انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 956 100 1

phreatic

تلفظ phreatic
تلفظ phreatic به آمریکایی تلفظ phreatic به انگلیسی

زیست شناسى : ابزاد چاهى

معنی phreatic در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] فراتیک آتشفشانهای گنبدشکل پرشیب یا با کالدرای فروریخته همراه فوران های انفجاری شدید و مخرب و بهمن های سوزان با پرتاب سنگ ویا ماگما ویا بخار و اغلب، ماگمای ویسکوز غنی از سیلیس، که به سمت آب دریا یا آب زیرزمینی حرکت می کند.
[کوه نوردی] غار انحلالی ، دالان انحلالی
[عمران و معماری] دوره نوسان
[زمین شناسی] دوره نوسان
[عمران و معماری] افت سطح ایستابی - پایین رفتن سطح ایستابی
[زمین شناسی] افت سطح ایستایی، پایین رفتن سطح ایستایی
[زمین شناسی] انفجار سطح آب اشباع نوعی انفجار آتشفشانی است که وقتی آب و سنگ آتشفشانی داغ بر هم اثر گذاشته و انفجار عظیمی از بخار و سنگهای سخت شده را بوجو می آید
[عمران و معماری] نوسان ایستابی
[زمین شناسی] نوسان ایستایی
[آب و خاک] نوسان سطح آب
[زمین شناسی] گاز سطح آب اشباع، گاز فراتیک گاز تشکیل شده حاصل از تماس آب جوی یا سطحی با ماگمای در حال صعود
[آب و خاک] خط سطح آب
[زمین شناسی] محلول سطح آب اشباع حرکت محلول توسط آب زیرزمینی در زیر سطح ایستابی
[عمران و معماری] سطح آب زیرزمینی - سطح ایستابی آزاد
[آب و خاک] سطح ایستابی
[زمین شناسی] سطح ایستایی، سفره آب زیرزمینی ، سطح آب اشباع، سطح آب فراتیک ، سطح ایستابی (water table) -
[عمران و معماری] آب زیرزمینی - سفره آب آزاد
[آب و خاک] آب زیرزمینی
[زمین شناسی] فراتیک عمیق به تشکیلات غاری واقع در عمق قابل توجهی از رأس منطقه اشباع آبی گویند. نیز ببینید: فراتیک کم عمق.
[زمین شناسی] آب سطح اشباع
[زمین شناسی] زون سطح آب اشباع، زون فراتیک ، زون اشباع

phreatic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی phreatic

مریم ١٧:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
زیرزمینی
|

ماندانا بهرامی ١١:١٨ - ١٣٩٧/١٠/١٤
آب-اشباع،
phreatic-level: سطح آب آزاد
|

پیشنهاد شما درباره معنی phreatic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی phreatic
کلمه : phreatic
املای فارسی : فراتیک
اشتباه تایپی : حاقثشفهز
عکس phreatic : در گوگل


آیا معنی phreatic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )