برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1294 100 1

path

/ˈpæθ/ /pɑːθ/

معنی: راه، جاده، مسیر، طریقه، طریق، مسلک، باریک راه، جاده مال رو
معانی دیگر: کوره راه، پاراه، جاده ی مالرو، گذر، خط سیر، گذر راه، (مجازی) طریق، طریقت، روش، (در باغ ها و پارک ها و غیره) راه، راهچه، گشتگاه، مخفف:، آسیب شناختی، بیمارگونه

بررسی کلمه path

اسم ( noun )
(1) تعریف: a track beaten by the feet of people or animals.
مترادف: pathway, track, trail
مشابه: alley, footpath, shortcut, walk

(2) تعریف: a generally narrow road or way.
مترادف: pathway, way
مشابه: approach, by-path, lane, passageway, road, route, walk

- a bicycle path
[ترجمه ترگمان] مسیر دوچرخه
[ترجمه گوگل] مسیر دوچرخه سواری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a course along which something travels.
مترادف: course, pathway
مشابه: road, route, trajectory, wake, way

- the path of a storm
[ترجمه ترگمان] مسیر طوفان
[ترجمه گوگل] مسیر طوفان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: a course of conduct.
مترادف: avenue, means, pathway, procedure, strategy
مشابه: approach, course, method, plan, process, road, way

- the path to political freedom
[ترجمه ترگمان ...

واژه path در جمله های نمونه

1. a path to perpetuity of fame
راهی به ابدیت شهرت،راهی برای شهرت جاودان

2. the path declines to the lake
راه به سوی دریاچه شیب دارد.

3. the path joins the highway
کوره‌راه به شاهراه می‌پیوندد.

4. the path of reform is to be paved with popular struggle
راه اصلاحات را باید با کوشش مردم هموار کرد.

5. a beaten path
راه پر رفت و آمد (معمولا توسط پیاده‌ها)

6. a devious path along the river
راه پریپچ و خمی در راستای رودخانه

7. a retired path
کوره راه به خلوت

8. a winding path that could only be travelled by mule
راه باریک و پرپیچ و خمی که فقط با قاطر قابل سفر بود

9. the meteor's path in the night sky
مسیر شهاب در آسمان شب

10. cross one's path
ملاقات کردن،تلاقی کردن با،با هم سروکار داشتن

11. smooth somebody's path
پیشرفت یا موفقیت کسی را تسهیل کردن

12. to beat a path through grass
از میان علف‌ها کوره راهی جستن

13. to clear a path through snow
در برف ...

مترادف path

راه (اسم)
pass , access , way , road , path , route , avenue , entry , manner , method , how , autobahn , highway , track
جاده (اسم)
way , road , path , route , street , line , turnpike , track , pathway , causeway , pad
مسیر (اسم)
distance , direction , way , road , path , route , course , line , track , waterway , orbit , itinerary , traverse , riverbed , tideway
طریقه (اسم)
way , path , manner , mode , method , fashion , modus
طریق (اسم)
way , road , path , manner , mode , method , fashion , modus
مسلک (اسم)
way , path , manner , method
باریک راه (اسم)
path
جاده مال رو (اسم)
path

معنی عبارات مرتبط با path به فارسی

راه اسب رو، راه ویژه ی اسب سواران، راه مال رو، جاده اسب رو، راه باریک
مسیربحرانی
ملاقات کردن، تلاقی کردن با، با هم سروکار داشتن
علوم مهندسى : مسیر عبور جریان برق
عیاشی و خوشگذرانی، راه عیش وخوشی، راه تسلیم ورضا
پیشرفت یا موفقیت کسی را تسهیل کردن
خط مشی (ویژه ای) اتخاذ کردن

معنی path در دیکشنری تخصصی

path
[عمران و معماری] مسیر - جاده - راه - گذرگاه - معبر - راهرو
[کامپیوتر] مسیر - 1- مسیری که مشخص می کند چگونه می توان فایلی را که روی دیسک در چندین دایرکتوری قرار دارد، پیدا کرد. 2- در MS-DOS و سیستمهای عامل مرتبط، مسیرها به یکی از دو شکل زیر هستد: AAA\BBB\CCC \ . یعنی « در دایرکتوری ریشه ، یک دایرکتوری به نام AAAوجود دارد ، و در دایرکتوری AAAیک دایرکتوری BBB قرار دارد، و در دایرکتوری BBB نیز یک دایرکتوری یا فایل به نام CCC وجود دارد. » اگر نخستین "\" را برداریم ، مسیر از دایرکتوری جاری شروع می کند. مانند مسیر AAA\BBB\CCC سعنی « دایرکتوری جاری یک دایرکتوری به نام AAA وجود دارد و در AAA یک دایرکتوری BBB وجود دارد . در BBB نیز یک دایرکتوری یا فایل CCC وجود دارد» . مسیرها در UNIX به همین شکل نوشته می شوند، با این تفاوت که به جای \ از علامت / استفاده می شود. 2- فرمانی در OS/2 ، MS-DOS و ویندوز که فایلهای اجرایی را در دایرکتوریهای گوناگونی جستجو می کند. این جستجو وقتی انجام می شود که فایلهای اجرایی( مانند EXE, .COM, .BAT) در دایرکتوری جاری موجود نباشند. فرمان path ، بیشتر به عنوان بخشی از فایل autoexec .bat است ، از این رو با راه اندازی کامپیوتر اجرا می شود؛ مثلاً اگر فایل autoexec.bat دارای فرمان زیر باشد: path c:\progs کامپیوتر به طور خودکار ، علاوه بر دایرکتوری جاری ، در گرداننده ی C به دنبال فایل progs می گردد . در فرمان path . بیش از یک دایرکتوری را میتوان مشخص کرد: path c:\progs; c\dos و می توان path را به صورت یک متغیر محیطی تنظیم کرد: set path = C:\progs; C:\dos در UNIX ، فرمان path متغیر محیطی است ، نه یک فرمان . در این سیستم عامل مسیرها مانند مسیرهای DOS عمل میکنند ، اما فرض بر این است که فایلهای اجرایی ( فرمان) در دایرکتوری موجود در مسر باشند. UXIX فایلهای اجرایی را در دایرکتوری جاری جستجو نمی کند، مگر اینکه در فرمان path علامت "." ( یعنی دایرکتوری جاری) وجود داشته باشد.نگاه کنید به hard disk directory ; autoexec.bat; management . - مسیر - فرمان PATH
[برق و الکترونیک] مسیر در فناوری مدار چاپی ، نوار رسانایی است که سوراخها را از روی سطح بردهای یک یا دو رویه یا داخل یک برد چند لایه به سکدیگر متصل می کند و ...

معنی کلمه path به انگلیسی

path
• track; lane; route; search route, list of libraries where the operating system dos will search for a file that the user tries to activate (computers)
• a path is a strip of ground that people walk along to get somewhere.
• your path is the space ahead of you as you move along.
• the path of something is the line which it moves along in a particular direction.
• a path that you take is a particular course of action or way of doing something.
path finder
• one who is an expert in discovering trails
path finding
• discovering trails
path name
• (computers) full file name which includes the library in which the file is stored
path statement
• command which indicates the library in which an operating system must search for files
path strewn with roses
• lucky path, easy path
beaten path
• path that many have travelled upon; way taken by many; something done by a lot of people
bicycle path
• path (alongside a roadway for example) used by cyclists
bridle path
• a bridle path is the same as a bridleway.
critical path
• schedule of activities which must be completed by particular dates in order for an entire project to be completed on time
downward path
• path that follows a downward slope; way that ends in failure
flight path
• flight route followed by aircraft
flow path
• route by which a current travels
lead a person up th ...

path را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهری مدآبادی
river path در بعضی جاها بستر رودخانه و در بعضی جاها مسیر رودخانه
خورشيدوند
جاده road
ما در مسیر موفقیت قرار داریم • We on the path of success
باران پناهیان
Path= طریق طریقه
Hadis
مسير باريك
tinabailari
It was difficult for him to go through the rocky path
برایش سخت بود که از راه سنگی عبور کند
💰💰

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی path
کلمه : path
املای فارسی : پثت
اشتباه تایپی : حشفا
عکس path : در گوگل

آیا معنی path مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )