برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

Punctuation

/ˌpəŋkt͡ʃuːˈeɪʃn̩/ /ˌpʌŋkt͡ʃʊˈeɪʃn̩/

معنی: تاکید، نشان گذاری، نقطه گذاری
معانی دیگر: (دستور زبان) نقطه گذاری

بررسی کلمه Punctuation

اسم ( noun )
مشتقات: punctuative (adj.)
(1) تعریف: the process or an instance of adding certain marks, such as the question mark or comma, to groups of written words so as to indicate a pause, subordination, or quotation, or otherwise clarify meaning or inflection.

(2) تعریف: collectively, the marks used in such a process or instance; punctuation marks.

واژه Punctuation در جمله های نمونه

1. punctuation marks
نشان‌های نقطه‌گذاری

2. He was known for his poor grammar and punctuation.
[ترجمه ترگمان]او به خاطر دستور زبان و تلفظ ضعیف خود مشهور بود
[ترجمه گوگل]او برای دستور زبان و علائم ضعیفش شناخته شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His letter was completely without punctuation.
[ترجمه ترگمان]نامه‌اش به طور کامل بدون نقطه‌گذاری بود
[ترجمه گوگل]نامه او کاملا بدون نشانه گذاری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Check and double-check spelling and punctuation.
[ترجمه ترگمان]غلط‌یابی املایی و punctuation را بررسی و دو برابر کنید
[ترجمه گوگل]املا و علامت گذاری را بررسی و بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Our teacher is very fussy about punctuation.
[ترجمه ترگمان]معلم ما در مورد نقطه‌گذاری بسیار ایراد دارد
[ترجمه گوگل]معلم ما در مورد نشانه گذاری بسیار صبور است
[ترجمه شما] ...

مترادف Punctuation

تاکید (اسم)
accent , emphasis , underscore , stress , affirmation , assertion , confirmation , punctuation
نشان گذاری (اسم)
impression , notation , mark sensing , punctuation
نقطه گذاری (اسم)
punctuation

معنی عبارات مرتبط با Punctuation به فارسی

زیر واژه
(دستور زبان) نشانه های نقطه گذاری (مانند کاما یا ویرگول)، علائم نقطه گذاری درجملات
نماد نقطه گذاری
(دستور زبان و نقطه گذاری) زیاده روی در نقطه گذاری (در مقایسه با: open punctuation)
(دستور زبان و نقطه گذاری) کم نقطه گذاری (کاربرد ویرگول و غیره به مقدار کم - در برابر: نقطه گذاری فشرده close punctuation)

معنی کلمه Punctuation به انگلیسی

punctuation
• system of symbols used to divide or clarify text (such as !, ?, ", etc.); act of placing punctuation marks within text; vocalization; act of emphasizing
• punctuation is the system of marks such as full stops, commas, and question marks that you use in writing to divide words into sentences and clauses.
punctuation mark
• marks used in writing to make the meaning clear (i.e. periods, commas, etc.)
• a punctuation mark is a sign such as a full stop, comma, or question mark.
punctuation marks
• system of marks that is used so as to stress the text and to divide it between words and sentences
punctuation rules
• rules that dictate where punctuation marks are to be placed
assyrian punctuation
• method of marking the vocalization or punctuation of the ancient assyrian language
babylonian punctuation
• method of marking the vocalization or punctuation of the ancient babylonian language
lower case punctuation
• method of punctuation used in modern hebrew
upper case punctuation
• method of placing punctuation above the letters

Punctuation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صدرا
خوش قولی، منظم و سر وقت بودن
hamed
علامت های دستوری نظیر کاما ویرگول و نقطه
احمد رضا علوی بختیاروند
نقطه گذاریHave I checked my spelling,grammy and punctuation
عاطفه موسوی
علامت گذاری
سعید ترابی
علائم نوشتاری مانند نقطه، ویرگول، علامت سوال ...
Mohsen
علایم نگارشی. مثل نقطه،خط تیره و......
ایمان امیری
در جواب معنی پیشنهادی "صدرا" باید گفت که اون punctuality هست که معنی خوش قولی میده.
san
علام دستور‌ زبان
نقطه ویرگول و...
این کلمه رو با 👈punctual 👉که معنای وقت شناس میده اشتباه نگیرین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی punctuation
کلمه : punctuation
املای فارسی : پونکتواتین
اشتباه تایپی : حعدزفعشفهخد
عکس punctuation : در گوگل

آیا معنی Punctuation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )