انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1069 100 1

Proximate

تلفظ proximate
تلفظ proximate به آمریکایی/ˈprɑːksəmət/ تلفظ proximate به انگلیسی/ˈprɒksɪmət/

معنی: نزدیک، پیوسته، تقریبی، بیفاصله
معانی دیگر: (زمان یا ترتیب یا فاصله) نزدیک ترین، مستقیم

بررسی کلمه Proximate

صفت ( adjective )
مشتقات: proximately (adv.), proximateness (n.), proximation (n.)
(1) تعریف: very close or near in location or time.
مشابه: adjacent, approximate, close, immediate, neighboring

(2) تعریف: directly preceding or following in order.

(3) تعریف: nearly exact; approximate.
متضاد: exact
مشابه: approximate, near, rough, rude

واژه Proximate در جمله های نمونه

1. The proximate cause is more simple.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علت قطعی بیشتر ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علت تقریبی ساده تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The foregoing discussion has dealt with proximate causes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بحث فوق با علل قطعی مواجه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بحث مذکور با علل تقریبی برخورد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It is clear that the proximate cause has been government action.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روشن است که علت قطعی اقدام دولت بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واضح است که علت تقریبی آن اقدام دولت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The obvious proximate cause was last week's trade figures, and these spell serious trouble for the Chancellor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علت قطعی این موضوع ارقام تجاری هفته گذشته بود و این موضوع برای صدراعظم گرفتاری جدی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دلیل اصلی آشکار این بود که ارقام تجاری در هفته گذشته بود و این امر موجب شد که معاون رئیس جمهور با مشکل جدی مواجه شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The proximate cause of death was colon cancer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علت قطعی مرگ، سرطان روده بزرگ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علت تقریبی مرگ سرطان کولون بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But still these are all proximate causes of poor performance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این ها همه دلایل قطعی عملکرد ضعیف هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما هنوز هم این همه علل تقریبی عملکرد ضعیف هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A proximate analysis of coal was conducted with TG - DTG - DTA thermal analysis technology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحلیل تقریبی زغال‌سنگ با استفاده از فن‌آوری آنالیز حرارتی TG - DTG انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل تقریبی زغال سنگ با فن آوری تجزیه و تحلیل حرارتی TG - DTG - DTA انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The proximate desired closed - loop model is got by the controller.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدل حلقه بسته مورد نظر به وسیله کنترلر قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدل کنترل کننده دلخواه دلخواه به وسیله ی کنترل کننده به دست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. My sister, Satya, lives several blocks abungalow safely proximate to the ocean.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خواهرم، Satya، چندین بلوک دارد که به طور ایمن به اقیانوس نزدیک می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خواهر من، ساتیا، چندین بلوک چوبی را با خیال راحت به اقیانوس نزدیک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The definition of proximate rule was proposed based on the characteristic of text classification rule extraction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعریف قاعده قطعی براساس ویژگی استخراج قانون طبقه‌بندی متن پیشنهاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعریف قانون منحصر به فرد براساس ویژگی استخراج قوانین طبقه بندی متن پیشنهاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Principle of proximate cause is the fundamental in the phase of claiming damages and claiming setting for marine insurance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اصل علت قطعی، اساسی در مرحله ادعای خسارت و ادعای ایجاد بیمه دریایی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصل علت مجاورت در فاز ادعای خسارت و ادعای تنظیم برای بیمه دریایی اساسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The proximate cause of the rift between the former Kyrgyz president and the Kremlin was his reneging on a deal to evict U. S. forces from a military base in Kyrgyzstan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علت قطعی شکاف بین رئیس‌جمهور سابق قرقیزستان و کرملین جهت بیرون راندن یو اس نیروهای نظامی از پایگاه نظامی در قرقیزستان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علت تقریبی اختلاف بین رئیس جمهور پیشین قرقیزستان و کرملین، رد شدن او از قرارداد برای اخراج نیروهای آمریکایی از پایگاه نظامی در قرقیزستان بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. My intimate mate's ultimate estimate a proximate the a ropriate value.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست صمیمی من تخمین نهایی یک ارزش ropriate را تخمین می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نهایتا همسر متاهل من تخمین زده می شود که یک مقدار مناسب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Chapter four explores the rules of proximate cause comprehensively and carefully through empirical analysis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فصل چهار، قواعد علت قطعی را به طور جامع و با دقت از طریق تحلیل تجربی بررسی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فصل چهارم قوانین علمی مجاور را به طور جامع و با دقت از طریق تجزیه و تحلیل تجربی بررسی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Connect people who are proximate geographically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افرادی را که از لحاظ جغرافیایی نزدیک هستند به یکدیگر متصل کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افرادی را که از لحاظ جغرافیایی نزدیکی دارند متصل کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Proximate

نزدیک (صفت)
near , nigh , close , nearby , hand-to-hand , adjacent , adjoining , neighbor , contiguous , vicinal , accessible , relative , proximate , forthcoming , upcoming
پیوسته (صفت)
contiguous , vicinal , eternal , incessant , continuous , attached , allied , united , joined , connected , proximate , continual , uninterrupted , ceaseless , syndetic , coalescent , legato , married
تقریبی (صفت)
approximate , proximate
بیفاصله (صفت)
proximate

معنی عبارات مرتبط با Proximate به فارسی

معنی Proximate در دیکشنری تخصصی

proximate
[صنایع غذایی] نزدیک ، مستقیم ، بدون فاصله
[حقوق] قریب، مجاور، نزدیک، بلافصل، مستقیم
[زمین شناسی] مخلوط تقریبی،مخلوط پیوسته - واژه به کاررفته توسط اودن(1914) برای یک مخلوط (در یک رسوب دارای دانه هایی در چندین اندازه) که ذرات آن از نظر اندازه بیشترین شباهت را با آنهایی که فراوان بوده یا دارای حداکثر اندازه هستند، دارد؛ ماده ای در یک یا دو رده مجاور با رده حد اکثر هیستوگرام.
[علوم دامی] تجزیه تقریبی ؛
[شیمی] تجزیه تقریبی
[زمین شناسی] تجزیه تقریبی - یک آزمایش فیزیکی یا غیر شیمیایی از سازنده زغال . کاملا دقیق نیست ولی برای تعیین ارزش تجاری مفید است
[حقوق] علت نزدیک، علت اصلی، علت عمده، علت اساسی، علت مستقیم، علت مؤثر
[حقوق] نتیجه مستقیم، نتیجه طبیعی
[زمین شناسی] کیسه تقریبی - کیسه دینوفلاژلیتی که هم اندازه یا نسبتاً مشابه با دیواره متحرک می باشد. نسبت قطر توده اصلی به قطر کلی کیسه بیش از 0/8 است. این واژه به مجاورت فرضی دیواره کیسه اصلی با دیواره در زمان کیسه بندی اطلاق می شود.
[حقوق] خسارت مستقیم

معنی کلمه Proximate به انگلیسی

proximate
• next, closest, nearest; adjacent, nearby, located in close proximity

Proximate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد عبدالعلی‌پور ١٧:٣٩ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
قریب
|

احمد sprite ١٦:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٨
تقریبی - نزدیک
|

احمد sprite ١٦:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٨
تقریبی - نزدیک
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی proximate
کلمه : proximate
املای فارسی : پرخیمت
اشتباه تایپی : حقخطهئشفث
عکس proximate : در گوگل


آیا معنی Proximate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )