برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1352 100 1

Pounding


کوبش، کوبیدن، له و لورده سازی

واژه Pounding در جمله های نمونه

1. pounding
کوبش،کوبیدن،له و لورده سازی

2. the insistent pounding of waves
کوبش‌های پی در پی امواج

3. the barbarians are pounding at the gates of civilization
بربرها بر دروازه‌های تمدن می‌کوبند.

4. the engine was pounding
موتور تپ‌تپ می‌کرد.

5. the peal of those guns pounding my city
غرش آن توپ‌هایی که شهر مرا می‌کوبیدند

6. I could feel my heart pounding in my chest .
[ترجمه ترگمان]می‌توانستم ضربان قلبم را در سینه‌ام احساس کنم
[ترجمه گوگل]من می توانستم قلبم را در قفسه سینه تلخ کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Manchester United took a real pounding.
[ترجمه ترگمان]منچستر یونایتد ضربه محکمی خورد
[ترجمه گوگل]منچستر یونایتد یک تپه واقعی را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For eons,the pounding waves ate away at the shoreline.
[ترجمه ترگمان]برای قرن‌ها، امواج مغزی که در خط ساحلی می‌خوردند، می‌خو ...

معنی کلمه Pounding به انگلیسی

pounding
• (slang) downfall, defeat; beating, thrashing, hitting
• overwhelming, crushing, smashing
pounding comeback
• overwhelming return to advantage, smashing come from behind victory

Pounding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی افراسیابی
تپش ، ضربه ، خرد کردن
زهرا دولت دوست
(صدای) تاق تاق
آسیب
شکست سخت
حمله
پریسا
مورد حمله قراردادن
علی اکبر منصوری
صفت) به معنای تپنده
The pounding heart
قلب تپنده!
مسعود موسوی
به معنی march یا پیمودن هم معنی میده
He spent the next six months pounding the pavement in search of a job.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pounding
کلمه : pounding
املای فارسی : پوندینگ
اشتباه تایپی : حخعدیهدل
عکس pounding : در گوگل

آیا معنی Pounding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )