برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1314 100 1

play the game

واژه play the game در جمله های نمونه

1. When you play the game of thrones, you win or you die. There is no middle ground.
[ترجمه ترگمان]وقتی بازی تاج و تخت رو می‌کنی، تو برنده میشی یا می‌میری زمین وسطی وجود نداره
[ترجمه گوگل]هنگامی که شما بازی تختهای بازی می کنید، شما برنده می شوید یا شما می میرید هیچ زمین وسطی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We'll need a flat surface to play the game on.
[ترجمه ترگمان]ما به سطح صاف نیاز داریم تا بازی را ادامه دهیم
[ترجمه گوگل]ما به یک سطح مسطح نیاز داریم تا بازی را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We need two dice to play the game.
[ترجمه ترگمان]ما به دو تاس برای بازی کردن نیاز داریم
[ترجمه گوگل]ما برای بازی کردن به دو تاس نیاز داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you want a promotion, you've got to play the game.
[ترجمه ترگمان]اگه ترفیع بگیری باید بازی رو شروع کنی
[ترجمه گوگل]اگر شما یک ارتقاء را می خواهید، باید بازی کنید
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه play the game به انگلیسی

play the game
• act in the prescribed manner

play the game را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سونیا
مسخره
بهرام
مسخره بازی
zahta
چرت
aynaz
یکی نیس معنی درست اینو بدونه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی play the game مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )