انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

phalanx

تلفظ phalanx
تلفظ phalanx به آمریکایی/ˈfeɪlæŋks/ تلفظ phalanx به انگلیسی/ˈfælæŋks/

معنی: بند انگشت، استخوان انگشت یا پنجه
معانی دیگر: همرزمان، هم اندیشان، فوج، دیواره ی نظامی، (یونان باستان - آرایش سربازان در صف های به هم فشرده به طوری که سپرهای آنان یک دیوار زرهی ایجاد کند) فالانکس، (انسان ها) گروه متراکم، دسته ی به هم فشرده، اعضای جامعه یا همزیگان سوسیالیسی، دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه

واژه phalanx در جمله های نمونه

1. the police formed a phalanx in front of the prison door
ترجمه ماموران پلیس یک صف بهم فشرده در جلو در زندان تشکیل دادند.

2. A solid phalanx of policemen blocked the road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته‌ای از ماموران پلیس هم راه را مسدود کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک فالانسی جامد از پلیس جاده را مسدود کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Bodyguards formed a solid phalanx around the singer so that photographers couldn't get close.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Bodyguards یک گروه جامد در اطراف این خواننده ایجاد کرد تا عکاس نتواند به آن نزدیک شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محافظان یک فالنکس جامد در اطراف خواننده ایجاد کردند تا عکاسان بتوانند نزدیک شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The protesters ran into a solid phalanx of riot police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معترضان به یک گروه جامد از پلیس ضد شورش وارد شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معترضان به یک فالنکس جامع از پلیس ضد شورش زدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Beyond them a phalanx of armored personnel carriers was lined up three abreast, their heavy guns pointed toward our bank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن سوی آن‌ها چندین نفر از افراد مسلح و مسلح در کنار آن‌ها صف کشیده بودند و تفنگ‌هایشان را به طرف بانک ما نشانه رفته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فراتر از آن، فالانکس حامل های زره ​​پوش سه عدد در کنار هم قرار گرفت، اسلحه های سنگین آنها به سمت بانک ما اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She wants a phalanx of allies at her back before she climbs those stairs again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از اینکه دوباره از پله‌ها بالا برود، او دسته allies را می‌خواهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قبل از اینکه دوباره از این پله ها صعود کند، می خواهد یک فالانکس از متحدانش را پشت سر او بگذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He spotted another phalanx of flies stuck to the walls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته دیگری از مگس‌ها را دید که به دیوارها چسبیده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک فالانکس دیگر از مگس ها را به دیوارها گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Four made a phalanx before the booth, tapping their lead truncheons, their feet splayed like a squad of riot police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهار نفر پس از آن که به غرفه نزدیک شدند، چهار نفر از دسته دسته ضربت چماق خود را به چماق می‌زدند، و پاهایشان را به بغل چسبانده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهار نفر قبل از غرفه، قبل از غرفه، با استفاده از تیرهای سر خود را ساخته، پای آنها را مانند یک گروه از پلیس ضد شورش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Stepping off the plane, the President faced a phalanx of cameras and reporters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور با گروهی از دوربین‌ها و خبرنگاران رو به رو شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور با فشاری از هواپیما با دوربین فشاری و خبرنگاران مواجه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The phalanx of ladies drew me away from there and up a gully.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته خانم‌ها مرا از آنجا بیرون کشیدند و یک مسیل بیرون کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فالانکس خانم ها مرا از این جا دور کرد و تا یک چرک را نگه داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But this phalanx of enemies, all with influence in the legislature, did not present an unbroken front.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این دسته از دشمنان، که در هیات قانون گذاری نفوذ داشتند، جبهه unbroken را در پیش نداشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این فالانسی دشمنان، همه با نفوذ در مجلس قانونگذاری، جلوی ناگسستنی را ارائه نمی داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The laser would operate using the existing Phalanx radar and command and control system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیزر با استفاده از رادار و سیستم کنترل و کنترل موجود کار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لیزر با استفاده از رادار و فالانکس موجود و سیستم فرمان و کنترل عمل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A phalanx of armed officers made sure reporters did not venture into town.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروهی از افسران مسلح اطمینان داشتند که خبرنگاران جرات ورود به شهر را ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک فالانکس از افسران مسلح اطمینان داد که خبرنگاران به شهر نرسیده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف phalanx

بند انگشت (اسم)
knuckle , phalanx , phalange
استخوان انگشت یا پنجه (اسم)
phalanx , phalange

معنی کلمه phalanx به انگلیسی

phalanx
• line of battle, infantry line; group; platoon
• bone of a finger or toe
• a phalanx is a group of soldiers or police who are standing or marching close together in order to fight; a formal word.
• a phalanx of people is a large group who are brought together for a particular purpose; a formal word.

phalanx را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی phalanx

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٣:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
انبوه، توده، مجموعه، خيل كثير
|

پیشنهاد شما درباره معنی phalanx



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی phalanx
کلمه : phalanx
املای فارسی : فلنکس
اشتباه تایپی : حاشمشدط
عکس phalanx : در گوگل


آیا معنی phalanx مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )