برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1354 100 1

ping pong

/ˈpɪŋˈpɒŋ/ /pɪŋˈpɒŋ/

پینگ پنگ، تنیس روی میز (با p و p کوچک هم می نویسند - table tennis هم می گویند)، پینگ پنگ بازی کردن

واژه ping pong در جمله های نمونه

1. a ping-pong table should be perfectly even
میز پینگ‌پنگ باید کاملا تخت باشد.

معنی کلمه ping pong به انگلیسی

ping pong
• ping-pong is the same as table tennis; an informal word.
ping pong paddle
• small wooden racket used in the game of ping-pong

ping pong را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tinabailari
ورزش پینگ پنگ

she likes playing ping- pong
او پینگ پنگ بازی کردن را دوست دارد
پ ن : معمولا بین دو کلمه پینگ و پنگ در انگلیسی خط تیره میگذارند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ping pong
کلمه : ping pong
املای فارسی : پینگ پنگ
اشتباه تایپی : حهدل حخدل
عکس ping pong : در گوگل

آیا معنی ping pong مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )