انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1016 100 1

Potential

تلفظ potential
تلفظ potential به آمریکایی/pəˈtenʃl̩/ تلفظ potential به انگلیسی/pəˈtenʃl̩/

معنی: پتانسیل، عامل بالقوه، نهانی، پنهانی، بالقوه، ذخیرهای، دارای استعداد نهانی
معانی دیگر: اندرتوان، تانشی، (دستور زبان) امکانی، شایشی، امکان، استعداد، توانش، یارا، یارایی، (فیزیک - برق) فشار، اختلاف سطح، پادی، (در اصل) آنچه که نیرو دارد، نیرومند، قوی، زورمند، بالفعل

بررسی کلمه Potential

صفت ( adjective )
• : تعریف: capable of coming into existence; possible; latent.
مترادف: latent, possible
متضاد: actual
مشابه: dormant, likely, probable, prospective, quiescent

- They viewed the neighboring country's build up of weapons as a potential threat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها به کشور همسایه برای ساخت سلاح به عنوان یک تهدید بالقوه نگاه کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها کشورهای همسایه سلاح را به عنوان یک تهدید بالقوه مشاهده کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
(1) تعریف: possibility or promise.
مترادف: promise
مشابه: capability, likelihood, possibility, power, prospect

- Tempers flared, and it was clear that there was potential for violence to break out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Tempers شعله‌ور شد، و واضح بود که پتانسیل برای خشونت وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] طوفان ها به آتش کشیدند و روشن شد که احتمال خشونت برای خروج وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Other companies weren't interested, but this one believed the idea had potential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شرکت‌های دیگر علاقه‌مند نبودند، اما این یکی اعتقاد داشت که این ایده پتانسیل دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شرکت های دیگر علاقمند نبودند، اما این یکی معتقد بود که این ایده بالقوه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a certain skill or ability that may become developed.
مترادف: aptitude, capability, capacity, promise
مشابه: ability, faculty, gift, talent

- The coach could see that this inexperienced athlete had great potential as a ball player.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مربی می‌تواند ببیند که این ورزش‌کار بی‌تجربه پتانسیل زیادی به عنوان بازیکن توپ دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مربی می تواند ببیند که این ورزشکار بی تجربه دارای پتانسیل بزرگی برای بازیکنان توپ می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: in an electrical circuit, the difference between the charge at one point and that at another point, which difference results in a flow of current.
مترادف: charge
مشابه: tension

واژه Potential در جمله های نمونه

1. Mark has the potential of being completely rehabilitated.
ترجمه مارک این توانایی را دارد که کاملا بازسازی شود

2. The coach felt his team had the potential to reach the finals.
ترجمه مربی تصور کرد تیمش توانایی رسیدن به مسابقات نهایی را دارد

3. Destroying nuclear weapons reduces a potential threat to human survival.
ترجمه از بین بردن سلاح های هسته ای,تهدید بقا بشر را کاهش می دهد

4. potential barrier
ترجمه سد پتانسیل،سد تانش

5. potential energy
ترجمه انرژی پتانسیل،کارمایه‌ی تانشی

6. a potential leader
ترجمه یک پیشوای بالقوه (تانشی)

7. breeding potential
ترجمه توان زادگیری

8. the potential for growth
ترجمه استعداد رشد

9. the potential mood
ترجمه وجه امکانی

10. the potential uses of this new device
ترجمه کاربردهای بالقوه‌ی این اسباب

11. germany's military potential
ترجمه توانش نظامی آلمان

12. the detection of hidden or potential diseases
ترجمه تشخیص بیماری‌های نهفته یا تانشی

13. a study of the existing and potential book markets
ترجمه بررسی بازارهای موجود و بالقوه کتاب (تانشی)

14. The company certainly has the potential for growth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت قطعا پتانسیل رشد را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت مطمئنا پتانسیل رشد را دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The potential financial boost is a double-edged sword .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش بالقوه مالی یک شمشیر دولبه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقویت بالقوه مالی یک شمشیر دو طرفه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The city is finally realizing its tourism potential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شهر در نهایت پتانسیل گردشگری خود را درک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شهر در نهایت توانایی گردشگری خود را درک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Marx points out the potential conflicts below the surface of society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مارکس اشاره می‌کند که درگیری‌های بالقوه در زیر سطح جامعه وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مارکس از درگیری های بالقوه زیر سطح جامعه اشاره می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The law requires a detailed analysis of the potential impact on the environment of a proposed project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قانون نیازمند تحلیل دقیق تاثیر بالقوه بر محیط یک پروژه پیشنهادی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این قانون نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق از تاثیر بالقوه بر محیط یک پروژه پیشنهادی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. She's eyeing me up as a potential customer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مرا به عنوان یک مشتری بالقوه برانداز می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک مشتری بالقوه به من نگاه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. First we need to identify actual and potential problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اول باید مشکلات واقعی و بالقوه را شناسایی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اول ما نیاز به شناسایی مشکلات واقعی و بالقوه هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The company's financial difficulties have deterred potential investors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات مالی این شرکت سرمایه گذاران بالقوه را از خطر انداخته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکلات مالی این شرکت مانع سرمایه گذاران بالقوه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Potential

پتانسیل (اسم)
potential
عامل بالقوه (اسم)
potential
نهانی (صفت)
secret , surreptitious , subterranean , undercover , backstairs , potential , furtive , underhand , occult , gnostic , subterraneous
پنهانی (صفت)
hidden , potential , cryptographic , hugger-mugger
بالقوه (صفت)
potential , possible
ذخیرهای (صفت)
potential
دارای استعداد نهانی (صفت)
potential

معنی عبارات مرتبط با Potential به فارسی

انرژی پتانسیل، کارمایه ی تانشی (مانند تانش موجود در فنر به هم فشرده)، نهان توان، انرژی نهانی، نیروی ذخیره
وجه التزامی
(برق) ولتاژ کنتاکت، توانش بساوی (پتانسیل برقی مابین دو فلز مختلف که با هم تماس می یابند)

معنی Potential در دیکشنری تخصصی

potential
[برق و الکترونیک] پتانسیل درجه الکتریکی شده نسبت به مرجع استانداری مانند زمین . پتانسیل یک نقطه عبارت است از مقدار کار لازم برای آوردن واحد بار الکتریکی از بینهایت تا آن نقطه . واژه های پتانسیل و ولتاژ مترادف هستند. - ولتاژ ، پتانسیل ، مستعد
[نساجی] پتانسیل
[ریاضیات] پتانسیل
[نفت] جریان بالقوه
[شیمی] سد پتانسیل
[برق و الکترونیک] سد پتانسیل - سد پتانسیل ناحیه ای در داخل قطعه نیمرسانا که ولتاژ آن به اندازه کافی برای مخالفت با حرکت بارهای الکتریکی زیاد است و حتی ممکن است سبب معکوس شدن جهت آنها شود . این پدیده در دیودهای پیوندی PN و ترانزیستورهای دو قطبی ایجاد می شود.
[زمین شناسی] سد پتانسیلی - مقاومت در برابر تغییر از یک حالت انرژی به حالتی دیگر در یک سیستم شیمیایی که باید بر انرژی فعال سازی غلبه کند.
[ریاضیات] سد پتانسیل
[عمران و معماری] ترکیب پتانسیلی
[زمین شناسی] چگالی پتانسیلی - چگالی یک واحد آب بعد از صعود به سطح توسط یک فرایند بی دررو ؛ به عنوان مثال تعیین شده از طریق شوری درجا و دمای پتانسیل.
[معدن] یون تعیین کننده پتانسیل (فلوتاسیون)
[برق و الکترونیک] مقسم ولتاژ
[برق و الکترونیک] اختلاف ولتاژ - اختلاف پتانسیل اختلاف ولتاژ موجود بین دو نقطه ، که اغلب ولتاژ نامیده می شود.
[نساجی] اختلاف پتانسیل
[ریاضیات] اختلاف پتانسیل
[حسابداری] تقلیل بالقوه
[شیمی] افت پتانسیل
[عمران و معماری] افت پتانسیل - سقوط پتانسیل
[برق و الکترونیک] افت ولتاژ
[ریاضیات] افت پتانسیل
[عمران و معماری] انرژی پتانسیل - انرژی نهفته - انرژی بالقوه - انرژی ذخیره ای
[برق و الکترونیک] انرژی پتانسیل انرژی ناشی از موقعیت یک ذره یا تکه ای ازماده نسبت به ذرات دیگر .
[ریاضیات] انرژی پتانسیل، انرژی ضمنی
[آب و خاک] انرژی پتانسیل،کار مایه،ذخیره شده
[شیمی] پتانسیل مطلق
[آب و خاک] پتانسیل جذب
[شیمی] پتانسیل شتاب دهنده
[خاک شناسی] اسیدیته بالقوه
[روانپزشکی] پتانسیل عمل، ترادف منظم نوسانات الکتریکی کوچک همراه با فعالیت فیزیولوژیکی عضله یا عصب .
[نساجی] پتانسیل آلکیله شدن
[شیمی] پتانسیل بی تقارنی
[شیمی] پتانسیل جاذب
[ریاضیات] پتانسیل رباینده، پتانسیل جاذب
[برق و الکترونیک] پتانسیل مخالف
[برق و الکترونیک] پتانسیل سد

معنی کلمه Potential به انگلیسی

potential
• possibility; ability; capability of being; possible energy (electricity)
• possible, capable of becoming, able to be
• you use potential to describe something as capable of becoming a particular kind of thing.
• if something has potential, it is capable of being useful or successful in the future.
• if something has a particular potential, it is possible that it may develop in the way mentioned.
• your potential is the range of abilities which you have, even if you are not actually using them.
potential difference
• difference in electrical tension between two points (electricity)
potential earnings
• maximum possible profit, amount of profit that could be earned in the future
potential enemies
• people or groups that are likely to become enemies, possible foes
potential energy
• energy present in a resting body (physics)
potential murderer
• someone who is likely to commit murder, possible killer
brimming with potential
• having a lot of potential, having many unrefined skills, having capabilities which have not been put to use
commercial potential
• likelihood of future profits
development potential
• possibilities for improvement and growth
unfulfilled potential
• potential which is not used, capability that exists and is not put to use

Potential را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Potential

r.hahsemi ١١:٢١ - ١٣٩٦/٠٦/٢٠
پتانسیل
|

ebitaheri@gmail.com ١٤:١٧ - ١٣٩٦/٠٨/١٠
توان ، توانایی ، توانمندی

[انرژی]
نهفته ، انباشته ، درونه ای ، نا آزاد ، نا رها ، نگه داشته ، درجا ، ذخیره
|

علی عفتی ٠٠:٢٧ - ١٣٩٦/١٠/١٦
مناسب
|

mahhsaghafary ١٢:٥٩ - ١٣٩٦/١٠/١٧
بالقوه
|

فاضله ٢٢:٢٨ - ١٣٩٦/١٠/٢٢
توانایی
|

fereshteh_gh.a ١٩:٠٧ - ١٣٩٧/٠١/١٨
inventorying all roof potential
برداشت کلیه جزئیات سقف
|

Parisa ١٧:٣٠ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
احتمالی
|

sahar ١٩:٤٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٢
زنده کردن
|

مونیکا ١٣:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
توانایی_توان
|

a.r ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٢
the inherent ability or capacity for growth, development, or future success
the possibility that something might happen or result from given conditions
|

عماد ٢٢:٥٠ - ١٣٩٧/١٠/١٦
توانمندی
|

پری ٠٠:١٣ - ١٣٩٧/١١/٠٤
توانمندی. توانایب
|

مقداد سلمانپور ١٦:٣٧ - ١٣٩٧/١١/٠٥
قابلیت
بالقوه
(نتایج) ممکن یا احتمالی
|

sami ٠٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
مستعد
|

محدثه فرومدی ١٥:٥٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٦
توانمند
|

Ali ١٥:١١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩
ولتاژ
|

پیشنهاد شما درباره معنی Potential



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی potential
کلمه : potential
املای فارسی : پتانسیل
اشتباه تایپی : حخفثدفهشم
عکس potential : در گوگل


آیا معنی Potential مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )