برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1317 100 1

Polymath

/ˈpɒlimæθ/ /ˈpɒlimæθ/

معنی: دانشمند همه چیز دان، بحر العلوم، جامع علوم معقول ومنقول
معانی دیگر: (شخصی که در چند رشته تبحر دارد) بحرالعلوم، جامع الاطراف، همه دان، علامه

بررسی کلمه Polymath

اسم ( noun )
• : تعریف: one who has broad knowledge or expertise in a number of distinct areas.

- The polymath Leonardo da Vinci excelled not only as a painter and sculptor, but as an engineer, musician, and inventor.
[ترجمه ترگمان] این دانشمند به نام لیوناردو داوینچی تنها به عنوان یک نقاش و مجسمه‌ساز، بلکه به عنوان مهندس، موسیقیدان و مخترع برجسته بود
[ترجمه گوگل] لئوناردو داوینچی چندین مدرک نه تنها به عنوان یک نقاش و مجسمه ساز، بلکه به عنوان مهندس، نوازنده و مخترع مشهور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Polymath در جمله های نمونه

1. He is either a polymath or an extremely thorough researcher.
[ترجمه ترگمان]او یک polymath یا یک پژوهشگر بسیار جامع است
[ترجمه گوگل]او یک متخصص یا یک محقق بسیار محکم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Will Wright is the great polymath of interactive design, weaving theories of architecture, astrophysics, and urban planning into his videogames.
[ترجمه ترگمان]ویل رایت یک polymath بزرگ از طراحی تعاملی، نظریه weaving معماری، فیزیک نجومی، و برنامه‌ریزی شهری در بازی‌های ویدیویی خود است
[ترجمه گوگل]آیا راایت بزرگترین طرح طراحی تعاملی است، نظریه های معماری، فیزیک، و برنامه ریزی شهری را به بازی های ویدئویی خود بفروشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The polymath Doyle tried to kill off Holmes at the turn of the century, but public outcry encouraged the author to resuscitate the archetypal detective in 1901's The Hound of the Baskervilles.
[ترجمه ترگمان]این دانشمند Doyle کوشید تا جان هولمز را در اواخر قرن بکشد، اما فریادهای عمومی مولف را تشویق کرد که بازرس کهن را در سال ۱۹۰۱ به درنده باسکرویل بپردازد
[ترجمه گوگل]دیلم در تلاش برای از بین بردن هولمز در اوایل قرن بود، اما اعتراض عمومی موجب شد نویسنده را مجبور به احیای کارآگاه عرفانی در سال 1901 در The Hound of Baskervilles کند
[ترجمه شما] ...

مترادف Polymath

دانشمند همه چیز دان (اسم)
polymath
بحر العلوم (اسم)
polymath
جامع علوم معقول ومنقول (اسم)
polymath

معنی کلمه Polymath به انگلیسی

polymath
• one who is learned; highly-educated person
• a polymath is a person who is very knowledgeable in many different subjects; a formal word.

Polymath را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
جامع علوم و فنون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی polymath
کلمه : polymath
املای فارسی : پلیمته
اشتباه تایپی : حخمغئشفا
عکس polymath : در گوگل

آیا معنی Polymath مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )