برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1320 100 1

Perforation

/ˌpərfəˈreɪʃn̩/ /ˌpɜːfəˈreɪʃn̩/

معنی: سفت، سوراخ، ایجاد سوراخ، لبه کنگرهیی مثل تمبرپست، عمل سوراخ کردن
معانی دیگر: سوراخ شدگی، آژیدگی، سفتگی، پرفراژ، عمل سورا  کردن

بررسی کلمه Perforation

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hole or series of small holes, esp. such as is made to cause paper, stamps, or the like to tear more easily.
مشابه: puncture

(2) تعریف: the act of perforating, or the condition of being perforated.
مشابه: boring, puncture

واژه Perforation در جمله های نمونه

1. He made a small perforation in the lining of the tube.
[ترجمه ترگمان]حفره کوچکی در آستر لوله ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]او یک سوراخ کوچک را در پوشش لوله گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Excessive pressure can lead to perforation of the stomach wall.
[ترجمه ترگمان]فشار بیش از حد می‌تواند منجر به سوراخ شدن دیواره شکم شود
[ترجمه گوگل]فشار بیش از حد می تواند منجر به سوراخ شدن دیواره معده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Today she is in Pennsylvania Hospital with perforation of her stomach.
[ترجمه ترگمان]امروز او در بیمارستان پنسیلوانیا با سوراخ کردن شکم خود است
[ترجمه گوگل]امروز او در بیمارستان پنسیلوانیا با سوراخ شدن شکمش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In no patient was there evidence of perforation, even in those in whom bile collections were found.
[ترجمه ترگمان]در هیچ یک از بیماران مدرکی دال بر وجود perforation وجود نداشت، حتی در کسانی که مجموعه‌های صفرای آن‌ها پیدا می‌شد
[ترجمه گوگل]در هیچ بیمار ...

مترادف Perforation

سفت (اسم)
shoulder , hole , perforation , needle's eye
سوراخ (اسم)
outage , aperture , orifice , hole , opening , perforation , puncture , bore , cave , leak , cavity , columbarium , pigeonhole , eyelet , mesh , foramen , peck , tap hole
ایجاد سوراخ (اسم)
perforation
لبه کنگرهیی مثل تمبرپست (اسم)
perforation
عمل سوراخ کردن (اسم)
perforation , transfixion

معنی Perforation در دیکشنری تخصصی

[سینما] سوراخ حاشیه فیلم - سوراخک
[زمین شناسی] سوراخ،روزنه سوراخ کردن بخشی از لوله جداری یک چاه (در قسمتی که در مقابل ناحیه نفت یا گازدار قرار گرفته است) به منظور فراهم شدن امکان ورود نفت یا گاز به درون چاه.
[پلیمر] مشبک سازی، سوراخ کاری
[زمین شناسی] نهشته ی روزنه ای عنوان ارائه شده توسط کوک (1946) برای پشته منفردی که از موادی که در یک چاه قائم حفر شده در یک توده یخی تجمع کرده و در نتیجه، خروج آب، از کف آن را ناممکن ساخته اند، تشکیل شده است.
[سینما] گام - گام [فاصله بین دو سوراخ متوالی حاشیه فیلم ]
[نفت] مشبک سازی جداره
[نفت] مشبک سازی شیمیایی
[سینما] سوراخ سینماسکوپ
[سینما] چاپ مضاعف
[سینما] سوراخ فیلم
[سینما] سوراخ کداک [روی حاشیه فیلم ]
[سینما] سوراخ نسخه منفی
[سینما] سوراخ نسخه مثبت
...

معنی کلمه Perforation به انگلیسی

perforation
• puncturing, making holes

Perforation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
در پزشکی،،گوش
فارسی را پاس بداریم.
مشبک کردن
ایجاد سوراخ در بدنه چاه نفت.
عملیات مشبک کاری لایه تولیدی چاه نفت.
ایجاد ارتباط میان لایه تولیدی و چاه نفت.
سجاد مصلحی
(نفت) مشبک کاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی perforation
کلمه : perforation
املای فارسی : پرفوراتسیون
اشتباه تایپی : حثقبخقشفهخد
عکس perforation : در گوگل

آیا معنی Perforation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )