برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

perturbing

واژه perturbing در جمله های نمونه

1. they are perturbing social order with their lies and negative propaganda
با دروغ‌ها و تبلیغات منفی خود نظم اجتماعی را به هم می‌زنند.

2. News of the arrest perturbed her greatly.
[ترجمه ترگمان]خبر دستگیری او را خیلی ناراحت کرده بود
[ترجمه گوگل]خبر دستگیری او را به شدت تحریک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I was perturbed by his lack of interest.
[ترجمه ترگمان]از عدم علاقه او آشفته بودم
[ترجمه گوگل]من ناچیز نبودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She is very perturbed about her husband's health.
[ترجمه ترگمان]او در مورد سلامتی شوهرش نگران است
[ترجمه گوگل]او بسیار در مورد سلامت شوهرش مضطرب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her sudden appearance did not seem to perturb him in the least.
[ترجمه ترگمان]ظاهرش به نظر نمی‌رسید که او را تحت‌تاثیر قرار دهد
[ترجمه گوگل]ظاهرا ناگهان ظاهرا او را دست کم نگرفت
...

معنی کلمه perturbing به انگلیسی

perturbing
• distressing, worrying, alarming; bewildering, confusing; agitating, disturbing

perturbing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
آشفتن، آشفته کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی perturbing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )