مقایسه با سایر پزشکان یا دانشمندان، دستاوردها و موفقیت‌های بیشتری داشته است و در جمع سایرین بیشتر به چشم می‌آید.
یا وقتی که می‌گوییم فلان ویژگی outstanding است یعنی این ویژگی خیلی بهتر از سایر ویژگی‌های موجود می‌تواند چیزهایی را که به آن ها مربوط می شودتوصیف کند یا از هم متمایز کند.
صفت outstanding شامل دو بخش است: out به معنی {بیرون} و تداعی کننده‌ی {برجسته بودن و متمایز بودن} و standing به معنی {ایستادن} و تداعی کننده‌ی پیشرو بودن و سرپا بودن با افتخار. گویی چیزی که outstanding است، بیرون تر (بالاتر) از بقیه ایستاده و خود را مطرح می‌کند. این مفاهیم ما را در درک بهتر معنی واژه ی outstanding کمک می‌کنند.
توجه داشته باشید که بسیاری از کلمات انگلیسی، معادل فارسی خالص ندارند و باید با توضیح و جزئیات آن ها را به خاطر سپرد تا روح کلمه در ذهنمان ایجاد شود اما در موقع ترجمه مجبوریم از کلماتی که تا حدودی به مفهوم این کلمه نزدیک‌اند استفاده کنیم.
jahanaks.blog.ir
معوق
معوقه
در مورد بدهی، وام، قرض، ...
عادل چایچیان
در حسابداری: (Outstanding Shares)
سهام فروخته شده به سهامداران
سهام در دست سهامداران
در حال داد و ستد
برقرار
پا بر جا
سینا.پ
دست نیافتنی ، ممتاز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outstanding
کلمه : outstanding
املای فارسی : اوتستندینگ
اشتباه تایپی : خعفسفشدیهدل
عکس outstanding : در گوگل

آیا معنی outstanding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )