برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1277 100 1

personally

/ˈpɜːrsənəli/ /ˈpɜːsənəli/

شخصا، به تنهایی، خود، به عنوان یک شخص، از نظر شخصیت، خود او (یا آنها)، از نظر من، به عقیده ی من، تا آنجا که مربوط به من می شود، خود من، (با: take) رنجیدن، به دل گرفتن، ازطرف خود، اصاله، بشکل شخص

بررسی کلمه personally

قید ( adverb )
(1) تعریف: in person; without the aid of others.
مشابه: in person

- He delivered the flower personally.
[ترجمه ترگمان] او گل را شخصا تحویل داد
[ترجمه گوگل] او شخصا گل را تحویل داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: as concerns one's self.

- Personally, I oppose the measure.
[ترجمه ترگمان] من شخصا با پیمانه مخالفت می‌کنم
[ترجمه گوگل] شخصا، من با این اقدام مخالف هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: as a person or individual.

- I like him personally, but he's a mediocre piano player.
[ترجمه ترگمان] من شخصا از او خوشم می‌آید، اما او یک نوازنده پیانوی متوسط است
[ترجمه گوگل] من شخصا او را دوست دارم، اما او یک بازیکن پیانو می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه personally در جمله های نمونه

1. he personally read the eulogy at his father's funeral
او ستایه‌ی مجلس ختم پدرش را شخصا قرائت کرد.

2. the pope personally consecrated him bishop
پاپ شخصا او را به مقام مطرانی مفتخر کرد.

3. he did it personally and without the others' help
او خودش و بدون کمک دیگران این کار را کرد.

4. i dislike him personally but i admire his poetry
از خود او بدم می‌آید ولی اشعار او را تحسین می‌کنم.

5. the prime minister personally laid the cornerstone of the building
نخست‌وزیر شخصا سنگ اول بنا را کار گذاشت.

6. i wish to greet them personally
دلم می‌خواهد شخصا به آنها خوش آمد بگویم.

7. to attend to a matter personally
شخصا به موضوعی رسیدگی کردن

8. The writer personally contributed £4 000 to the earthquake fund.
[ترجمه ترگمان]نویسنده شخصا ۴۰۰۰ پوند به صندوق زمین‌لرزه اختصاص داد
[ترجمه گوگل]نویسنده شخصا 4000 پوند به صندوق زمین لرزه کمک کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The owner of the hotel welcomed us personally.
[ترجمه ترگ ...

معنی کلمه personally به انگلیسی

personally
• in person, directly, while being present
• you use personally to emphasize that you are giving your own opinion.
• if you do something personally, you do it yourself rather than letting someone else do it.
• something that affects you personally affects you rather than other people.
take something personally
• take something to heart, take something as a personal insult
took it personally
• became emotional, took something to heart

personally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Matin
شخصا
متین خدایی
شخصاً
شمس الدین
گاهی می توند معنای �به تنهایی� بدهد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی personally
کلمه : personally
املای فارسی : پرسنللی
اشتباه تایپی : حثقسخدشممغ
عکس personally : در گوگل

آیا معنی personally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )